نویسنده : شروین پاکزاد
@Solfamin
گرچه هنر اساسا ، همیشه و در همه جا یک چیز است اما در همین تنوع خود همیشه دو نوع تمایل متفاوت از هم وجود داشته است که مخالف هم میباشند.یکی از آنها به خلق مستقیم زیبایی جهانی توجه دارد و دیگری به بیان فکر و تجربه ی انسان ! #فیگوراتیو در هنر موسیقی به بدنه و ساختار صوتی آهنگ کلام و ضرب در قاب فرم و رنگ صوتی اطلاق میشود.او می کوشد تا میان #عینیت و #ذهنیت موجود یک پیوند خوب و صمیمی برقرار کند و فکر و ایده ی هنرمند را از طریق یک فرم موسیقایی در جان صدا بنشاند و با تراش و مهار آن ،با اضافه کردن نقش روح در صوت ، به آزادی صوتی و شکل گیری فرم کمک بکند. پس در وادی #فیگوراتیو است که موسیقی شکلی از هنر های تجسمی را در خلق و پیدایش خود تجربه میکند ، یعنی آهنگسازی که به حالات خود چه از حافظه و چه از بیخبری دست یابد ، خودش را هر چه که باشد ،در قاب صدایی میبیند که پیش روی اوست و تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا وجودش را در آن اختیار کند و موجودی زنده و صاحب عقل و ایده که خاصیت خود تعین بخشی را دارد به وجود بیاورد.این اصالت که تنها در ید #هنرمند باقی میماند ، کاوشی عمیق از سیر آفرینش های ترکیبی هنری به بار میآورد.لذا #تکنیک ، فن اجرای #ذهنیت خواسته یا ناخواسته ی ماست در قبال ایده ای که قرار است به اشیا (مثلا اصوات ) دیکته کنیم.
