#حافظه در شعر در روند شعر خود به خودی یک بار معنایی مجزا محسوب می شود. شاعر پس از آنکه نوشت "شب"، حتما نباید تعریفی یا حالتی از شب را در ادامه متن تعریف کند.(ذهن خود را درگیر بایدها و نباید ها کند). شاعر باید شب را در حافظه ی خود رها کند تا هر چه شب و زمانه در او از گذشته کسب شده است مرور شود و با تمرین در نوشتن خود به خود به جای دیگری برود. یعنی آزاد گذاشتن حافظه در میل به هر جهتی. به شما پیشنهاد میدم تا یک صفحه با چهل خانه طراحی کنید و در هر سلول یک واژه نصب کنید. مطمئنا با یک نگاه اجمالی به همه ی آنها، ناخودآگاه به یاد چیزهای دیگری خواهید افتاد. حالا این کار رو اگه با دقت ذهنتان انجام بدید، یعنی ذهن خود را در بی نهایت توسعه بدهید ، میلیاردها تجربه ی خیال انگیز شکل میگیرند .به طور حرفه ای تر، اگر شکست را در یک جهت و پیروزی را در جهت دیگر شتاب بدهید، ذهن شما میشود تمام ترکیبات شکست و پیروزی که عقل شما تجربه کرده است. این تمرین قدرت رهاسازی محتوای ذهن در بی نهایت تجربه محسوب میشود که قرارداد های حافظه ای را کنار میگذارد تا تجربه ی بی پایانی از شعر در حافظه خلق شود.
حافظه ی تکنولوژی کامپیوتری در درک پیام های فکری بسیار بی نظیر عمل میکند.در زمان آهنگسازی به شیوه های الکترونیکی ما چهار عدد حافظه ی بزرگ در اختیار داریم . حافظه ای که مشخصات فیزیکی صوت (نواک ، طنین و شدت ) را در بر دارد. حافظه ای که سطح نمایش صدا را حفظ میکند و پیرامون نزدیک و دور صدا را به نسبت قاب موسیقی تغیر میدهد. حافظه ای در ترکیب یکباره ی صداها ، که به فیگوراسیون و ژست نهایی ختم میشود ، و دست آخر حافظه ای که در خود صدا ست را به ما نشان میدهد. جان صدا ، بی فرم ، بی قاعده و بسیار بی ریخت میباشد.ریاضی دانان با استفاده از هندسه فرکتالی یا برخال ، میتوانند درجه ی پیچیدگی بافت در حال نمایش را تغیر بدهند و زبان صدا را جراحی کنند. نوع اول را میتوانید در پیانو رل اف ال استودیو پیدا کنید .صفحه ی بی نظیر پیش روی چشمتان واقعا یک انقلاب محسوب میشود.یک حافظه در مرکز و ابزار مختلف تنظیمی که در طرفین این سطح قرار دارد ، شامل خط زمان ،صفحه ی پهن فرکانسی، و در پایین خود تغیر اندازه های ورودی میباشد . به شما پیشنهاد میدم حتما این صفحه را با جزئیاتش به خاطر بسپارید.این یک فرصت طلایی در القای تکنولوژی و نظام تئوری موسیقی در ذهن محسوب میشود.سه حافظه ی دیگر نیز به همین ترتیب خودشان را در گوشه کنار اف ال به ما نشان میدهند که باید با برنامه تشریح شوند. *پس از طرح و جمع آوری اطلاعات لازم ، جزئیات را در یک ترم مفصل تعریف میکنیم.
#تمرین_آمادگی_ذهنی_در_شعرنویسی
در شعر نویسی هرگز به آغاز سخن فکر نکنید، این کار باعث میشود تمام لحظه ها پیش فکرتان گم بشوند و دیگر جایی برای فرود وجود نداشته باشد! بهتر است ذهن خود را در بی نهایت قرار بدهید تا جریان حافظه از طبقه بندی عقل خارج شود و تمام ارزش ها و باور های درونش را عرضه کند. از میان این رشد بی نهایت اطلاعات ، خیال متولد میشود و از قدرت خودش زبان را جذب میکند .باور های خیالی ما چون از فرایند های انتخابی در گذشته می آیند، مظهر جان عقل ما هستند، پس میتوان به روند خود به خودی آن اطمینان کرد و درگیر ناخود آگاه شد. #ناخودآگاه یعنی دریافت آگاهی از عالم بیخبری. بی خبری از طریق ادراکات حسی، حافظه، گواهی دیگران و یا از برخورد اتفاقی احتمالی که در عالم موانع عقلی بر ما انسان ها وارد میشود. در واقع عقل، تمام مسیرهای ممکن را میتواند تجربه کند اما از آنجا که حافظه ی کاملی او را همراهی نمیکند، مجبور است هر از گاهی آن چیز را تجربه کند. برای مثال به دیدنش برود یا اینکه لمسش کند. اینکه تجربه باعث تقویت حافظه میشود، عقل را بر جهان حاکم تر میکند و در کنار ایمان، وجود خداوند را در عقل، پایانه ی تمام هستی میشمارد.
«یادداشت نظری/مانیفستِ شعر»
ایدهی مرکزی: اگر در شروعِ نوشتن به «آغازِ درست» فکر کنیم، جریان لحظهها قطع میشود؛ پس باید ذهن را در وضعیتِ بینهایت/جریان آزاد گذاشت تا خیال از دلِ انبوهِ دادهها بیرون بیاید و زبان را با خودش همراه کند. بر همین مبنا، چند تمرین عملیِ «آمادگی ذهن» برای شعرنویسی موجود است که دقیقاً با منطقِ شعر نوشتن یکی است. (کمتر کنترلِ عقل، بیشتر راه دادن به ناخودآگاه، و بعد—در مرحلهی دوم—ویرایش آگاهانه).
----------------------------------------
۱) تمرین «آغاز ممنوع» (۳ تا ۷ دقیقه)
* قانون: حق ندارید سطر اول را “درست” شروع کنید.
* از وسطِ یک تصویر شروع کنید: «…و ناگهان»، «…درست وقتی»، «…بین دو صدا»، «…روی لبهی…»
* فقط بنویسید و خط نزنید.
هدف: شکستن وسواسِ شروع و فعال کردن جریان.
----------------------------------------
۲) تمرین «نوشتارِ پیوسته» (۱۰ دقیقه)
* یک تایمر بگذارید.
* هرچه میآید بنویسید؛ حتی اگر بیربط است.
* اگر گیر کردید، همان را بنویسید: «گیر کردم چون…» تا دوباره راه باز شود.
هدف: عبور از طبقهبندی عقل و رسیدن به مواد خامِ خیال.
----------------------------------------
۳) تمرین «سه درِ ناخودآگاه» (۱۵ دقیقه)
سه منبعی که خودتان هم اشاره کردهاید را فعال کنید: حس، حافظه، برخورد اتفاقی.
1. حسی: پنج چیز که الان میبینید/میشنوید/بو میکنید را بنویسید.
2. حافظه: یک خاطرهی کوچکِ بیاهمیت (مثلاً یک لیوان، یک راهرو، یک لباس) را به جزئیات توصیف کنید.
3. اتفاقی: یک کلمه را تصادفی انتخاب کنید (از کتاب، تابلو، پیام، دیکشنری) و مجبورش کنید وارد شعر شود.
هدف: ساختن «جریان داده» تا خیال از دلش زاده شود.
----------------------------------------
۴) تمرین «تصویرسازیِ بیمنطق» (۸ دقیقه)
۵ ترکیب بسازید که عقل در حالت عادی ردشان میکند، مثل:
* «سایهی داغ»
* «صدای آبی»
* «پنجرهی خسته» بعد هرکدام را یک سطر ادامه بدهید: چرا داغ است؟ چرا آبی؟ چه میخواهد؟
هدف: تربیت خیال برای تولیدِ پیوندهای غیرمنتظره.
----------------------------------------
۵) تمرین «زنجیرهی تداعی» (۶ دقیقه)
یک کلمهی ساده انتخاب کنید: «نان»، «باران»، «اتاق». بعد بدون فکر، ۲۰ واژه پشت سر هم بنویسید که به آن تداعی میشوند.
سپس از بینشان ۵ واژه را بردارید و با آنها یک بند بسازید.
هدف: رفتن از «واژه» به «میدانِ تداعی»؛ جایی که ناخودآگاه راحتتر حرف میزند.
----------------------------------------
۶) تمرین «دو مرحلهای: رهاسازی + عقل» (مدل پیشنهادی)
این تمرین کمک میکند هم به ناخودآگاه «اعتماد» کنید هم از عقل برای شکلدادن استفاده کنید:
مرحله زمان کار قانون رهاسازی ۱۰ دقیقه نوشتار پیوسته/تصویر آزاد هیچ ویرایشی ممنوع انتخاب ۵ دقیقه زیر ۳ سطر/تصویرِ زنده خط بکشید فقط انتخاب، نه بازنویسی شکلدهی ۱۰ دقیقه از همان ۳ سطر یک شعر کوتاه بسازید هر حذف/جابهجایی آزاد
هدف: مواد خام از ناخودآگاه، ساختار از عقل—بدون اینکه یکی دیگری را خفه کند.
----------------------------------------
۷) تمرین «فرود» (برای حل مشکلِ “جایی برای فرود نیست”)
شما با فکر کردن به آغاز شعرتان، دیگر جایی برای فرود نمیماند. برای فرود، از این سه راه استفاده کنید:
* فرودِ تصویری: تصویر آخر، تصویر اول را وارونه کند.
* فرودِ اعترافی: یک جملهی خیلی ساده و بیآرایه در پایان.
* فرودِ حسی: پایان را با یک حس تمام کنید (بو/صدا/لمس) نه با نتیجهگیری.
----------------------------------------
یک پیشنهاد برای خوب برای شعر شما
اگر قصد دارید از این نوشته «شعر» دربیاورید، میتوانید آن را به صورت بندهای کوتاه، تصویریتر و با فعلهای زندهتر بازنویسی کنید. مثلاً به جای تعریف مستقیمِ ناخودآگاه، نشان بدهید: «بیخبری از لای بوها، از پشتِ لمسها…»
----------------------------------------
اهداف :
1. تمرینهای بیشتر (مثلاً برای وزن/قافیه، یا شعر سپید)، یا
2. تبدیل همین متن به یک شعر سپید/نیمایی (با حفظ ایدهها)، یا
3. نقد دقیق متن: کجاها ایده خوب است، کجاها نیاز به شفافسازی یا تصویرسازی شعری دارد.
#جمله_ادبی کلمه + کلمه + کلمه + کلمه + ( . )
#عبارت_شاعرانه کلمه * کلمه * کلمه * کلمه * (! ؟ ؛ : )
شعر از تاثیر ( یا همان مفهوم ضرب در ریاضیات ) کلمات در هم شکل میگیرد . گسترش مسیر شعر در عالم خیال ، تابع بسیار پیچیده ای از گرایشات حسی به مقوله ی آشوب میباشد . شاعر با از کار انداختن معنای نزدیک کلمات (یعنی انتخاب کلمات در کنار یکدیگر به واسطه ی معنای دومشان یا منظور مورد نظرشان _نظیر شعر #کلاغ از #صفیر ) ، فضای حرکت کلمه را از طریق تونل زدن به عالم خیال میگستراند و اصطلاحا متن را به پرواز در میاورد .(به لحن رها و بی پروای همین اثر مجدد دقت کنید) تاثیر ضرب ناک کلمات در هم ، میتواند منشا تولد انواع فراوان احساسات آدمی باشد و او (شنونده) را تحت تاثیر عملکرد بی پایان روحیه شاعرانه ی خود قرار بدهد.در مورد معادلات شعری هم نیز به زودی گفتگویی خواهیم داشت .
عنوان :رسانه سفید (1)
با تشکر از نصیر مشکوری ،
تلنگرهای ذهنی من شماره 49
سفید نویسی نوعا در بستر ترویج فرهنگ تفکر ، تولید فکر از طریق ستایش جریان نخبه پروری و میدان دادن به جامعه فرهیختگان تعریف میشود که البته بگذارید در همین ابتدا با یک مثال واقعی از این تعریف روبرو شویم : به گفته خرداد عزیز ، (آرتیست ، پژوهشگر ، منتقد و از اعضای هیئت رئیسه رسانه زیرگذر ) در سال گذشته چیزی حدود 80 الی 90 نفر از میان چند صد نفری که در طرح آتیه سازان شرکت کرده بودند ، پس از انتخاب و داوری های آگاهانه ، از طریق پادکست های متعدد ، معرفی و آثارشان مورد حمایت ویژه قرار گرفت .( همگان دیدند و شنیدند) پس کاملا روشن است که خروجی رسانه ی سفید ، بلا استثنا یا تولید فکر است و یا معرفی مستعدین حرفه ای و آینده دار در جریان های فکری گوناگون.اما آیا ما واقعا از پشت صحنه ی این همه اتفاق خوب خبر داریم ؟ ساعت ها وقت کارشناسی برای تحقیق و مطالعه ، ارزیابی و نمونه برداری ، طرح و ایده ، مقایسه و سنجش ، ترکیب و جداسازی معانی و دست آخر اعتبار سنجی روزانه صرف میشود، تا چیزی با عنوان آرتیست سالاری و تولید فکر ، با هزینه کاملا رایگان روانه جریان بازار شود .بنابراین برای حمایت خودتان هم که شده از جریان سفید حمایت کنید و آگاهی را صمیمانه گسترش دهید.
حکومت نخبگان قسمت 2
بیان آزاد موسیقی در روش و پای عمل ، به پای کشف و پدیدار سازی گذاشته میشود . عنصری که میگوید صداهای ذهنتان را فراموش کنید ، به آشوب پیش رویتان معنی بدهید و آن را ظرف حافظه کنید. درک این آشوب ذهنی یا عینی و به تصویر کشیدن آن شما را در مسیر ساخت شک و تقدیر قرار خواهد داد.شاید نگران از دست رفتن محتوای اعتراضی خود باشید و سعی کنید تا از همان ابتدا با انتخاب جنس و اندازه خاصی از صداها ، با طراحی یک پیش حالت از بیان کلی خود ، افق خود را در ادامه محدود تر ادامه بدهید .اما در این صورت شما به جای صداها سخن گفته اید و مسیر آزادی را بر صداها محدود کرده اید . این پیشرفت خود به خودی که فرا واقعیت یا سوررئالیسم نام گرفته است ، به ذهن اجازه میدهد تا به واقعیت همانگونه که خودمان احساس میکنیم معنا ببخشیم و امر نسبیتی را بیش از بیش در تعارض با هرگونه قراردادی قرار میدهد.یک آشوب با چهار حس صوتی مختلف از ملودی ها ، بیس ها و درامز و پد را در نظر بیاورید.سوال مهم این میباشد که آیا در تکامل رفتار و بیان میان عناصر (از هنر فیگورسازی تا بیان حالت در ژست) را میتوان به خود صداها واگذار کرد ؟ . این اتفاق زمانی خواهد افتاد که اهنگساز به مقدار قابل توجهی حافظه در صدا ایجاد کرده باشد و این کار را با دقت بالا انجام داده باشد .زمانی که صداها با حافظه های متفاوت در کنار یکدیگر قرار بگیرند ، خود به خود با هم واکنش نشان میدهند تا بخش های مشترک حافظه را در خود پیدا کنند.محتوای این حافظه را نباید به چیزی فراتر از قابلیت های وجودی صداها تعریف کرد .این وجود در آنچه که مرسوم است نواک ، دینامیک ، طنین میباشد و ترکیبشان موجب به پیدایش تجربه های زیبا شناختی گوناگون میشود. در این پست کلیات فراوانی گفته شد که در ادامه بیشتر به بحث درباره ی آنها خواهیم پرداخت ، اما برای شروع میتوانید به مرکز فرماندهی تفکر در نرم افزار اف ال استودیو بروید و با انتخاب صداهای صاف و تقریبا بی خاصیت ، حافظه های عجیب و غریب طراحی کنید.
حکومت نخبگان قسمت ۱
هر موسیقیدانی که به دنبال پیدا کردن دریچه های تازه در فضای گفتگوی میان عناصر و ایجاد فرم های نوین امروزین میباشد به خوبی میداند که تاریخ هنر سیر آزادی است و این اتفاق را در کمال خودش ، یعنی آفرینش هنری به بار می آورد .هنر روح را از محدودیت های زبانی رها میسازاند و در قلب یک امر محسوس لذت ، الم ، نظم و دست آخر شگفتی را به نمایش میگذارد.برای نمونه او درد و رنج را نشانه ای از ضعف ، کاستی ، بی جان شدن و در نهایت تکرار شدن میداند.به ویژه آنکه ضرب های تکراری (نگاه کلاسیک) در موسیقی رپ ، تجربه ی زیباشناختی ما از آشفتگی و ناراحتی های روانی ست که به موجب آن کاستی ها و کمبود های دوران ها را در پی دارد .اینکه این ضرب های مریض یا احساسی زدگی ایجاد نکنند ناشی از بلوغ یک تفکر زیباست که به خوبی از عواطف مشترک در ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان ها اطلاع داشته باشد .پس اگر بگوبیم اهنگ سازان باید جامعه شناسی هنر را خصوصا در ارتباط با فلسفه ی تکنولوژی (آینده ی جهان نزدیک ) از سر بگذرانند گزافه نگفته ایم . البته با افتخار زیاد در حال حاضر من پیشرفت و رقابت را بیشتر در میان آهنگسازان سبک میبینم تا رپر هایی که این روزها حرف هایشان متاسفانه چنگی به دل نمی زند و کلامشان از مدارات قدرت به جای مانده است .
#رفتار حاشیه ای «بی مایگی اخلاقی»
در طی روزهای گذشته، موج بسیار پسندیده و پر قدرتی از سوی اصحاب رسانه های مختلف در رویارویی با پدیده ی زرد نویسی پدید آمده که پای بسیاری، از جمله هنرمندان زرد را هم به میان کشیده است. افرادی که عاشق شهرت هستند و برای چند کیسه کردن جیب هایشان، وارد فضای حاشیه ای با هنرمندان دیگر میشوند و مخاطبان را به واکنش و تولید سیاهه ای از حواشی دعوت میکنند. فرصتی عالی برای سودجویان مجازی که البته بازتاب های داغ و هیجانی ای از خود بجای میگذارد. تنها در یک مورد موثق، اگر تعصب های کورکورانه ی خود را به کنار بگذاریم، میتوانیم از نزاع های لفظی پیشرو و هیچکس که قدمتی به طول تاریخ رپ فارس داشته اند صحبت کرد. البته من به سیستماتیک بودن این جریان یقین چندانی ندارم اما وقتی ما مخاطبان تنها به این دلیل که هنرمند مورد علاقه مان عملکرد نسبتا خوبی دارد، اجازه ی هر اقدام زشت و زننده ای را بدهیم و رفتار او را مورد حمایت و تشویق خودمان قرار دهیم، تنها به داغ شدن تنور حاشیه کمک کرده ایم.
[(در این روزهای پر تنش که مردم به سختی در حال گذراندن رنج و مشقتهای فراوانشان هستند، بهتر بود هنرمندان ما با اتفاق عملشان، خیر برسانند و روحیه ی فعلی جامعه را مشوق کارهای آتی خودشان قرار بدهند که متاسفانه از بالا تا پایین این ماجرا همیشه اختلاف بوده است و جهل.)]
شعر در وجود کلماتی که تابع احساسات آوایی ما هستند، ابتدا از جنس واژگان میرسد و پس از ایده گرفتن از معناهای مختلف، وارد عالم ذهن میشود. این ورود به آزاد شدن حس تجربه در ذهنیت هنرمند و جمع شدن حواس او در حدود یک یا چند عنصر از حضور تجربه منجرب میشود. #دقت او با انحرافی که از معنای عالم واقع صورت میگیرد، شکل خیالی را دارد که مرتبا در خیال دیگری پیدا میشود. تداخل از خیالی به خیال دیگر در مرکز ساخت #آفرینشهای_هنری، همزمان با یک فشردگی در آمیخته میشود که کانال عبور تمام قسمت های فضا و زمان در شعر را تغییر می دهد. این کانال چیزی شبیه به هم خانواده شدن عبارات نزدیک به هم است، چه از بابت شکل و چه از حیث محتوای معنایی واژگان.
در این حالت که معلوم نیست از کجای خیال های مجاور شعر بیرون بزند، برش های متفاوتی در تجربه ایجاد میشود که به انتهای هر کدام از آن انتخاب ها، بی نهایت راه نرفته وجود دارد و مسیر آفرینش هنری را به کلی در گذرگاه دیگری میاندازد .این مساله نشان میدهد که در این جریان پر تلاطم، چرا همواره خطر نیافریدن یا شکست در آفرینش هنری، ممکن تر از هر حالتی ست و انحراف از ایده تا چه مقدار در نهایت زیاد میشود که البته در هنر جدید به چشم یک فرصت آفرینش واقعی به آن میشود معنا داد.
www.telegram.me/Solfamin
