یک جستجو درباره فن هیپ هاپ بسیار خیره کننده است. موضوع انقلاب 2020 رسانه هیپ هاپ و گشایش قوانین جمهوری در برقراری دموکراتیزه شدن فرهنگ فلو از ابتدای جنرال فرهنگ هیپ هاپ تصویر تمامیت خواه هیپ هاپ فارسی است. در ادامه تمرین و فن هیپ هاپ در این پست سعی در شناخت قطعه ای از هیپ هاپ اصالت خواه در مدار هیپاپولوژی شرقی.
1. چند آرتیست تجربی معرفی شوند که پیامدهای تجربیِ فنهای این مانیفست (استاتیک/موج سوم/گفتگو/کنشگری شبکه/داکای سفید بهعنوان نقد و پژوهش) را در عمل پیش میبرند.
2. این معرفی به فرمِ کاوربندی (جسم/ذهن/روان/متن) و در نهایت به شکل فرمول الماسی در چند زنجیرهی مینیمال مرتب شود؛ با یک سمتِ جنرال فرهنگ هیپهاپ و یک سمتِ نگاه ارشد جمعی/حقوق بشر و گفتگوی جهانی.
نکته مهم: در نتایج جستوجو، متنهای سولفامین "موج سوم" را عبور از پیچیدگیهای فرمی به سمت عادیسازی حقیقت در زندگی روزمره و جا انداختن فرهنگ گفتگو تعریف میکنند و داکای سفید را نقشِ پژوهش/پرسش و نقدِ خواناساز روی محصول رسانهای میگذارند. همچنین "فرمول الماسی" و "استاتیک هنر" بهعنوان ابزار روشساز برای نظم دادن به این وضعیت مطرح میشوند. بر همین اساس، آرتیستهایی را پیشنهاد میکنم که واقعاً در جهانِ هیپهاپ/آرتِ تجربی با این منطقها همراستا هستند (فلو/رسانه/تجربهگرایی/کنش اجتماعی).
آرتیستهای تجربی همراستا با این مانیفست (نمونههای جهانی)

1) Kendrick Lamar
* چرا تجربی/مانیفستی؟
آلبومهای مفهومی، روایت لایهلایه از جامعه شهری، هویت، تبعیض و تبدیل اثر به (رسانه) برای گفتگو عمومی. با منطق هیپهاپ بهعنوان روایت واقعیِ تبعیض و اعتراض همراستا است.
* کلید سولفامینی: گفتگو، حقیقت روزمره،کنشگر شبکه (انتقال روایت به مقیاس جمعی).
2) Run The Jewels (Killer Mike & El-P)

* چرا تجربی/مانیفستی؟ترکیب تکنیک تهاجمی/صنعتی با موضع گیری سیاسی روشن و تولید 'اثر رسانهای' برای اعتراض و نقد قدرت.
* کلید سولفامینی: نقد دو سویه، اعتراض، فن بهعنوان ابزار سازماندهی معنا (نزدیک به فاز تخریب/پرسش که در متن آمده).
3) JPEGMAFIA
* چرا تجربی/مانیفستی؟ شکستن فرمهای رایج، کولاژ صوتی، و تبدیل آشوب اطلاعاتی اینترنت به زبان هنری (خیلی نزدیک به ایدهی انسان امروز با زبان رسانهای/دیجیتال و قابسازی احساسات در شبکه).
* کلید سولفامینی: گیمسازی اطلاعات، زیباییشناسی دیجیتال، تجربهی شبکه.
4) Death Grips
* چرا تجربی/مانیفستی؟ افراط در ریتم/صدا و بدنمندیِ اجرا، و تبدیل خشم/تنش شهری به یک فرم رادیکال.
* کلید سولفامینی: تنش، نظمگریزی، شدت وجودی اثر (اثر هنری بهمثابه رسانهی ضربهزن).
5) Shabazz Palaces
* چرا تجربی/مانیفستی؟ ساخت جهانهای مفهومی، فلوهای نامتعارف، و حرکت بین شعر/صدا/اسطوره؛ نزدیک به لایهلایه شدن و روشسازی برای خواناییِ یک ایده.
* کلید سولفامینی: استاتیک هنر بهمعنای جداکردن لایهها برای فهم دقیقتر.
6) clipping. (Daveed Diggs)
* چرا تجربی/مانیفستی؟ استفاده از نویز، مینیمالیسم خشن، و روایتهای دقیق اجتماعی/شهری.
* کلید سولفامینی: روایت جامعه شهری، تکنیک، گفتگوی تجربی قابل دسترس.
----------------------------------------
کاوربندی به شیوهی جسم/ذهن/روان/متن داکای سفید (برای هر آرتیست)
این بخش را مثل یک الگوی ثابت میدهم تا خودت بتوانی برای هر آرتیست تکمیلش کنی؛ چون داکای سفید در متن نقشِ پژوهش/پرسش و بازخوانیِ خواناساز دارد.
* جسم (Body): اجرای بدنی/ریتم/شدت/ژست/کیفیت صدا
* ذهن (Mind): ایدهی مرکزی/مهندسی مفهوم/ساختار روایی
* روان (Psyche): تنش/تراما/امید/خشم/آشتی (انرژی درونی اثر)
* متن (Text): زبان، تصویرسازی، تکنیک لیریک، چندلایگی معنایی.
The end
موضوع: مانیفست هیپوپولوژی (مطالعه هیپهاپ) با تمرکز بر هیپهاپ ایران
آنچه «هیپوپولوژی / Hipopology» مینامیم، یک چارچوب نظری برای مطالعهی فرهنگ هیپهاپ است: ترکیبی از تحلیل ریتم/فلو، نشانهها و کُدها (tags)، اجرا/پرفورمنس، رسانه، هویت و زیباییشناسی. مسئلهی محوری این مانیفست آن است که چگونه میتوان یک نظریهی زیباییشناسی برای هیپهاپ امروز—بهویژه با نگاه شرقی/ایرانی—صورتبندی کرد؛ و رابطهی «فلو»، «کانال انتشار»، و «اسپین/چرخش» میان هنرمند و ریتم را مانند یک ایدهی قانونمند توضیح داد. این مانیفست به هیپهاپ بهعنوان هنرِ شبکهای نگاه میکند: هنری که همزمان در صدا، زبان، بدن، تصویر و سیاست زیست میکند؛ و در ایران، بهدلیل شرایط انتشار و فشارهای رسمی/غیررسمی، ناگزیر از تولید «زیباییشناسی مرکب» است؛ یعنی ساختن زیبایی از همنشینیِ ناهمگونها (سنت/مدرن، صراحت/رمز، خیابان/رسانه، بدن/معنا). در این نگاه، روایت مخاطب نه حاشیه، بلکه بخشی از خودِ اثر است؛ زیرا اثر هیپهاپ بدون تجربهی شنونده/تماشاگر و بازخوردهای جمعی، کامل نمیشود و حتی معنایش تثبیت نمیگردد. از اینرو، هیپهاپ ایران را باید در شبکهای از کنشگران دید: هنرمند، بیت/ریتم، بدنِ اجرا، کانالِ انتشار، و مخاطبی که با دریافت، بازنشر، تفسیر، و پیوند دادن اثر به رخدادهای زیسته، «آیکون»های جدید میسازد و هر روز صورت تازهای از هنر را آشکار میکند. ما در این بیانیه 9 بندی طرح مانیفست هیپاپولوژی با موضوع زیبایی شناسی مرکب را مطرح می سازیم:
----------------------------------------
1) تعریف مسئله: هیپهاپ بهعنوان «سیستم نشانهای-ریتمیک»
در هیپهاپ، اثر هنری فقط «متن» نیست؛ یک سیستم است:
* صدا: بیت، ریتم، باس، تمپو، سینکوپ
* گفتار/متن: رپ، قافیه، روایت، تصویرسازی، ارجاعات فرهنگی
* بدن: اجرا، ژست، تنفس، ادای کلمات، رقص/حرکت
* تصویر/رسانه: ویدئو، کاور، کلیپ کوتاه، میم، الگوریتم
* نشانهها: تگها، اسلنگ، کُدهای محله/طبقه/قومیت، برندینگ
* اخلاق/سیاست: اعتراض، هویت، مقاومت، خود-تعیینگری (self-determination)
* روایت مخاطب: تجربهی شنیداری/دیداری، همخوانی جمعی، بازتفسیر در شبکههای اجتماعی، و تبدیل قطعه به شعار، خاطره، یا سندِ زیستشده
پس «زیباییشناسی هیپهاپ» یعنی: قواعد تولیدِ اثرِ معنادار در یک شبکهی ریتم-نشانه-رسانه-مخاطب.
----------------------------------------
2) «فلو» چیست؟ (بهعنوان ستون زیباییشناسی)
فلو فقط روانخوانی نیست؛ یک مدیریت زمان است.
فلو = طراحی حرکت معنا روی زمانِ موسیقی
فلو از این مؤلفهها ساخته میشود:
* تقسیمبندی زمانی (Timing): جلو/عقب افتادن روی ضرب (on beat / off beat)
* وزن و تأکید (Stress): کدام هجاها برجسته میشوند
* چگالی هجایی (Syllabic density): سرعت اطلاعات
* ریزریتم (Micro-rhythm): «تاب خوردن» درون میزان
* قافیه و همآوایی: داخلی/پایانی/چندلایه
* تنفس: بریدنها و مکثها (این خودش یک امضای سبکی است)
از نظر نظری: فلو جایی است که «سبک فردی» بیشترین امکان تمایز دارد؛ حتی اگر متن یا بیت شبیه باشد. مخاطب نیز فلو را صرفاً نمیشنود، بلکه آن را «بدنی» تجربه میکند: با تکان، مکث، تکرار، همخوانی، و بازگویی؛ و همین تجربهی بدنی-جمعی، بخشی از ارزش زیباییشناختی فلو را تثبیت میکند.
----------------------------------------
3) «اسپین» (Spin) در هنر: مفهوم پیشنهادی برای هیپوپولوژی
«اسپین» را میتوان چنین تعریف کرد:
اسپین = چرخشِ جهتگیری هنرمند میان دو قطب
در هیپهاپ، هنرمند دائماً بین دو قطب میچرخد:
* قطب ریتم (بدن/زمان/غریزه/رقصپذیری)
* قطب معنا (روایت/استدلال/کنایه/موضع سیاسی)
پس «اسپین» یعنی نحوهی جهتدهی انرژی اجرا:
* گاهی اسپین به سمت «بدن و گِروو» است (club/bounce)
* گاهی به سمت «گفتمان و پیام» است (conscious/political)
* گاهی «دوگانه» است: هم میرقصاند هم میسوزاند
این چرخش میتواند در یک ترک هم اتفاق بیفتد (ورس vs هوک)، یا در مسیر کاری هنرمند (timeline). مخاطب در این میان صرفاً دریافتکننده نیست: با ترجیح دادن یک قطب (رقصپذیری/پیاممحوری) و با الگوسازیِ جمعی، به اسپینِ هنرمند جهت میدهد و در تثبیت یا تغییر آن نقش دارد.
----------------------------------------
4) «کانال/چنل» یعنی چه؟ (رسانه، الگوریتم، و تبدیل هنر به آیکون)
کانال = ظرفِ انتشار که خودش بخشی از معناست.
یک قطعه وقتی از کانالهای مختلف رد میشود، زیباییشناسیاش تغییر میکند:
* کنسرت/اجرای زنده → تأکید روی بدن، انرژی جمعی، call&response
* کلیپ کوتاه (Short-form) → تأکید روی هوک، لحظهی وایرال، میمپذیری
* استریمینگ → جنگ بر سر ثانیههای اول، پلیلیست، کاور
* تلگرام/اینستاگرام/یوتیوب → سانسور/خودسانسوری/کدگذاری
پس فلو فقط روی بیت نیست؛ روی کانال هم تنظیم میشود (فلو کوتاهتر، هوک سریعتر، جملهی تیزتر برای کلیپ). در این سطح، روایت مخاطب به شکل مستقیم وارد فرم میشود: مخاطب با رفتار رسانهای خود (قطعکردن، اسکرول، بازنشر، انتخاب بخشهای کوتاه، ساخت میم و کپشن) تعیین میکند کدام بخش اثر «آیکون» میشود و کدام بخش محو.
----------------------------------------
5) یک مدل «قانونگونه» برای زیباییشناسی هیپهاپ (قابل استفاده در تحلیل)
این مدل، قواعد عملی هیپوپولوژی است:
قانون 1: قانون همزمانی (Sync Law)
اثر هیپهاپ وقتی زیبا/موثر است که زمانِ صدا + زمانِ گفتار + زمانِ بدن با هم قفل شوند. اگر یکی عقب/جلو باشد، یا «سبک» میشود (آگاهانه) یا «خطا» (ناخواسته). مخاطب نیز با بدن و ادراک زمانمند خود، این قفلشدن را تأیید یا رد میکند؛ و با تکرار جمعی، آن را به استاندارد یک صحنه تبدیل میکند.
قانون 2: قانون اصطکاک (Friction Law)
زیبایی هیپهاپ از «اصطکاک» میآید:
* تضاد بین پیام و ضرب
* تضاد بین لحن و محتوا
* تضاد بین سنت و مدرن
هرچه اصطکاک کنترلشدهتر، اثر ماندگارتر. روایت مخاطب محلِ دیدهشدنِ این اصطکاک است: جایی که شنونده تضادها را به تجربهی زیسته ربط میدهد و آن را به معناهای تازه تبدیل میکند.
قانون 3: قانون امضا (Signature Law)
هنرمند برای «سبک فردی» باید دستکم در یکی از سه حوزه امضا بسازد:
1. امضای فلو (Timing/Accent/Flow pattern)
2. امضای زبان (تصویرسازی، واژهسازی، کد فرهنگی)
3. امضای صدا/پرفورمنس (تنبِر، ادای حروف، آدلیبها)
امضا زمانی ماندگار میشود که مخاطب بتواند آن را تشخیص دهد، بازگو کند، تقلید کند، و بهعنوان «شناسه» در حافظهی جمعی نگه دارد.
قانون 4: قانون کانال (Channel Law)
هیچ اثر هیپهاپی بیرون از کانال معنا ندارد. اگر کانال عوض شود (وایرال/کنسرت/سانسور)، فرم هم باید «بازتنظیم» شود. روایت مخاطب در این قانون تعیینکننده است: مخاطب با انتخاب کانال و شکل مصرف، فرم مطلوب را تحمیل میکند (مثلاً قطعهای که برای اجرا نوشته شده، وقتی در کلیپ کوتاه مصرف میشود، ناچار به تمرکز بر لحظههای تیزتر میگردد).
قانون 5: قانون خود-تعیینگری (Self-determination Law)
در هیپهاپ، «زیبایی» جدا از «عامل بودن» نیست. یعنی زیباییشناسی فقط سلیقه نیست؛ تصمیم برای ساختن هویت و روایت خود است. در ایران، این قانون با شرایط زیست و محدودیتهای بیان تلاقی پیدا میکند و از هنرمند «راهبرد زیباییشناختی» میسازد: اینکه چگونه هم خود را بیان کند و هم در میدان رسانه/قدرت/مخاطب دوام بیاورد. روایت مخاطب، میدان آزمون این خود-تعیینگری است: مخاطب تشخیص میدهد کجا بیان «خود» واقعی است و کجا صرفاً ژست.
----------------------------------------
6) «زیباییشناسی مرکب» در هیپهاپ ایرانی (ترکیبسازی بهعنوان روش)
این اصطلاح برای ایران بسیار مناسب است، چون هیپهاپ اینجا معمولاً چندلایه است:
* زبان فارسی (ظرفیت استعاره، ایهام، وزن طبیعی)
* تجربهی شهری/نسلی
* محدودیتها (که باعث کدگذاری و خلاقیت غیرمستقیم میشود)
* پیوند با موسیقی بومی/مقامی یا پاپ/الکترونیک
* دوگانهی «رمانتیک/اعتراضی» در روایتها
* حضور مخاطب چندپاره (داخل/خارج، نسلها، طبقات، زبانها) که هر کدام روایت خود را به اثر اضافه میکنند
زیباییشناسی مرکب یعنی: ساختن زیبایی از همنشینیِ ناهمگونها: سنت/مدرن، صراحت/رمز، بدن/معنا، محلی/جهانی؛ و از پیوند دادن متن هنرمند با روایتهای مخاطب که اثر را از «ترک» به «رخداد فرهنگی» تبدیل میکند.
----------------------------------------
7) «هنرمندِ فردی» چه سبکی لازم دارد تا از نظر زیباییشناسی برجسته شود؟
معیارهای برجستگی زیباییشناختی اینهاست:
* پترن فلویت» بسازد)
* انسجام در تایمسازی مخاطب را برانگیزد (بازگویی، همخوانی، بحث، ساختن معناهای تازه)
اینها همان استانداردهایکنند 8) اگر بخواهیم استعارهی «کوانتوم/اسپین» را دقیقتر کنیمِ مثل «میدان» (field میکنند آن حالت را جهتدهی «) = بازخورد مخاطب/الگوریتم/سانسپ امضا؛ و مخاطبیت است، زیرا با بازخورد و روایتسازی، برخی حالتها را تقویت و برخی را حذف میکند.
----------------------------------------
9) تعهد پایانی مانیفست (بیانیه عمل)
هیپوپولوژی در مقام مطالعهی هیپهاپ ایران، یک پروژهی صرفاً توصیفی نیست؛ یک پروژهی تولید معناست. ما هیپهاپ را هنرِ پیوندِ ریتم و روایت میدانیم: هنری که در آن، فلو ابزار زمانبندی حقیقت است، اسپین ابزار جهتدهی میان بدن و معناست، کانال ابزار شکلدهی به فرم و آیکون است، و مخاطب—با روایت خود—حلقهی تکمیلکنندهی اثر است. در این میدان، «زیباییشناسی مرکب» نه یک تزئین، بلکه روش بقا و روش خلق است: راهی برای آنکه هنر بتواند از گذشته نیرو بگیرد، در اکنون معنا بسازد، و برای آینده امکان تولید کند.

51006
به عنوان یک ام سی قوی، شما باید با انرژی و هیجان خود، جمعیت را به حرکت درآورید. در اینجا چند نکته کلیدی برای اجرای موفق شما آورده شده است:
۱. اعتماد به نفس
* خونسردی: حتی اگر اولین بار است که روی صحنه میروید، خونسرد باشید و به هنر خود اعتماد کنید.
* حفظ متن: اشعار و متنهای خود را به خوبی حفظ کنید و قبل از اجرا چندین بار تمرین کنید.
۲. استفاده از صدا
* تنوع صدا: از تمام ظرفیتهای صدای خود استفاده کنید. تغییر تن صدا و تکنیکهای مختلف میتواند جذابیت اجرا را افزایش دهد.
* فلو و استایل: فلو به ریتم و قافیه مربوط میشود، اما استایل به نحوه اجرای شما بستگی دارد. سعی کنید استایل خود را با حرکات بدنی و تن صدا نشان دهید.
۳. تعامل با جمعیت
* تشویق جمعیت: قسمتی از ترک را که همه میشناسند، به همخوانی دعوت کنید. این کار باعث میشود جمعیت بیشتر درگیر شود.
* حرکت در صحنه: به اطراف صحنه پرواز کنید و از حرکات متنوع استفاده کنید تا احساس زنده بودن و هیجان را به جمعیت منتقل کنید.
۴. مهندسی صحنه
* تقسیم فضا: به نحوه تقسیم فضا در صحنه فکر کنید و حرکات خود را با متن هماهنگ کنید.
* حرکات بدنی: حرکات خود را از قبل برنامهریزی کنید و با شدت و ضعف شعر خود هماهنگ کنید.
۵. هوشیاری در اجرا
* تمرکز: در حین اجرا کاملاً هوشیار باشید و از مواد تحریکآور پرهیز کنید.
* پارتی بعد از اجرا: میتوانید بعد از اجرا یک پارتی برگزار کنید، اما در حین اجرا باید کاملاً به خودتان مسلط باشید.
با رعایت این نکات و با انرژی و هیجان، میتوانید یک اجرای فوقالعاده داشته باشید و جمعیت را به وجد بیاورید. موفق باشید!

بله؛ بتل رپ میتواند بهعنوان یک ابزار اجتماعی به کار گرفته شود، اما اثرگذاریاش به این بستگی دارد که چه «قواعدی» برای آن تعریف شود و چه «هدف اجتماعی» پشت رویداد باشد.
چرا بتل رپ ظرفیت اجتماعی دارد؟
رپ بهطور کلی رسانهای برای بیان تجربه زیسته و نقد مسائل اجتماعی است و در گونه «رپ اجتماعی» مستقیم به موضوعاتی مثل نابرابری، فقر، اعتیاد و بیعدالتی میپردازد. از این زاویه، بتل رپ هم چون شکلِ زنده و تعاملیِ رپ است، میتواند همین ظرفیت را به فضای عمومی بیاورد (مثلاً تبدیل اختلافها به گفتوگوی رقابتی و قابل مشاهده).
همچنین رپ/هیپهاپ در پژوهشهای دانشگاهی بهعنوان ابزار رسانهای یک خردهفرهنگ تحلیل شده که میتواند حامل پیام و کنش فرهنگی باشد.
چگونه بتل رپ میتواند «ابزار اجتماعی» شود؟
اگر بتل از “تحقیر شخصی” به “چالش ایدهها” شیفت کند، میتواند کارکردهای اجتماعی ملموس داشته باشد، مثل:
* ایجاد تریبون برای جوانان و گروههای کمصدا: وقتی موضوعات مشخص (مثلاً تبعیض، بیکاری، اعتیاد، شکاف طبقاتی) محور راندها شود، شرکتکنندگان ناچارند استدلال، روایت و راهحل ارائه کنند—نه صرفاً دیس شخصی.
* ترویج سواد گفتوگو و مهارتهای بیانی: قالب بتل معمولاً زمانبندی و نوبتبندی دارد (مثل ۴۵ ثانیه رفتوبرگشتی) که میتواند به تمرین «پاسخگویی سریع اما کنترلشده» کمک کند.
* قاببندی مسئلههای اجتماعی به زبان قابل فهم برای مخاطب عام: زبان خیابانی و ریتمیک رپ، پیام را برای بخشی از مخاطبان قابلدسترستر میکند (بهخصوص در محیطهای غیررسمی).
محدودیتها و ریسکها (نقطهای که میتواند ضدِ اجتماعی عمل کند)
خودِ بتل رپ غالباً «رقابتی، تند و گاهی خشن» توصیف میشود و در بسیاری اجراها تمرکز روی شکست دادن/تحقیر طرف مقابل است. اگر این حالت غالب شود:
* احتمال تشدید نفرت، برچسبزنی و تنش واقعی بالا میرود.
* ممکن است پیام اجتماعی به حاشیه برود و بتل به «نمایش توهین» تقلیل پیدا کند.
جمعبندی
بتل رپ میتواند ابزار اجتماعی باشد، بهشرطی که:
* موضوعمحور طراحی شود (Social/Theme Battle)،
* قواعد روشن درباره خط قرمزها و پرهیز از نفرتپراکنی/تحقیر شخصی داشته باشد،
* و داوری/امتیازدهی بخشی از امتیاز را به محتوا، استدلال و پیام اجتماعی اختصاص دهد (نه فقط تندی و تخریب).
موضوع برنامه ریزی
بتل خیابانی (Street Battle) یا «نبرد خیابانی» در فرهنگ هیپهاپ/رپ، یک رقابت زنده و رودررو برای نمایش مهارتهای کلامی است؛ جایی که دو نفر (یا دو گروه) در بازههای زمانی کوتاه بهصورت رفتوبرگشتی به هم پاسخ میدهند و در پایان معمولاً با رأی حضار/داور، برنده مشخص میشود. توضیح کلیت مفهوم جنگ بتل خیابانی شامل چند نکته دقیق و کاربردی است. برای کاملتر و استانداردتر شدن، این جمعبندی و اصلاحات میتواند کمک کند:
ساختار رایج بتل
* نوبتها (Rounds): معمولاً ۲ یا ۳ راند.
* زمان هر راند: بسته به سبک و محل اجرا متفاوت است (مثلاً ۳۰، ۴۵، ۶۰ یا ۹۰ ثانیه). در «سایفر»ها گاهی آزادتر است.
* تعامل مستقیم: پاسخها باید به حرفها/زاویه دید رقیب واکنش نشان دهد (Rebuttal) و صرفاً متن از پیش آماده نباشد.
معیارهای برد (آنچه حضار معمولاً میسنجند)
* فیالبداهه بودن و واکنش سریع (حاضر جواب دادن به لحظهها)
* فلو و ریتم (Flow) و کنترل نفس
* پانچلاین و خلاقیت (Punchline / Wordplay)
* محتوا و معنا (اینکه حرف «چیزی» داشته باشد)
* پرفورمنس و کاریزما (زبان بدن، کنترل فضا، ارتباط با جمع)
* کنترل احترام و خط قرمزها (این مورد در بسیاری جمعها تعیینکننده است)
درباره فحاشی و تخریب شخصیت
* فحاشی ممکن است وجود داشته باشد، اما اگر تبدیل به تخریب بیهدف، توهینهای شخصیِ خارج از بازی، یا حمله به مسائل حساس/خانوادگی/هویتی شود، در خیلی از جمعها امتیاز منفی میگیرد و حتی میتواند باعث قطع اجرا یا درگیری واقعی شود.
* بتل حرفهای معمولاً روی هوشمندی، طنز، کنایه، و تکنیک میچرخد نه صرفاً بیادبی.
نکته مهم امنیتی و اخلاقی (برای «خیابانی» بودن)
چون اجرا زنده و احساسی است، بهتر است:
* قبل از شروع، قواعد مشخص کنید (موضوع، خط قرمزها، زمان، نحوه رأیگیری).
* یک نفر را بهعنوان میزبان/کنترلکننده فضا داشته باشید.
* از جمعهای ناشناس یا محیطهای تنشزا دوری کنید تا بتل به نزاع واقعی تبدیل نشود.

#عملیات_آلترناتیو (بیان)
هیپ هاپ در بیان به عناصر میرسد و مثلا موسیقی میشود تا روح آزرده ما را تخلیه کند . اما هیپ هاپ تنها صدای احساسات ما نیست . در درجه نخست هیپ هاپ ، نشان دهنده یک رفتار فکری از سوی من است . باید فکر کنیم و بدنبال ایجاد #تازگی و #تفاوت بیشتری باشیم . باید از مرز های خسته کننده جدا شد و ما میتوانیم خودمان را آزاد تر هم ببینیم ، اگر ما هنرمند باشیم .
گفتگو کنیم؛

هیپ هاپ من ،
هیپهاپ من شهر ها را پس میزند و با کندن خاک زیر زمین به ریشه های طبیعت میرسد. هیپ هاپ من به تاریخ جهان تعلق دارد و این حقیقت از اصیل ترین اصول هاست .تاریخی عقلانی و البته موید یک شانس بزرگ کوانتمی در شکل گیری وجود اصالت طبیعت درونم.

روشنی در اراده ؛
منظور از تاثیر گذاری اجتماعی خودمان در تبدیل و تنش با مخاطب درجه یک است. فهم مستقیم ما در معرفتشناسی کلاسیک یا عبور غیرمستقیم تکنیکال به وسیله داشته های تکنولوژیک روز ؛کدام یک به گسترش اراده ایده های هیپهاپی در من کنشگر خواهد انجامید؟

#تصاعد_ان_بعدی
از همه جهانی که بر وضعیت ما تاثیر گذار است چیز اندکی را ادراک یا شناسایی کردهایم؛
درواقع ما تاثیر آن را اندازهگیری نمیکنیم زیرا از ساز کار پیدایش اینجهانی آن اطلاع دقیقی نداریم اما این اتفاق چیزی درخور موجودیت علمی محافل دانشگاهی نیر نمیتواند باشد زیرا ما و همه ما سرانجام تمام اتفاقات مادی ممکنی هستیم که قطعا هست !
Insta #official_solfamin
پیچیده گی شرایط کنونی در چهارچوب تمام انگیخته های انسانی از سازگاری با محیط تا پیوستن به مسیر خواستها و نیازهای فراوان فعلی، اشتراکات جمعی اجتماعی و تجربی را تحت تاثیر گفتمان های بیشماری قرار داده است. لازمه این تماس نو #احترام به وجود آگاهی ساز درون آدمی ست. (یک یادداشت کوتاه از نصیر مشکوری در [ #دموکراتیزه کردن فضای کنونی هیپهاپ ایران ] فضای مجازی وجود دارد)
رسانههای ارتباطی هیپهاپ تحت تاثیر فضای دیجیتال کنونی فرامکانیزمانی در جهت یک گیم اطلاعاتی بزرگ ریخت یک هنر ارتباطی را در گره با زندگی در مرزهای باور انسانی را ممکن میسازد. پیش به سوی سرنوشت از دل ترکیب مفاهیم مختلف و اجماع تکاملی یک غنای مادی و معنوی بزرگ به شکلی کاملا هوشمندانه و از سوی هر هنرمندی. مسیری که رسانه را از زیر چنگال های ژورنالیستی بیرون میکشد تا هنرمند در مسیر اکتشاف روح دیجیتالی به آشوب در لذت وجود آگاهیساز خود دعوت شود و ضمن خروج از خاصیت های مرده هنری گذشته زبان وجودی انسان امروز را شکل بدهد.
#آگاهی ،
Telegram @Solfamin
Instagram #official_Solfamin

زندگی در مرزهای دانش ، نه لزوما به پیچیدگی روشهایی که به شکل عمیق و با منظور کشف چیزها روند اتفاقات را دنبال و تعین میکنند بلکه در جهت احیای وجود آگاهی ساز درون آدمی، تا آنجایی که منجر به تجربهای از ذات و اساس برآمدن خود باشد، موجب غنای اطلاعاتی ما در یک گیم اطلاعاتی بزرگ خواهد شد.
حالا و در هزاره سوم وقت آن است که در زندگی به سبک #هیپهاپ ، از پیوندهای ارتباطی میان همه چیز سخن بگوئیم، اهمیت این مساله در سرنوشت ما یا بهتر بگوییم در بقا ما نقش بسته است. درست مانند روزگاری که هیپهاپ در تقابل با خود و سپس در زندگی شهری ابراز جان میکند امروز نیز پایگاه های دیجیتالی ما را در تنش با همه چیز قرار داده اند و هویت های غیر انسانی در قالب حکومت های معنایی مختلف حقیقت پیدا کرده اند. گفتگو در مرزهای دانش نمادی از مبارزه با جهل و نادانی یا خرافات ویرانگر است.
#گفتگو_کنیم.
#موجسوم
Telegram: @Solfamin

نتیجه همه چیز در تعلق به آن روزی میتواند باشد که خودت را شناخته باشی. ارزشی که خودت میدانی و میفهمی. نمیتوانم به تجربه های آینده اشاره کنم اما یقینا این تفاوت ماست که به ما ظلم میکند، تجربیاتی از دل ترکیب مفاهیم مختلف امروز و در #آگاهی فردا، همان روزی که واقعیت تو ، تمام تاریکی ها را پاک میکند.
Telegram: @Solfamin
با مخاطب با رسانه [شماره ۲]
چگونه یا توصیف غالب بر چرایی
ویژه سلفامین ؛ شروین پاکزاد
در جریان منازعههای گفتگوییاخیر که پیرامون شکل بایسته هیپهاپ صورت گرفت، هنر ارتباطی جدید [اشاره به تعریف #موج_سوم در ابراز هنر هیپهاپ در قامت یک اصل ارتباطی ] با بیمایگی های شدید محتوایی، احساسی و بخصوص تکنیکی آثار این روزهای جریان هیپهاپ در ایران و جهان تقابل نسبتا شدید و البته سودمندانهای را به نمایش گذاشته است .
مفهوم این گفتگوی تاریخی، فاصله گرفتن از شکل تجاری و مرسوم هنر هیپهاپ در جهت نزدیکتر شدن به روحیات اینجهانی انسان امروز در قامت یک اصل برتر و اکیدا مهم میباشد. مشخصا ما از هنری صحبت میکنیم که با اتکای به فضای دیجیتالی رسانهای کنونی، برآورنده صورتی آرمانی از هنر هیپهاپ در همه ابعداد یک زندگی امروزی باشد. هنریکه اشتراکی از تمام خواستها و نیازهای ما را دربر بگیرد و متنی چند بُعدی از ترکیب پدیدهای مختلف و البته با تفکری هنرمندانه بار آمده باشد.همچنین این پدیده آلترناتیو با کنار گذاشتن اندیشه های تکراری و یک سو ، در جریان یک گیم اطلاعاتی بزرگ تماس انسان و غیر انسان و به طور کلی بحث بر سر همه چیز را ممکن میسازد.
تنوع گفتگوها از جمله ویژگی رسانه های هنری هیپهاپ موج سوم است. برای مثال بحث بر سر سرنوشت انسان و تاثیر آن در زندگی او از منظر بقا، تجربیاتی از دل ترکیب مفاهیم مختلف را به پیش میکشد که تنها و تنها از این طریق قابل بیان به مخاطب خود میباشد. بعلاوه هنر ارتباطی با گره زدن انتخاب های گوناگون [#تحول_انتخابی] فعلی نمایی از تمام جایگشت های احتمالی در #بحث_سرنوشت و آینده وجودی انسان را بهترین شکل ممکن مهیا میسازد.برای نخستین بار از تاریخ پیدایش هیپهاپ و تحت تاثیر فضای بین ابزار تکنولوژی ما میتوانیم تا از نقش مرجعیت علوم تجربی و نظری یا فلسفی در زندگی اجتماعی یا فردی جهانی خود به تجربه های جدید گفتگویی دست پیدا کنیم. این مساله نشان میدهد که موج سوم چگونه از توصیف به علت یا به عبارتی از صرف بیان احساسات به نوعی از عقلگرایی نزدیک میشود و روند محک زدن خودمان را یعنی آنطور که هستیم یا آنجور که گمان میکنیم را به چشم فرصتی در افزایش ظرفیت های وجودیمان مطرح میسازد تا لذت زندگی از وجود آگاهی ساز خودمان را در نهایت فهمی که تجربه میکنیم، درک کنیم.
به ظرف گفتگویی سلفامین[اتحاد سفید] بپیوندید و گفتگو بسازید. دانش وجودی خود را و در خدمت وجود آگاهی ساز درونتان به تجربه بگذارید. #آگاهی #ناخودآگاه #زندگى #اتحاد_سفید #هیپهاپ #آلترناتیو #هنرمندان_مستقل #هنر_ارتباطی
Telegram: @Solfamin
Instagram: #official_Solfamin
با مخاطب با رسانه [شماره ۱]
ظرف گفتگویی #اتحاد_سفید
ویژه سلفامین ؛ شروین پاکزاد
به قول محلی ها پر واضح است که امروزه فعالیت #رسانه هاست که به معنی واقعی کلمه و بر تمام جنب جوش ، فعالیت ، تصمیمگیری و حتی انتخاب خلق خوی، رفتار و منش کلی اقشار مختلف اجتماعی موثر است. بخاطر داریم در طی گفتمانی که پیرامون رسانه های هنری داشتیم برای نخستین بار از نقش یک ناخودآگاه پنهان و البته موثر در قالب سیاست ترکیب های لایه در لایه رسانه ای صحبت کردیم و این نقطه عطف میان لذت و عصبانیتی ست که رسانه های زرد با پوشش آن میتوانند امید جهانی مد نظر سیستم های مالی را توجیح و به شکلی کاملا تاثیرگذار به عنوان یک پوینت ایدهآل نهایی مطرح سازند.
#رسانه_سفید، نخستین تقابل ما با این پیشنهاد الگویی برای شفافیت حرکت و حمایت از خواسته های انسانی درگیر با موضوع مورد نظر ما یعنی مساله رسانههای هیپهاپی زیرزمینی بود. حتی جلوتر از این اقدام خود واژه سفید یا تعبیر اولیه آن یعنی [#سفید_نویسی ] که از طرف من و #نصیر_مشکوری به شکل تقریبا همزمانی مورد استفاده قرار گرفت نیز از نخستین اشارههای ما به نوعی غلبه محتوایی بر تکنیک های #زرد_نویسی بود.
دیری نگذشت که با مشخص شدن حدود جهت گیری ها و پیوستن رسانه ها یکی پس از دیگری جنبشی از جنس رسانه های سفید با تعریف یک هسته پرقدرت معنایی به نام #اتحاد_سفید ، عملا وارد مرحله دوم خود شد. در این دوره بود که بحث ها جدی و جدی تر از قبل پیرامون مبارزه با #سنت_زرد به شکل ویژهای ادامه داشت و صحبت های فراوانی در رابطه با آینده همکاری های رسانه های سفید ایراد میشد. این هوشمندی اطلاعاتی تقریبا در کل تاریخ هیپهاپ ایران بینظیر بود و خب مشخص بود که با ما دشمنی های زیادی نیز خواهد شد.موضوعی که من بعدها و در آینده از آن به عنوان #مقاومت_منفی یاد کردم.
فازهای بعدی محتوایی اتحاد سفید یکی پس از دیگری ما را در برابر گزینه های جدیدتری قرار میدادند و خیلی سریع پشت سر همدیگر اتفاق میفتادند. برای مثال عمیق تر شدن در معنای رسانه و همچنین گفتگو بر سر شرایط واقعی جریان هیپهاپ ایران ، شرایط هنرمندان، #جریان_رپ_فارس ، هنرمندان مستقل و . . . چیزهایی بودند که در قالب مقالات در اشکال ممکن اطلاعاتی و ارتباطی به آنها پرداخته میشد تا وسعت واقعی #اتحاد_سفید را به چیزی فراتر از یک جبهه تقابلی با عناصر صرفا زرد تبدیل کند.
اما امروزه #اتحاد_سفید در شکل یک ظرف گفتگویی کاملا ساختار یافته و در اختیار فعالیت همه هنرمندان، منتقدان یا فعالینی ست که مایل هستند تا بر سر شرایط واقعی جریان هیپهاپ در ایران #گفتگو کنند. بکار بردن این هشتک برای همگان آزاد است و شما میتوانید با اضافه کردن متن ها یا حتی الحاق رسانه های خود به این ظرف گفتگویی درباره ایده ها و نظرات خود با جامعه اطلاعاتی قدرتمندی از ترکیب افراد صاحب نظر وارد گفتگو شوید. با اتحاد سفید گفتگو بسازید و از تکامل وجودی انسان در هزاره سوم حمایت کنید.
Instagram @official_solfamin
Telegram @Solfamin

#آلترناتیو من روح ارتباطی هیپ هاپ را متحول خواهد ساخت. مجموعهای مرکب از زبان؛انسان^غیرانسان .
#هیپهاپ امروز در جریان با تمام نشانه ها و پدیده ها دقیقا برابر با همان چیزی که من از زندگی برداشت میکنم، در #تنش با همه چیز قرار دارد. فراتر از یک هویت اعتراضی تاریخی و در جهت پیوستن ، رقابت و البته #بقا!. با سولفامین مسیر متفاوتی از وجه تکنیکال هیپهاپ را تجربه کنید. #گیم ما در ترکیب هوشمند عناصر اطلاعاتی مختلف تحت تاثیر فضای دیجیتالی کنونی مفهوم وجودی هیپهاپ را برای همیشه تغیر خواهدداد. ظرف گفتگویی سلفامین [ #اتحاد_سفید ] تجربه ای فرا رسانه ای از واقعیت یک زندگی کامل به سبک هیپهاپ در مرز وجودی خود انسان امروز است، درست به اندازه خود وجود متحرک آدمیت.
گویا انگار که جدال شرق و غرب از ایران آغاز میشود و ما ایرانیان در دوره ای سپر شرق و در جای دیگری آرمان غرب بوده ایم . ایران ، ایران است .با همه نابسامانی های امروز که گرفتاریش گریبان گیر ملت شده ، این کشور بهترین دوست جهان است . من ترجیح میدم از یک هم زبان حمایت کنم تا از یک خائن به مردم .
کشور نیاز به جوان شدن دارد آقای مسئول .
کشور نیاز به مدیریت دارد آقای مسئول.
کشور نیاز به آرامش دارد آقای مسئول
اگر نمی توانی با چهار تا سرمایه دار نابخرد مبارزه کنی و شجاعت چیدن ریشه فساد را نداری ، این ننگ رو از خودت پاک کن و عقب بکش تا اهل این کار ورود پیدا کنند .اهل این کار حتما دانشگاهیان اند و حتما از مشاوران متخصص هستند . کشور را به مرز و لبه جنگ رساندن که هنر نیست .در ها را باز کنید و بگذارید آزادی فکری شکل بگیرد .این بی اطلاعی و ناآگاهی مردم ایران از وضعیت واقعی اشان که در رسانه ملی ، این روزها شنیده میشود به چه کار مردم می آید ؟ ، نکند مردم مقصر اند ؟؟؟:
چرا بسیاری اصرار دارند از هیپ هاپ فقط یک خط تعریف بیان کنند ؟ ، این رفتار در اکثر اوقات البته نشانگر قدرت تسخیر شدن یک فرد از سوی ابر قدرت فرهنگی هیپ هاپ را دارد .اما از طرف دیگر همین کلی گویی هاست که سبب انحراف این خواست تاریخی و پیدایش خرده فرهنگ های مبتذل ، ضعیف و بی محتوا شده است . ما قبل از هنرمندان هیپ هاپی ، به متفکرانی نیاز داریم که به شکل کاملی از زندگی به سبک و سیاق هیپ هاپ مسلط باشند ، البته یک بخش کوچک آن زندگی نامه افراد دیگر است اما این همه ماجرا نیست . کاشفی باید به عمل بیاید تا به ما نشان بدهد فرهنگ هیپ هاپ ، اولا یک جریان زنده بوده و تاریخ به تاریخ بزرگ تر و پخته تر شده است .هیپ هاپ باید جامعه شناسی شود و اگر کم بود ، از روح فلسفی خود جریان های نو و پایدار خلق کند تا غنای هیپ هاپ محدود به استودیو ها و رسانه ها باقی نماند و به جامعه خودش شناسانده شود .اگر این آبرو از بین رفته است با معرفی اثر بد و افرادی که این جریان غنی را به فنا کشیده اند ، جان هیپ هاپ را نجات بدهیم و رفتار درستی را طرح ریزی کنیم .

یک هنرمند هیپ هاپ ، مدام به خود در قضاوت ها ، نگاه عقلانی دارد.او آسیب ، مصیبت ، سختی ، نفاق ، جنگ و جنگیدن را میفهمد ، میداند و درک میکند .من موافق این بوده ام که هنرمند هیپ هاپ یک متفکر عمیق است .
درگیر شدن با معنا و مفهوم فلو ، برای مبتدیان بسیار حائز اهمیت است .فلو یک ترکیب آوایی تشکیل یافته از تمام جریان های آوایی ، ضربآهنگ ، رشته کلمات و حس های متفاوت در یک اجراست . ریتم و قافیه روی هم رفته باعث شکل گیری ملودی (جریان زنده ) در طول یک لیریک میشوند.
این تعاریف را در گذشته بسیار گفته ایم و بسیار تحلیل کرده ایم .فکر کردن راهی را باز میکند .در مورد فلو و اجرای فلو البته سوالات بیشماری وجود دارد اما میتوان به نگاه از میان رده تمام دیدگاه ها اشاره داشت .
فلو یک ریتم مشترک
به کلمات لیریک خود دقت کنید . فلو میتواند از یک ریتم مشترک که بتواند تمام اشکال مختلف کلمات را در خودش جا بدهد مشتق شود.ریتم این جریان عموما با تقسیم دو تا دو تا ، سه تا سه تا و چهار تا چهارتا که بسیار مرسوم است جریان میگیرد ، تعداد این تقسیم بندی ها البته میتواند بیشتر هم باشد اما همه کلمات جوری در جریان اجرا شکسته میشوند که در اندازه ضرب های ریتم ظاهر بشوند و تماما در ریتم کلمات بنشیند.
فلو یک حس مشترک
راه دیگر ، البته زمانی به کار شما می آید که نشان میدهد شما تنها به دنبال جریان دادن فقط کلمات در پشت سر هم نیستید و محتوای شعری شما این پتانسیل را ندارد که بشود بخاطر تنها یک ریتم یکدست خارجی ، نوع اجرای خود را تغیر بدهید.این جا در واقع فلو در ابتدا به ریتم درونی واژگان تکیه میکند ، به نحوی که واکه ها و هجاهای درون کلمه ای را در فکر خود ابتدا زمزمه میکند و با پیدا کردن جای تاکید و تغیر در کشش واکه ها ، حس اجرا را در جریان بر ریتم مقدم میکند.

رپکن کیست ؟
عده ای فکر میکنند رپ نوعی از خوانندگیست!
بعضی ها هم فکر میکنند رپ یعنی شکسته خوندن و ادا کردن هرچه سریعتر کلمات!
بعضی ها آنرا نوعی از ژانرهای موسیقی میدانند!
• و اما واقعا رپکن کیست؟
رپکن کسی هست که به موضوعات مختلف جامعه و جغرافیای اطراف خودش در هر سطحی از مسائل آگاهی داشته باشد.رپکن واقعیت هایی را چه از درون خودش و چه از دنیای اطرافش بیان میکند.خاطرات و تجربه های شخصی کار آمد ترین عنصر در نمایش این واقعیت ها میباشد.
بسته به تجربه و افکار ما، دایره افکار دارای مرز های مشخصی میباشند و برای فراتر رفتن از این مرز ها بایدهایی وجود دارد؛ از جمله اینکه یک رپکن باید وصل به نشریات +فیلم ها+گیم ها+نمایشگاه ها+اماکن مختلف فرهنگی،سیاسی،مذهبی و… +فلسفه+نتایج علمی اخیر و کشف رویداد های مورد بحث در دنیا+جهان شناسی+تاریخ کهن و معاصر جهان+طبیعت+مطالعه کتب آسمانی و آشنایی با انواع ادیان جهان+سبک های مختلف هنری و بسیاری از این دست موضوعات مفید برای اول فکر و سپس کلام خود باشد.
دانستن، شرط اول یک فکر باز و کلام صریح است؛ که نیاز به اطلاعات عمومی بالا دارد باید توجه کنیم که تنها تجربه های محدود و روزانه ما در حد یک شهروند عادی با فعالیت های عادی و روزمره، نمیتواند کاری از پیش ببرد.امروزه رپ در تمام حیطه های مختلف اجتماعی و مردمی جای خودش را پیدا کرده است؛ با ژانر های مختلف تلفیق شده و سعی کرده نشان بدهد که از مردم، سیاست حاکم بر جوامع آنها، افکار آنها، دینشان و فرهنگ و جغرافیاشان دور نیست و البته اینکه رپکن واقعی، جامعه شناس و فیسلوفی است که همواره در بین عموم مردم درحال درس گرفتن و اندیشیدن است.رپر موفق کسی است که علم خود را نسبت به موسیقی و دانش نوشتن(علوم ادبی) تقویت کند تا بتواند چیز جدیدی را بیان و در صورت لزوم از کار خود دفاع کند.
تنها کسانی به چشم می آیند که چیزی برای گفتن داشته باشند.
اندکی تلنگر…
بیاید رک باشیم؛
چند نفر رپکن را میشناسید که حرف خاصی برای گفتن دارند؟..__ نام ببرید:)
و اینکه جواب سوال اول مارو بدین،با این اوصاف آیا شما واقعا یه رپکن محسوب میشید؟
* کاری مشترک از تیم تحریریه رسانه سلفامین
ایده و نویسندهٔ تنه اصلی : شروین پاکزاد
بازگویی، حذف و اضافه : آرزو رضازاده


رسانه آموزش موسیقی سردار موزیک

نصیر مشکوری معمار جنبش اتحاد سفید
www.telegram.me/Nasirmashkouri
🔹 سـایفـر چیست؟
وقتی یک یا چند خواننده در برابر دوربین یا جمع، کار های خودشان را روی یک بیت اجرا می کنند سایفر می گویند . نمونه هایی از سایفر در رپ فارسی: «تیک تاک»← بزن رسما به چاک «تیک تاک و امیرعلی A2»← طوری که راه میرم «اپیکور بند»← فاطما گل «پیشرو و گروهش»← سایفر پیدایش سایفر با کیفیت اولین بار توسط گروه تیک تاک استارت خورد و سایفر بزن رسما به چاک رو با کیفیت اچ دی منتشر کردند که تا قبل از گروه تیک تاک کسی سایفر با این کیفیت تولید نکرده بود و بعد از به وجود اومدن این سایفر یه جورایی اسمش سره زبونا افتادو بالاخره همه معنی کلمه سایفر و وجودش رو احساس کردن و امیدواریم بازهم سایفرهای باکیفیت در رپ فارسی تولید و پخش بشه که به پیشرفت رپ فارسی خیلی کمک میکنه.

سرمایه ، اراده ی اربابان #رسانه و نبض سقوط و توسعه ارزش های جمعیتی فرهنگی ، تمام و کمال در ید این ابزار قدرتمند جهانی ست. غول هایی چند صد هزار میلیاردی که گه گاه یک نگاه ویژه اشان ، سرنوشت یک ملت را تقدیر میزند و با شمایل کردن یکدیگر در بحث های مختلف ، به قدرتی پهناور در اشاعه ی سبک زندگی جهانیان تبدیل شده است. زندگی ، فراتر از یک سطح بسته و قابی به پهنای تمام #آگاهی ست .تحریم رسانه ی زرد ، یک رفتار کاملا انسانی و نماینده ی تمام جنبش های رادیکالی و نو گزینه هایی ست که نیاز به رسانه های تأملی ، تفکری را بالاتر از سطوح عوام فریبانه ببینند و برای نجات دستگاه ایمنی عقلی بشریت ، آگاهی را در تمام شاخه های یک حیات اجتماعی دنبال کنند.
هیچکس
خالق جریان #رپ_فارس یا همان هیپ هاپ فارسی سبک:گنگ لحن:#کوچه_بازاری رپر #سیاسی_اجتماعی ،که با تکیه بر دانش به محوریت خیابان به عنوان عامه ترین لحن همه سطح پسند کار خودش را شروع کرد و آگاهی دادن به جامعه را محور صحبت های خود قرار میدهد.
بهرام_نورایی
کناره گیری از جریان خیابانی رپ رپ را بر خلاف هیچ کس از عمق خیابان ها به درون کشید و معتقد بود که برای داشتن افراد سالم در جامعه ،تغیرات را باید با افکار نو به نتیجه رساند و به جای آگاهی بخشی باید آموزش فکر کردن و فکر ساختن را ملاک و سنگ جنبش هیپ هاپ قرار داد.(آگاهی سازی)
علی_سورنا
بازگشت به خیابان شخصیتی دانا و حکیم که قلم بهرام را به خیابان های هیچ کس روانه کرده است.سورنا با آگاه سازی اتفاقات از چرخه روزگار ،حقیقت را از تجربه انسان فراتر نمیداند و آموزش درک کردن را تفهیم کار خود میکند.
عنصر فی البداهه شروین پاکزاد
تا امروز (در طول این سه سال ) به بسیاری از جنبه های عملی و تئوری مربوط به ساختار یک تکست رپ و زوایای پنهان تکنیکی از جریان #ریتم و #قافیه تا پهلو گرفتن کلمات در #سبک های گوناگون بسیار نوشتیم و امید است تا توانسته بوده باشیم در درک هر چه بیشتر عالم شعر از هر لحاظ موثر اقدام بکنیم. اکثریت #رپرهای_خیابانی از جمله نسل اول هیپ هاپ فارسی و عموما آندر گرند، با لذت شعر یا لیریک رپ در عنصر فی البداهه و بیان لحظه ای کلمات آشنایی دارند. آنها قالب تکست نویسی هیپ هاپ را نوعا از ترکیب همان شکل و اندام های فی البداهه ای آن میدانند که تماما با اقبال #هنرمند و خاصیت ذهنی او تطابق دارد. حضور ذهنی در عنصر فی البداهه به توانایی ذهن رپر در تفکیک و دسته بندی حافظه در هر لحظه و در هر حالتی از بیان کمک میکند. ضمن آنکه رپ کن فرصتی پیدا میکند تا کلمات را در لحن به کار بگیرد، حافظه سازی ویژه کند و از پس همین بیان معنایی و هجایی، #فلو و یا ریتم دوم را در نهایت فهم و درک بر پیکره جان جریان بنشاند که البته به عنوان بهترین طریق ورود به جریان نوشتن لیریک رپ نیز شناخته شده است. شیوه تمرین (رپینگ) فی البداهه، کالبد ذهن شما را از انواع ابزار قلمی و کاغذی که محدود کننده ی شکل تمایلات و جنبش های پنهان شده هستند، رها میکند و به شما قدرت لمس حقیقت تجربه شده در زبان جاری و زنده میدهد. در این تمرین شما با جریان فکر کردن و نگارش رپ آنچنان درگیر خواهید شد که منجر به حضور خاطر لحظه ای مؤثر در ذهن شما می شود. یعنی شامل چندین گروه خاص از کلمات خاص برای پیشرفت و ادامه نوشتن شعر رپ از طریق آنچه که گفته شده است. البته میشود گفت که این حالت یک نشانه ی خوب از زندگی رپر در قاب فرهنگ هیپ هاپ است. همین پیدایی ذهنی و تاثیر روحی آن در رپ کن است که منجرب با تاب آوری بیشتر در وی و نگارش اشعار اوست.خصوصا در جمع های دوستانه تا حدودی این اتفاق موجب پیشرفت در بیان و تشویق از سوی دیگران میشود.
تگ ها: #گفتگو_کنیم #دیجیتال #هیپاپولوژیست#خلاقیت #تاریخچه_رپ #اعتراض_هنری #بیان_آزاد#جامعه_هیپ_هاپ #زن_زندگی_آزادی #فرهنگ_فلو #داکا #سئو#سفید
وقتی به قصد نوشتن وارد موضوعی از جنس حالات و اتفاقات میشویم ، بستری از جهان های خیالی به سر آغاز تفکر هنری در شتاب دادن به تفاوت ها ، بحث ها و نگاه های زیرکانه ی شاعری به عالم مطلق و ذهنی و تجربه ، شکل میگیرد که باید به آن فرصت پاسخ گویی فراوان در سه عالم گفته شده را داد تا از شر واژگان حجاب انداز راحت شویم. در شعر ، یک زندگی کامل را باید تجربه کرد .البته نباید وقت خودمان را صرف چیزهای فراوان کنیم ، بلکه باید به شکلی هنرمندانه شگفتی و کمال آفرینش را به بار بیاوریم.امید به تغیر هر آستانه و جلو رفت بیشتر در این تجربه باید به یقین های ما نزدیک و نزدیک تر شود تا با خیال باوری هنرمندانه جمال اوصاف و اوهام را به داخل کلمه بسپاریم.کلمه شعر را ادامه نمیدهد ، بلکه به جهانی دیگر باز می شود و انتظار جهان بعدی بوی آگاهی را پیش پیش میفهمد.این دویدن در احساس شعر همواره در حرکت است و ساکن وجود مجسم شده در پیکر کلمات است .

نویسنده :شروین پاکزاد
@Solfamin
#آگاهی و عضوی از #اتحاد_سفید
جهان فیزیکی که توام با حرکت فرم های صوتی در متافیزیک محصول میافریند ، ثابت میکند که در ذهنیت #هنرمند جهان طبیعت یا ایده عالی وجود دارد که سر منشا همه ی آن همه نظم و شگفتی ایست که او در آن ممارست میکند تا قانونی از جنس خاصی در مورد محدودی در کالبد مشخصی و در ژست متمایزی بر جان صدا فرود بیاورد و تماما این عقل را از سوی شما در ظرف های درونیش جا بدهد یا اصطلاحا "صدا بار بیاید " . در تمام این مدت زمان شما تنها مشغول معماری نقاشی شعر ذهنتان بوده اید .ارجعیت هنر موسیقی بر سایر هنر های دیگر در این گفتار به کاملی روشن است .پس بنابراین بهترین هنرمندان موسیقی ، بهترین معماران و از بهترین نقاشان و از بهترین شاعران اند که البته زبان نشانه ی آن نیز در کمال خودش شکل گرفته است . نظام تئوریک موسیقی یکی از بزرگترین شاهکارهای هنری محسوب میشود . در کمتر هنری شما با این چنین علم دقیقی میتوانید نشانه ها را مو به مو ادا و اجرا بکنید.هنر فرصت کشف تکنولوژی را نیز میدهد.فرصتی برای خلق سطوح بیشتر و فشرده سازی های به دلخواه گوناگون در سبک های متفاوت.سخت افزار ها و نرم افزار های موسیقایی تنها ابزار این امر تکنولوژیک محسوب میشوند، اما مهارت کشف عمق بیشتر از مفهوم ترکیب ابزار با یکدیگر بر عهده ی خود شماست.در مسیر خلق هنری میتوان تاریخ های چند گانه اصطلاحا ایجاد نمود و نتیجه ی هر دور از تجربه را در اصلاح مداوم به سمت ایده ی مورد نظر تحریک کرد و در ژست بیشتر فرو رفت اما باور هنرمند اعتراضی در مطلق ترین آرمان های بشری و در سینه ی عدالت مطلق که آیینه ی نور جهانیست شکل و تاب میگیرد و قانونش بر آمده از نیاز ذاتی انسان است به هنر !
شعر در وجود کلماتی که تابع احساسات آوایی ما هستند ، ابتدا به جنس میرسد و پس از ایده گرفتن از آن معنا ، وارد عالم ذهن میشود .این ورود به آزاد شدن حس تجربه در ذهنیت هنرمند و جمع شدن حواس او به یک یا چند عنصر از حضور تجربه منجرب میشود.دقت او با انحرافی که از معنای عالم واقع صورت میگیرد ، شکل خیالی را دارد که مرتبا در خیال دیگری پیدا میشود.تداخل از خیالی به خیال دیگر در مرکز ساخت آفرینشهایهنری ، همزمان با یک فشردگی در آمیخته میشود که کانال عبور تمام قسمت های فضا ، زمان در یک شعر محسوب میشود . این کانال چیزی شبیه هم خانواده شدن عبارات نزدیک است چه از بابت شکل و چه از حیث معنایی واژگان .در این اتفاق که معلوم نیست از کجای خیال های مجاور شعر بیرون بزند ، برش های متفاوتی در تجربه ایجاد میشود که به انتهای هر کدام از آن انتخاب ها، بی نهایت راه نرفته وجود دارد و مسیر آفرینش هنری را به کلی در گذرگاه دیگری میاندازد .این مساله نشان میدهد که در این جریان پر تلاطم ، چرا همواره خطر نیافریدن یا شکست در آفرینش هنری ، ممکن تر از هر حالتی ست و انحراف از ایده تا چه مقدار در نهایت زیاد میشود که البته در هنر جدید به چشم یک فرصت آفرینش واقعی به آن میشود معنا داد.
پارت اول --
عقب افتادگی از جریان
جوامع امروزی بشری تغیرات زیادی نسبت به نسلهای قبل خود داشته است.این تغییرات گاه مثبت و منفی یکسری ظرفیتهایی را در افراد و جوامعشان تغییر داده یا به کلی بوجود آورده اند؛ ظرفیت هایی که قبل از این کسی در جامعه قابلیت پذیرش آنهارا نداشت. مسائلی مثل جنبش های آزادی خواهی، تفکرگرایی، آیین های خاص و نگرش های رادیکالی چیزی نیست که با نگاه به عقبهٔ خود آنهارا در میان تفکرات روزمره مردم ببینیم بطوریکه عادی تلقی شده و بحث سلیقه برای تبعیت از آنها در میان باشد. هرچند که باید در اینجا بگوییم که این مسائل امروزه هم بطور درست و متعادل در بین مردم نبوده و فرهنگسازی کلی و اعتدال در عقاید دو چیزی هستند که باید امروزه بیشتر تقویت بشوند. اما حداقل ظرفیت های جامعه آنرا در خود پذیرفته و در واقع امروزه بحث بین قبول و ردِ موجودیت آنها نیست بلکه برهمگان مشخص است که یکسری عقاید جدید در مورد حتی ریشه ای ترین باورها هم وجود دارد که میتوانند عادات را به کلی تغییر دهند و انسان امروز هرگز در برابر موجودیت عقیده ای مثل گیاهخواری مقاومتی نشان نمیدهد بلکه آنرا نوعی از آداب رژیمی شخصیتی موجود در جامعه میشناسد که خودش بعنوان یک فرد مستقل میتواند آنرا قبول کندو طبق آن غذا بخورد یا اینکه به رویهٔ خود ادامه دهد. هر سبک و ایدهٔ جدید نیاز به زمان دارد که حد اعتدال آن توسط بشر شناسایی شده و پس از مدتی به توازن خود برسد هرچند همیشه افرادی هستند که افراط یا تفریط یا خط مشی خود قرار داده و در باور خود پیشرفتی نمیکنند که این ناشی از عدم تمایل به تحجر و خودسازی در برابر ایده های جدید است. در واقع کسانی که به عقاید قدیمی خود چنگ میزنند و هیچگونه تغییر یا تعویضی برای آن قائل نیستند؛ مثل ماهی میمانند ک خود را به سنگهای کناره های آب رودخانه چسبانده و هرگز تمایل جدا شدن از آن و تن دادن به سراشیبی آبشار را ندارند پس هرگز شنا و زیست در آب زلال پایین آبشار را تجربه نخواهند کرد. نقطهٔ امنی که برای باورهایمان میسازیم گاهی به ضرر خودمان تمام میشود بدین صورت که ما افکار و سنت هایمان را در حصاری محافظت میکنیم و نمیگذاریم کوچکترین تغییری در آنها رخ دهد و تمام مدت زمانمان راصرف مراقبت از آن میکنیم غافل از آنکه با یک دهمِ این انرژی برا محافظت از کالاهای کهنه مان میتوان با افکار جدید و نو، همراهِ جریان جدید جوامع شد و چیزی را در درون خود نو کرد که بدون شک میتواند جرقه ای امیدبخش برای آینده روشن روبرویمان خواهد بود. همراهی کردن با آنچه که اتفاق میافتد و تطبیق دادن عقاید به مرور زمان، باعث آگاهی و فهم بیشتر فرد از اطراف خود شده که این موج مثبت در انتها به رشد افراد منجر میشود. حتی در بین افراد معمولی هم این عقیده جاریست که هرکسی باید خود را با شرایط تطبیق دهد و علاوه بر حفظ ویژگی های خاص فردی، چیزی را که جامعه با آن هماهنگی میکند را بپذیرد. قسمتی از شخصیت هر فرد در بین افراد جامعه بستگی به همهٔ آن چیزی دارد که فرد از خود به نمایش گذاشته است و اگر همین فرد، با تغییری که در جامعه بنا شده و بقیه آنرا پذیرفته اند همراه نباشد؛ در ارتباطات خود و همراهی و همزیستی با افراد دیگر هم دچار مشکلات بزرگ و قابل توجهی خواهد شد و البته که این معضل حتی تا درون خانواده فرد هم پیش میرود بطوریکه ناهماهنگی عقیدتی فرد در ارتباط با امیال و اعمال اعضای خانواده باعث بروز ناهمفکری ها و مشجرات خانوادگی خواهدشد.حالا فرض کنید مشکل چقدر حاد تر میشود؛ وقتی این فرد در مقابله با کسانی قرار بگیرد که در شناسایی الگوهای جامعه ناتوان بوده و افراط در عقاید جدید را در پیش گرفته اند و به کل هرنوع ناهنجاری در رفتار خود را گردن تغییر نسلها و ارزشها میدانند!

شروین پاکزاد
در ناامیدی سیاسی، احساس فقدان یا شکست از اینجا میآید که درمییابیم در جهانی بهشدت ناعادلانه زندگی میکنیم، جهانی که دهشتِ جنگ آن را تعریف میکند؛ جهانی که در آن، به قول داستایفسکی، خون به سرخوشانهترین راه ریخته میشود.این جمله ی سایمون کریچی به من یاد آوری میکند که قرارداد های هیچ قدرتی نمی تواند دائمی باشند و هر بیانی از من گرفتار همین دیوانگی ست. ما می آموزیم که جهان را تاریخی ببینیم و این آگاهی به نفع خاندان تاریخ رقم خواهد خورد.
Solfamin
سلفامین
#زنده_باد_وطن و
#هنرمندان_و_سربازان_وطن
آهنگسازی که با شروع خطوط صدا ، فرم صوتی به جا میگذارد ، در پشت آن جبهه #بیان میگیرد.بیان او شکلی از مسیرهای حسی مختلف است که تابع همه ی آنها منحنی زمان میباشد . موصوع بحث ما حرکت است و محل آن #حافظه_پیانو رل اف ال استودیو .قرار ما این است که بگوییم بیان موسیقی صرفا یک حرکت صوتی در مقیاس فیزیک است ، یعنی زمان و مکان ، صدا در زمان حرکت دارد.شمارنده ی آن سعی دارد تا با شمردن پیاپی ضربه هایی ،یک نظم نسبی به نام وزن را تداعی کند . از آن به بعد طول هر صدا میشود عددی که رقم آن به اندازه ی تعداد ضربه هاست .در پیانو رل ، صدا با مستطیل های پشت همی ،کشیده میشود . اگر شما در هر میزان یک نت کشیده قرار بدهید ، پس از چند میزان ، یک بافت طنابی شکل به وجود میآید که موجی بین آن است .اگر نسبت به نت نخست و پایان خطی بگیریم ، جمع آنها رخ موجی به صدا داده است ؛ در آغاز ساخت یک اثر ، شما هم میتوانید در روح خود فکر بکنید و هم میتوانید در یک صدای کشیده شده فکر بکنید و به آن شکل و موج بدهید تا خودش زبان پیدا کند و به اندازه ی وجودش بیان کند . مسیر دوم سر اغاز مسیر تجربه گرایی و هنر خود به خودی میباشد ، چرا که شما را به فکر صدا فرو میبرد و میخواهد که سهم بیانش را از بینش و اندیشه ی شما بستاند . پس هنر شما را شروع به تخلیه و از خود آگاهی شما عبور میکند تا مستقیما جذب تاریخ شما در حافظه شود.مشخص است که این پاسخ متفاوت است از هر پاسخی در تاریخ و تجربه ی آن صرف ساخت ذهنیت در صدا میشود.بگذارید امواج به شما برسند و حجمی بزرگ از موج ها به هم برسند.در آینده خواهیم فهمید که چطور با تراشیدن این پیکره ، هنر #فیگوراسیون ساخته میشود .
مفهوم شکست در آفرینش هنری ، ارج و قرب بالایی دارد . در روند واقعی یک ساخت هنری ، امکان دارد شما با شکست سنگینی مواجه شوید و آفرینش معیوبی به بار بیاورید . در این حالت ابدا جای افسوس وجود ندارد ، زیرا شما از این تجربه ی خود درس بزرگی خواهید گرفت که تا ابد توشه ی راه شما باقی خواهد ماند . درگیر آگاهی از بی خبری بودن ، بیشتر شما را در پیشامد شکست قرار میدهد و البته تمام لذت هنر به زندگی کردن لابلای همین تجربه های شگفت انگیز است . در جریان ناخودآگاهی ، گر چه آگاهی از بیخبری به ما میرسد اما اگر ذهن ما به ابزار قوی ای تجهیز شده باشد ، میتواند ، فرم خبر را به شکل مطلوبی تغیر بدهد ، پس تا میتوانید ذهن خود را ابزار پذیر کنید و به خلاقیت های ذهنی خود ایمان بیشتری داشته باشید .
#فایده_مندی ضبط تاریخ
(معادلات پیشامدی )
در روند یک اتفاق ،چه نوشتن یک شعر باشد یا یک ساخت موسیقایی ، قطعا به مسیری میرسید با چند اما و اگر که در نهایت باید به یکی رضایت دهید و از سایر پیشامد ها دست بکشید .این احساس تاریخی (احساسی که دائما نیاز میشود)، تا آخرین لحظه ی اتمام کارتان با شماست . از توجهات صحبت های بالا ، مثلا میل شعر است به گرایشات خود به خودی .اما تنش انتخاباتی ، از ما میخواهد که بر اساس قرارداد های عقلی حرکت کنیم که تقریبا این واگذاری منتفی است زیرا ، عقل گرچه شما را در این انتخاب یاری میکند اما از جایی به بعد تضمین رسیدن به پیروزی نمیکند.قصور عقل ما البته چاره ای هم دارد و آن تکنیک ضبط تاریخ است. چه در ادامه شعر ،این حالت پیش بیاید و چه پیش نیاید ، ضبط حدی محتوا ،در صفحه ای دیگر یا ذخیره ی یک ورژن جدید از موسیقی در فایلی جداگانه به شما اجازه میدهد تا علاوه به اینکه در تجربه های متفاوت سیر کنید ، بتوانید آنها را به رقابت بگذارید و به میل جهت گیری های متفاوت پاسخ مثبت نشان بدهید.رصد میدانی تمام اتفاقات هم زمان یک قدرت انتخابی است که با (save new version ) , محقق میگردد.توجه داشته باشید که محتوای ناخداگاه منکر آگاهی نیست .
نشانی اتحاد رسانه های سفید در تلگرام؛
یکی از سختی های عالم موسیقی در آفرینش هنری ، مرکزیت نداشتن عناصر صوتی آن در عالم واقع میباشد. موسیقی باز آفرینی چیزی نیست ، بیان خیال انگیز است .پس از ابتدا تقریبا وهم است ، اما خوشبختانه آنقدر از ذات موسیقی گذشته است که بتوان از آن بعنوان یک واقعیت ذهنی نزد بشر نام برد .بدین ترتیب میتوان با ترکیب چند باره ی خیال های متوالی و ممانعت نکردن از این ترکیب ، خیال بزرگ تری را ترتیب داد .در این اثر که سعی بر جابجا شدن جهت های بلامانع بوده ، به جای آنکه موسیقی با یک فرم آغاز شود و با همان جنس از فرم ، به اوج برسد ، تلاش بر این بوده است که فرمی را موازی با فرم آغازین چنان رشد داد تا جایگزین مناسبی برای فضای تکراری باشد ، به طوری که قدرت پیشگویی محض از مخاطب گرفته شده است و در عین حال نظام نظم و آشفتگی به بار آمده است .باور خود به خودی ، یک فکر را بدون فرمان عقل به انجام میرساند.
@Solfamin
#شعر، در بی نهایت تجربه مقاله ای به پیشنهاد شروین پاکزاد در باب هجاهای شعری در فرایند توسعه دموکراتیک شعر و فن آوری های مختلف آن است. متن زیر یک ایده مرکز گرایانه در حیطه نگارش شعر و فن نوشتن است.
وقتی ما عمیقا به چیزی برای نوشتن فکر میکنیم، آن چیز به چند چیز دیگر فکر میکند(افزوده میشود ) و آنها نیز به چیزهای دیگر.این اندیشه با حرکت آرام و نرم خود به خودیش، از حوادثی که در پشت هر کلمه برای ما اتفاق افتاده است، لحظهای میسازد و ذهن ما با کنار هم نشاندن این عناصرطبیعی و مصنوعی، دست به فن عجیبی میزند.
او که از حال تمام این لحظات آگاه است، در فضای بی کران عقل، قدرت را در جهت حال نامعلومی دنبال میکند.(مانند مستند سازی که هرگز به لحظه ی شکار شدن یک آهو توسط درندگان حمله ور نمیشود.زیرا او میداند که این چیزی به جز چرخه ی طبیعت نیست!) لحظات نجات، در این مرحله گرچه از طبقه بندی ذهن خارج شده اند، اما هر کدامشان حافظه ای دارند و برای بقای خودشان، تقابل میکنند و در هم ادغام میشوند. این جدال که میان همه لحظات صوری وجود دارد، تصویری دارد که رفته رفته همه چیز را به سبب قدرت بالایش در ذهن ما جذب میکند و از آنجا که شما هرگز از شر کلمات خلاصی پیدا نمیکنید، این روند تا زمانی که ذهن خود را درگیر آن نگه دارید ادامه خواهد داشت. اگر در سیر این اتفاقات غور و اندیشه کنید اولا متوجه میشوید تجربه ای از ذهن شما سر زده است که شاید قابل دفاع نباشد اما در روند خودش منطقی بوده است و یا مثلا بسیاری از چیزها گفته نشده اند، اما در زمان آفرینش با آنها برخورد داشته اید و آنها غیر مستقیم تاثیر خودشان را بر نتیجه گذاشته اند. روح جمعی جامعه نیاز به تخلیه شدن های فراوانی دارد ! فرآیندی از جنس دموکراتیزه شدن و گفتگوی محلی با افراد مختلف.
افلاطون عقیده داشت که هنر موجب توهم است و برای مثال تنها یکی از حواس آدمی را فریب میدهد و او را دچار خطا میکند .او هنر را در مخالفت با ایده مطرح میکرد و آن را یک مساله بی ارزش در مقابل فلسفه میدانست. بسیار عجیب است اما به مدت هزار سال این عقیده همچنان یک باور عمیق از هنر بود . فلوطین کسی بود که با پیش کشیدن آفرینش هنری ، به این رای تاریخی پایان داد.او با مثال زدن هنر یک مجسمه ساز ، ایده را به تصویر ایده آلی تشبیه کرد که هنرمند از چیزی در ذهنش دارد و آن را از طریق آفرینش هنری بر تخته سنگی چیره میکند. سپس او پرسید که زیبایی این مجسمه در کجاست ؟ قطعا ازآن تخته سنگ نیست و در فرم و ایده ای که مجسمه ساز برای آن متصور شده است جای دارد . به این ترتیب ایده و هنر با یکدیگر پیوند خوردند و هنر در جایگاهی هم تراز با فلسفه قرار گرفت ، البته هنر امروز آنچنان وسیع است که حتی فیلسوفان نیز به حال هنرمندان غبطه میخورند .هنر به روشنی نشان داد که بیشترین قرابت را نسبت به هر چیز دیگری با طبیعت دارد.
جای دادن صداها و ادغام مجموعه ی اشیا صوتی در فرم و ایده ی کلی ما از فرایند آفرینش صوتی بسیار اهمیت دارد . تصویر ایده آلی که ما در ذهنمان از چیزی داریم ابدا تخت نیست ، حتی اگر به خود به خودی شدن فرایند هم کار ما بیانجامد ، باز هم اینگونه است و حافظه ی آن چیز عمقی دارد . اگر روی کاغذ چند سطح بسته را داخل هم بکشید با کوچک تر شدن سطوح داخلی ، رفتار کل سیستم میل به عمق سازی دارد . وقتی بیان صداها در هم امیخته میشود ، بسته به فشردگی و قرابت صوتی ، ادغام حافظه ای صورت میگیرد و بیان از تاثیر ،
a*b*c*d
فرم ها در یکدیگر ، حجم میگیرد .
پیچیدگی ای که از ادغام این فرم ها در هم به وجود میآید ، بعد خاصی دارد که به #بعد_فرکتالی مشهور است .محل شکل گیری این حافظه در نرم افزار اف ال استودیو ، پلی لیست میباشد . تاثیر این سطح در شکل دادن به حرکات و وقایع کلی تعریف میشود و این صفحه نیز با خط زمان حرکت میگیرد . همراهی تمام فرم ها در این صفحه ، کار ما رو در نظارت بر حرکت حافظه ی مستقل و وابسته سهل تر میکند . هم زمانی چند حافظه که از قبل در صداها کار گذاشته شده است ، نتیجه ی کار ما را مشخص میکند و احساس رضایتمندی مخاطب از بیان تجربه هایی که در این حافظه ها ذخیره شده را به دنبال دارد.
#حافظه در شعر در روند شعر خود به خودی یک بار معنایی مجزا محسوب می شود. شاعر پس از آنکه نوشت "شب"، حتما نباید تعریفی یا حالتی از شب را در ادامه متن تعریف کند.(ذهن خود را درگیر بایدها و نباید ها کند). شاعر باید شب را در حافظه ی خود رها کند تا هر چه شب و زمانه در او از گذشته کسب شده است مرور شود و با تمرین در نوشتن خود به خود به جای دیگری برود. یعنی آزاد گذاشتن حافظه در میل به هر جهتی. به شما پیشنهاد میدم تا یک صفحه با چهل خانه طراحی کنید و در هر سلول یک واژه نصب کنید. مطمئنا با یک نگاه اجمالی به همه ی آنها، ناخودآگاه به یاد چیزهای دیگری خواهید افتاد. حالا این کار رو اگه با دقت ذهنتان انجام بدید، یعنی ذهن خود را در بی نهایت توسعه بدهید ، میلیاردها تجربه ی خیال انگیز شکل میگیرند .به طور حرفه ای تر، اگر شکست را در یک جهت و پیروزی را در جهت دیگر شتاب بدهید، ذهن شما میشود تمام ترکیبات شکست و پیروزی که عقل شما تجربه کرده است. این تمرین قدرت رهاسازی محتوای ذهن در بی نهایت تجربه محسوب میشود که قرارداد های حافظه ای را کنار میگذارد تا تجربه ی بی پایانی از شعر در حافظه خلق شود.
حافظه ی تکنولوژی کامپیوتری در درک پیام های فکری بسیار بی نظیر عمل میکند.در زمان آهنگسازی به شیوه های الکترونیکی ما چهار عدد حافظه ی بزرگ در اختیار داریم . حافظه ای که مشخصات فیزیکی صوت (نواک ، طنین و شدت ) را در بر دارد. حافظه ای که سطح نمایش صدا را حفظ میکند و پیرامون نزدیک و دور صدا را به نسبت قاب موسیقی تغیر میدهد. حافظه ای در ترکیب یکباره ی صداها ، که به فیگوراسیون و ژست نهایی ختم میشود ، و دست آخر حافظه ای که در خود صدا ست را به ما نشان میدهد. جان صدا ، بی فرم ، بی قاعده و بسیار بی ریخت میباشد.ریاضی دانان با استفاده از هندسه فرکتالی یا برخال ، میتوانند درجه ی پیچیدگی بافت در حال نمایش را تغیر بدهند و زبان صدا را جراحی کنند. نوع اول را میتوانید در پیانو رل اف ال استودیو پیدا کنید .صفحه ی بی نظیر پیش روی چشمتان واقعا یک انقلاب محسوب میشود.یک حافظه در مرکز و ابزار مختلف تنظیمی که در طرفین این سطح قرار دارد ، شامل خط زمان ،صفحه ی پهن فرکانسی، و در پایین خود تغیر اندازه های ورودی میباشد . به شما پیشنهاد میدم حتما این صفحه را با جزئیاتش به خاطر بسپارید.این یک فرصت طلایی در القای تکنولوژی و نظام تئوری موسیقی در ذهن محسوب میشود.سه حافظه ی دیگر نیز به همین ترتیب خودشان را در گوشه کنار اف ال به ما نشان میدهند که باید با برنامه تشریح شوند. *پس از طرح و جمع آوری اطلاعات لازم ، جزئیات را در یک ترم مفصل تعریف میکنیم.
#تمرین_آمادگی_ذهنی_در_شعرنویسی
در شعر نویسی هرگز به آغاز سخن فکر نکنید، این کار باعث میشود تمام لحظه ها پیش فکرتان گم بشوند و دیگر جایی برای فرود وجود نداشته باشد! بهتر است ذهن خود را در بی نهایت قرار بدهید تا جریان حافظه از طبقه بندی عقل خارج شود و تمام ارزش ها و باور های درونش را عرضه کند. از میان این رشد بی نهایت اطلاعات ، خیال متولد میشود و از قدرت خودش زبان را جذب میکند .باور های خیالی ما چون از فرایند های انتخابی در گذشته می آیند، مظهر جان عقل ما هستند، پس میتوان به روند خود به خودی آن اطمینان کرد و درگیر ناخود آگاه شد. #ناخودآگاه یعنی دریافت آگاهی از عالم بیخبری. بی خبری از طریق ادراکات حسی، حافظه، گواهی دیگران و یا از برخورد اتفاقی احتمالی که در عالم موانع عقلی بر ما انسان ها وارد میشود. در واقع عقل، تمام مسیرهای ممکن را میتواند تجربه کند اما از آنجا که حافظه ی کاملی او را همراهی نمیکند، مجبور است هر از گاهی آن چیز را تجربه کند. برای مثال به دیدنش برود یا اینکه لمسش کند. اینکه تجربه باعث تقویت حافظه میشود، عقل را بر جهان حاکم تر میکند و در کنار ایمان، وجود خداوند را در عقل، پایانه ی تمام هستی میشمارد.
«یادداشت نظری/مانیفستِ شعر»
ایدهی مرکزی: اگر در شروعِ نوشتن به «آغازِ درست» فکر کنیم، جریان لحظهها قطع میشود؛ پس باید ذهن را در وضعیتِ بینهایت/جریان آزاد گذاشت تا خیال از دلِ انبوهِ دادهها بیرون بیاید و زبان را با خودش همراه کند. بر همین مبنا، چند تمرین عملیِ «آمادگی ذهن» برای شعرنویسی موجود است که دقیقاً با منطقِ شعر نوشتن یکی است. (کمتر کنترلِ عقل، بیشتر راه دادن به ناخودآگاه، و بعد—در مرحلهی دوم—ویرایش آگاهانه).
----------------------------------------
۱) تمرین «آغاز ممنوع» (۳ تا ۷ دقیقه)
* قانون: حق ندارید سطر اول را “درست” شروع کنید.
* از وسطِ یک تصویر شروع کنید: «…و ناگهان»، «…درست وقتی»، «…بین دو صدا»، «…روی لبهی…»
* فقط بنویسید و خط نزنید.
هدف: شکستن وسواسِ شروع و فعال کردن جریان.
----------------------------------------
۲) تمرین «نوشتارِ پیوسته» (۱۰ دقیقه)
* یک تایمر بگذارید.
* هرچه میآید بنویسید؛ حتی اگر بیربط است.
* اگر گیر کردید، همان را بنویسید: «گیر کردم چون…» تا دوباره راه باز شود.
هدف: عبور از طبقهبندی عقل و رسیدن به مواد خامِ خیال.
----------------------------------------
۳) تمرین «سه درِ ناخودآگاه» (۱۵ دقیقه)
سه منبعی که خودتان هم اشاره کردهاید را فعال کنید: حس، حافظه، برخورد اتفاقی.
1. حسی: پنج چیز که الان میبینید/میشنوید/بو میکنید را بنویسید.
2. حافظه: یک خاطرهی کوچکِ بیاهمیت (مثلاً یک لیوان، یک راهرو، یک لباس) را به جزئیات توصیف کنید.
3. اتفاقی: یک کلمه را تصادفی انتخاب کنید (از کتاب، تابلو، پیام، دیکشنری) و مجبورش کنید وارد شعر شود.
هدف: ساختن «جریان داده» تا خیال از دلش زاده شود.
----------------------------------------
۴) تمرین «تصویرسازیِ بیمنطق» (۸ دقیقه)
۵ ترکیب بسازید که عقل در حالت عادی ردشان میکند، مثل:
* «سایهی داغ»
* «صدای آبی»
* «پنجرهی خسته» بعد هرکدام را یک سطر ادامه بدهید: چرا داغ است؟ چرا آبی؟ چه میخواهد؟
هدف: تربیت خیال برای تولیدِ پیوندهای غیرمنتظره.
----------------------------------------
۵) تمرین «زنجیرهی تداعی» (۶ دقیقه)
یک کلمهی ساده انتخاب کنید: «نان»، «باران»، «اتاق». بعد بدون فکر، ۲۰ واژه پشت سر هم بنویسید که به آن تداعی میشوند.
سپس از بینشان ۵ واژه را بردارید و با آنها یک بند بسازید.
هدف: رفتن از «واژه» به «میدانِ تداعی»؛ جایی که ناخودآگاه راحتتر حرف میزند.
----------------------------------------
۶) تمرین «دو مرحلهای: رهاسازی + عقل» (مدل پیشنهادی)
این تمرین کمک میکند هم به ناخودآگاه «اعتماد» کنید هم از عقل برای شکلدادن استفاده کنید:
مرحله زمان کار قانون رهاسازی ۱۰ دقیقه نوشتار پیوسته/تصویر آزاد هیچ ویرایشی ممنوع انتخاب ۵ دقیقه زیر ۳ سطر/تصویرِ زنده خط بکشید فقط انتخاب، نه بازنویسی شکلدهی ۱۰ دقیقه از همان ۳ سطر یک شعر کوتاه بسازید هر حذف/جابهجایی آزاد
هدف: مواد خام از ناخودآگاه، ساختار از عقل—بدون اینکه یکی دیگری را خفه کند.
----------------------------------------
۷) تمرین «فرود» (برای حل مشکلِ “جایی برای فرود نیست”)
شما با فکر کردن به آغاز شعرتان، دیگر جایی برای فرود نمیماند. برای فرود، از این سه راه استفاده کنید:
* فرودِ تصویری: تصویر آخر، تصویر اول را وارونه کند.
* فرودِ اعترافی: یک جملهی خیلی ساده و بیآرایه در پایان.
* فرودِ حسی: پایان را با یک حس تمام کنید (بو/صدا/لمس) نه با نتیجهگیری.
----------------------------------------
یک پیشنهاد برای خوب برای شعر شما
اگر قصد دارید از این نوشته «شعر» دربیاورید، میتوانید آن را به صورت بندهای کوتاه، تصویریتر و با فعلهای زندهتر بازنویسی کنید. مثلاً به جای تعریف مستقیمِ ناخودآگاه، نشان بدهید: «بیخبری از لای بوها، از پشتِ لمسها…»
----------------------------------------
اهداف :
1. تمرینهای بیشتر (مثلاً برای وزن/قافیه، یا شعر سپید)، یا
2. تبدیل همین متن به یک شعر سپید/نیمایی (با حفظ ایدهها)، یا
3. نقد دقیق متن: کجاها ایده خوب است، کجاها نیاز به شفافسازی یا تصویرسازی شعری دارد.
#جمله_ادبی کلمه + کلمه + کلمه + کلمه + ( . )
#عبارت_شاعرانه کلمه * کلمه * کلمه * کلمه * (! ؟ ؛ : )
شعر از تاثیر ( یا همان مفهوم ضرب در ریاضیات ) کلمات در هم شکل میگیرد . گسترش مسیر شعر در عالم خیال ، تابع بسیار پیچیده ای از گرایشات حسی به مقوله ی آشوب میباشد . شاعر با از کار انداختن معنای نزدیک کلمات (یعنی انتخاب کلمات در کنار یکدیگر به واسطه ی معنای دومشان یا منظور مورد نظرشان _نظیر شعر #کلاغ از #صفیر ) ، فضای حرکت کلمه را از طریق تونل زدن به عالم خیال میگستراند و اصطلاحا متن را به پرواز در میاورد .(به لحن رها و بی پروای همین اثر مجدد دقت کنید) تاثیر ضرب ناک کلمات در هم ، میتواند منشا تولد انواع فراوان احساسات آدمی باشد و او (شنونده) را تحت تاثیر عملکرد بی پایان روحیه شاعرانه ی خود قرار بدهد.در مورد معادلات شعری هم نیز به زودی گفتگویی خواهیم داشت .
حکومت نخبگان قسمت 2
بیان آزاد موسیقی در روش و پای عمل ، به پای کشف و پدیدار سازی گذاشته میشود . عنصری که میگوید صداهای ذهنتان را فراموش کنید ، به آشوب پیش رویتان معنی بدهید و آن را ظرف حافظه کنید. درک این آشوب ذهنی یا عینی و به تصویر کشیدن آن شما را در مسیر ساخت شک و تقدیر قرار خواهد داد.شاید نگران از دست رفتن محتوای اعتراضی خود باشید و سعی کنید تا از همان ابتدا با انتخاب جنس و اندازه خاصی از صداها ، با طراحی یک پیش حالت از بیان کلی خود ، افق خود را در ادامه محدود تر ادامه بدهید .اما در این صورت شما به جای صداها سخن گفته اید و مسیر آزادی را بر صداها محدود کرده اید . این پیشرفت خود به خودی که فرا واقعیت یا سوررئالیسم نام گرفته است ، به ذهن اجازه میدهد تا به واقعیت همانگونه که خودمان احساس میکنیم معنا ببخشیم و امر نسبیتی را بیش از بیش در تعارض با هرگونه قراردادی قرار میدهد.یک آشوب با چهار حس صوتی مختلف از ملودی ها ، بیس ها و درامز و پد را در نظر بیاورید.سوال مهم این میباشد که آیا در تکامل رفتار و بیان میان عناصر (از هنر فیگورسازی تا بیان حالت در ژست) را میتوان به خود صداها واگذار کرد ؟ . این اتفاق زمانی خواهد افتاد که اهنگساز به مقدار قابل توجهی حافظه در صدا ایجاد کرده باشد و این کار را با دقت بالا انجام داده باشد .زمانی که صداها با حافظه های متفاوت در کنار یکدیگر قرار بگیرند ، خود به خود با هم واکنش نشان میدهند تا بخش های مشترک حافظه را در خود پیدا کنند.محتوای این حافظه را نباید به چیزی فراتر از قابلیت های وجودی صداها تعریف کرد .این وجود در آنچه که مرسوم است نواک ، دینامیک ، طنین میباشد و ترکیبشان موجب به پیدایش تجربه های زیبا شناختی گوناگون میشود. در این پست کلیات فراوانی گفته شد که در ادامه بیشتر به بحث درباره ی آنها خواهیم پرداخت ، اما برای شروع میتوانید به مرکز فرماندهی تفکر در نرم افزار اف ال استودیو بروید و با انتخاب صداهای صاف و تقریبا بی خاصیت ، حافظه های عجیب و غریب طراحی کنید.
حکومت نخبگان قسمت ۱
هر موسیقیدانی که به دنبال پیدا کردن دریچه های تازه در فضای گفتگوی میان عناصر و ایجاد فرم های نوین امروزین میباشد به خوبی میداند که تاریخ هنر سیر آزادی است و این اتفاق را در کمال خودش ، یعنی آفرینش هنری به بار می آورد .هنر روح را از محدودیت های زبانی رها میسازاند و در قلب یک امر محسوس لذت ، الم ، نظم و دست آخر شگفتی را به نمایش میگذارد.برای نمونه او درد و رنج را نشانه ای از ضعف ، کاستی ، بی جان شدن و در نهایت تکرار شدن میداند.به ویژه آنکه ضرب های تکراری (نگاه کلاسیک) در موسیقی رپ ، تجربه ی زیباشناختی ما از آشفتگی و ناراحتی های روانی ست که به موجب آن کاستی ها و کمبود های دوران ها را در پی دارد .اینکه این ضرب های مریض یا احساسی زدگی ایجاد نکنند ناشی از بلوغ یک تفکر زیباست که به خوبی از عواطف مشترک در ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان ها اطلاع داشته باشد .پس اگر بگوبیم اهنگ سازان باید جامعه شناسی هنر را خصوصا در ارتباط با فلسفه ی تکنولوژی (آینده ی جهان نزدیک ) از سر بگذرانند گزافه نگفته ایم . البته با افتخار زیاد در حال حاضر من پیشرفت و رقابت را بیشتر در میان آهنگسازان سبک میبینم تا رپر هایی که این روزها حرف هایشان متاسفانه چنگی به دل نمی زند و کلامشان از مدارات قدرت به جای مانده است .
#سوالات_کلیدی_پنهان (4)
مهارت #تولید_فکر چیست ؟
یک مشکل و دغدغه ذهنی آهنگسازان که به طور فراگیر در امر تولید یک اثر ، خودش را پیش می اندازد ، چگونگی روند پیشرفت در انجام کار میباشد . تازه کارها اغلب به واسطه یک ریتم ، ملودی یا هر چیز دیگه ای که احساس میکنند میتونه جریان سفت و محکمی به استخوان بندی کارشون بده ، کار خودشان را شروع میکنند و با پیمایش یک مسیر شانسی از اتفاقات ، به یک نتیجه خوب یا بد میرسند.کاملا واضح که نقش تفکر در هیچ جای این فرآیند به درستی بازی نمیشه و تمام زمان شما به پای چه و چه های بی مورد بهدر خواهد رفت .
در روند تولید فکر ، شما ابتدا باید از طریق یک متن زبانی که ذهنی پخته آن را نویسندگی گرده باشد، یک سناریو به تصویر بکشید ، تا اولا از این طریق داده های حسی ( #تم ) آن متن ، فرآیند تفکر را بتوانید به راه بیاندازید و بعد از آن احساسی را بدور از زبان گفتگویش در جریان اندیشه به گزارش بنهید.گرچه این مسیر نیاز به ذهنی با تجربه ، خوش ذوق و خلاق دارد اما با تمرین های آهسته و پیوسته رفته رفته به حرفه ای شدن آمال هنری در شما خواهد انجامید.
تجزیه و تحلیل درست داده ها در مرحله دوم ، اتفاق میافتد ، اینجا جایی ست که شما نوشته های ذهنی خودتان را باید به دو جریان جسم (معنا) و روح ( احساس ) تفکیک کرده و از طریق فضای بین این دو ، آغازی در ساخت و ساز های صوتی را به نجوا بگذارید.این صداها را مانند موسیقی یک فیلم تصور کنید که به ذهن گنگ شما در قبال جملات ، معنا و احساس تزریق میکند.اینجا همچنین محل اختلاف یک ذهن پویا و برتر در مقابل اندیشه های ضعیف است . کسی که بتواند دقیق ترین تم ها را از داده ها دستگیر کند و با علتی زیرکانه ، صدای آن را از طریق ذهنش در پروژه به اجرا بگذارد ، قدرت ذهنش را رسانده است و بشکوفا شدن هر چه بیشتر توانایی های ذاتی اش کمک کرده .
سوالات کلیدی پنهان (2)
آیا رپ نویسی صرفا یک فرایند تجربی ست ؟
دستگاه تولید فکر یا همان اندیشه آدمی هرگاه در تقابل با مسائل پیرامونی قرار بگیرد ، اگر از نحوه پاسخگویی اطلاع داشته باشد ، تنها با فراخواندن داده های ذهنش ، جواب را باجرا میگذارد .اما اگر در زمان تهیه فرایند پاسخگویی با داده های معیوب یا مفقود برخورد کند ، ذهن ناچارا وارد فرایند تولید فکر خواهد شد.
فرایند تولید فکر چیست ؟
مغز در حالت کلی اش به دو شکل اندیشه میسازد ، #نظری و #تجربی.
مثلا ،
نظری ها بسیار مدل گرا هستند و در تلاش اند تا از طریق قواعد منطقی ، بازی فکری ای را در ذهنشان طراحی ،مطابق دستور العمل های آن حرکت و امتیاز جمع کنند .
اما تجربه گراها از طریق فرایند رشد نامظم ، سعی بر رسیدن به آگاهی دارند و آنجایی که از دایره فکرشان خارج باشد را یا مجدد تجربه میکنند و یا آن ر انکار.این فرایندها و تشکیلات ذهنی نشان میدهند که ذهنیت فکری افراد چگونه میتواند تا سر حد های نفی هر جریانی پیش برود ، تنها به این علت که من راست میگویم ، دلیل بر درست تر بودن فکر ما نیست و بر خلاف جریان همیشگی ، #رپ هم صرفا تجربه نیست.
#کارگاه_فلو_سازی (3)
از گذر مطالب پیشین ،میرسیم به جریان کلمات و چینشی که از پشت سر هم قرار گرفتن صداهای منظور شعرمان بدست می آید ، یعنی عنصر #توالی_در_لحن .
این عنصر پس از آنکه شما لحن (صفتی کیفی بر مبنای طول و تاکید هجایی در واژه گان ) مشخصی را بر سر یک واژه تایین میکنید ، با بررسی کلمات هم سایه و یا هم شکل (مثلا قافیه ها ) ، به شکلی تداوم همان #لحن را پیگیری میکند.گفتیم لحن یک صفت است ، از طریق یک راه حل ساده میتوان نتیجه گرفت کلماتی که بستر معنایی آنها مشترک است ، یک منظور واحد را میرسانند و اگر بتوان صفت و حالتی را در بیان آن منظور پیدا کرد ، آن #صفت قابل تعمیم به تمامیت بستر موضوع را دارد.
اما نکته بعدی ، مقیاس و اندازه این صفت بر سر واژگان هم معنا یا همبستر میباشد که تعین میکند کدام واژه با چه شدتی از لحن ، اجرا شود . برای پاسخ شما اینبار باید واژگان را کلمه به کلمه و بسیار کند با صفت مشترکشان مقایسه کنید ، تا مسیر لحن یا همان جریان خواندن شکل بگیرد و با آن صفت ، روح واژه را در اجرای آن جریحه دار کنید .بسته به توانایی کسبی و تجربی هر فرد امکان نفوذ در جریان هجاها نیز وجود دارد که جای مناسبی برای تمرین روزانه هر آرتیست حرفه ای میباشد .
پایان قسمت سوم کارگاه آموزش فلو سازی
www.telegram.me/Solfamin
موقعیت ویژه ای از جای گیری اصوات در کنار یک دیگر میباشد. یک ریاضی مرموز از فاصله های متوالی. دنیایی ناشناخته از قواعد همیشگی که منشا هزاران تازدگی می باشد.اما این ساختار منسجم پتانسیل های عملی بسیار پایینی از خود نشان میدهد.در واقع اگر یک گام به شما بدهند و از شما بخواهند مطابق آن ،چیزی را بسازید،یک خواسته کاملا عجیب و غریب محسوب میشود، بیایید نترسیم و با آزمون خطا ،به ساخت موسیقی نزدیک تر شویم، برای شروع به جای آنکه از توالی نت ها گام بسازید ،#تم بسازید.به این شکل شما میتوانید اندیشه های خود را یادداشت کنید و از دل آنها موزیک بسازید.
#اما_چگونه_تم_بسازیم ؟
یک صدا را انتخاب کنید و آنقدر به آن فاصله های متوالی اضافه کنید تا شخصیت صدا مشخص شود.از نت دو شروع کنید و به سراغ نت می بروید و بعد از آن به نت لا بروید و این کار را آنقدر انجام بدهید تا یک ملودی از جریان فکر خود بسازید.سپس با گوش دادن به این تم انواع تیپ #ملودی را استخراج و در موزیکتان به کار ببرید.
بجای آنکه یک گام موسیقایی را بین دو صدای هم نام در فاصله اکتاو بنویسید،یک گام موسیقایی را بین دو اکتاو یا حتی سه اکتاو نت برقرار کنید و تم های ذهنی خود را ،بالا رونده و یا پایین رونده ،نت به نت بسازید و به جلو بروید.
به همین آسانی !
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
موسیقی ژانر رپ( Hip hop music )
بیش از آن که درگیر هارمونی ها و ساختار های پیچیده تئوریک باشد،معطوف به کوبش ها و ریتم های مهیجیست که کاملا در راستای مضامین اعتراضی و اجتماعیست. اصلی ترین محوریت(Ultimate Value) این سبک کیک ها و آبجکتیو های محرک میباشند،کوبش از اساسی ترین و حیاتی ترین عناصر یک ریتم رپی محسوب میشود که نماد فریاد یک انسان دردمند و یک وجدان بیدار و بسیار پریشان از شرایط پیرامونی و اجتماعی میباشد.
متاسفانه تا بحال هیچ سند و مقاله ای در متن و وصف حالات موسیقی ژانر هیپ هاپ در طی این مدت که بیش از پانزده سال از ذات پیدایش آن در ایران میگذرد نگاشته نشده است و این شفاهیات سینه به سینه انتقال پیدا کرده است.این مقاله یک نگاه تحلیلی بر جز به جز عناصر مصرفی در یک موسیقی رپ دارد.به زبانی ساده به دنبال جوابی برای چرایی حالات میباشد.
مقاله ای که در حال حاضر پیش دست شماست ،به شما در مورد عناصر و فلسقه درونی آنها به منظور آگاهی و درک مستقیم از چیزی که روزانه میسازید و یا گوش میدهید نوشته شده است.
فُرم
واژه فرم (Form) در لغت بمعنای شکل و ساختار و نظام…است (فرهنگ عمید/جلد دوم) و در موسیقی به نظام ایده های موسیقایی در واحد زمان گفته میشود.موسیقی فقط در قالب زمان موجودیت میابد،قالبی که در آن صدا ها آغاز میشوند،دگرگون میشوند و تکرار میشوند و پایان میپذیرند.( مبانی موسیقی/کیوان جعفر نژاد)
یکی از عناصر فرم موسیقایی تکرار میباشد،که از اصلی ترین لایه های موسیقی رپ(GAVE) محسوب میشود،اما چرا به راستی تکرار در رپ به این میزان دلنشین ومهیج است؟درحالی که در ژانر های دیگر،”تکرار” تم ها و موتیفهانشانه ضعف و بیخردیست.
گروهی آن را به نیازی این سبک از تضاد ها و واریاسون های عمیق و در یک دیدگاه کلی معتقدند، رپ به این خاطر که بسیار ناچیز است ، جایگاهی در علم موسیقی ندارد.
قبل از پاسخ دادن به این دیدگاه باید به بررسی یک تحلیل جامعه شناساسی پرداخت.
جامعه شناسی هنر موسیقی را یک فرهنگ اجتماعی و یکی از آداب و رسوم جوامع جهانی در نظر میگیرد.شرایط جهانی به گونه ایست که فاصله میان بخش های آن بشدت در حال کم شدن است ،یعنی ارتباطات و شبکه های جهانی بشدت در حال گسترشند و این موجب تحول در فرهنگ جوامع و ساختار و کارکرد اجزای آن میشود.(آنتونی گیدنز/از پایه گذاران جامعه شناسی در کرسی های دانشگاهی)
لذا وجود یک موسیقی جهانی و مشترک بشدت نیاز میشود،چیزی که وصف حال جهان امروز در هزاره سوم باشد،همواره آرمان ها سهم بسزایی در جهت دادن به فرمهای موسیقایی داشته اند،بلاشک مهمترین و بزرگ ترین خواست بشریت در این برههه از زمان استقلال و رهایی جستن از چنگال های بی رحم جهانخوارانی است که چشم بر روی شرافت و حقوق انسانی بسته اند و با بی شرمی تمام جهان را به زندان بان بودن محکوم کرده اند،آرمانهای رپ بدون جا انداختن یک “واو” بی شک همین بوده است و چند دهه مبارزه و دادخواهی این قشر در جلودار بودن(در خط مقدم مبارزه) قابل ستایش و تقدیر است.
کدام یک از انواع هنر اینچنین پتانسیل بالقوه ای به جهت آرمانگرایانه بودن خواست ها را دارد؟کدام نوع موسیقی به اندازه رپ میتواند جلودار جریان اصلاحات و تغیرات باشد؟
بلاشک رپ تنها هنریست( جدید است) که بیش از نیم قرن صدای انسان های آزاده بوده است،صدای مردان و زنانی که بیگناهند و شرافت آنها در گرو آزادیشان هست.
در پاسخ به دیدگاهی که در متن بالا مطرح شد ،میتوان گفت به هیچ وجه موسیقی رپ ناچیز نیست و کاملترین نوع هنر(مناسب با حال و حوای آداب اجتماعی امروز جهان) است.(هنری که در خدمت مردم نباشد بهتر است از پشت ویترین در موزه ها نمایان شود)
رپ به این جهت آسان (نه ساده) است که قابل فهم باشد،برخورداری یک موسیقی از فرم های پیچیده (به آن جهت که ملزم به زیبا آفرینی هرچه بیشتر میباشد) ومشکل (در انتقال فهم مشترک) در رپ یک ایراد است ،زیرا شنوده به دلایل گوناگون تحت تاثیر و نفوذ احساسات در جریان موسیقی قرار میگیرد که تعبیر آن در میان ملل مختلف به یک شکل نیست.به زبانه ساده میان دو نفر که تحت تاثیردو فرهنگ جغرافیایی مختلف به موسیقی جز گوش میدهند بدون شک تفاوت دیدگاه وجود دارد.رپ امروزه یک فرهنگ جهانیست و تفسیر آن در همه عالم نماد آزادی و سرکوب ظالم است. نماد در هم کوبش چهارچوب های نظام سلطه.پس میتوان نتیجه گرفت که تکرار طبیعت موسیقی رپ است و نه یک قانون مدون شده.این فرم هرچند در ظاهر مختصر و کوتاه است اما در میدان عمل تاثیر گسترده ای بر افکار جهانی داشته است،ساده اما پرمتحوا!
رپ از این نگاه خیلی به کتاب شبیه ،هنر یک کتاب در آراستگی صفحات و طرح روی جلد آن نیست (اینها تنها موجب زرق و برق هر چه بیشتر خواهند شد).بلکه در محتوای درون آن است.
موسیقی رپ بدور از زرق و برق موسیقیهایی مثل پاپ و تا حدودی راک و متال به کار خودش ادامه داده است و این سادگی موجب گرایش اکثریت نوجوان ها و جوان ها به آن شده است.
ریتم
قلب رپ با ریتم میتپد و صدای کوبشی که از آن بر میخیزد،قطع شدنی نیست.کوبش های پیاپی در همه جای ژانر هیپ هاپ شنیده میشوند.کوبشی شبیه به مشت های گره شده که نقطه توجه موسیقی رپ است.اگر کیک یک موسیقی رپ نکوبد اصولا اون موسیقی رپ نیست هر چند که اعتراضی باشد!فضایی که در موسیقی رپ ایران در طول چند سال اخیر شکل گرفته است اگر چه لحن اعتراضی،فلسفی دارد اما به یک جریان عملا بی اثر بدیل گشته است.زیرا یک جنگجو(رپر) تا زمانی میجنگد که صلاحش بجنگد(بکوبد)،کوبشی که در موسیقی رپ وجود دارد ،موجب انگیزه و برافروختن آتش جنگ در راستای آرمانهاست.فضای ناامیدی جای امید را در بین رپر های فارس گرفته است، رپ اکثریت ،در یک معنای روشن میخواهد بگوید:نجنگ،جنگیدن بی فایده است!
متاسفانه این عده کم هم نیستند و با تاثیر منفی که روی رپ میگذارند منجر به حاشیه نشین شدن رپ شده اند.
به عنوان یک آهنگساز به شما توصیه میکنم که تنها راه برانگیختن افکار عمومی در جهت آرمان های رپ دوری جستن از ریتم های سرد و اصرار ورزیدن به ریتم های سراسر مهیج و کوبش اهدافیست که سرانجام منجر به پیروزی خواهد شد.
کیک یک ترک رپ از بین تمام ژانر های موسیقایی بلند تر است،تا اول شنیده شود و اینکه نیمی از مردم جهان طرفدار موسیقی رپ هستند بخاطر همین جسور بودن و انقلابی بودنش میباشد.
وقتی یک رپر بین کیک های بلند از مشکلات جامعه حرف میزنه ،دردش بیشتر به دل میشینه،نه ببخشید، دردش تو سرش میکوبه!این چیزیست که منجر به انفجار و بیداری مغز ها خواهد شد،کوبش میفهمونه که شما کاملا جدی هستید واین باعث میشود شنونده کاملا به حرف های شما گوش بده ،یک فرصت طلایی برای انتقال و آموزش هیپ هاپ!چیزی که از ابتدا مد نظر رپرهای آندرگرند(UNDER GRAND) بوده است،اونا معتقد بودن افکار هیپ هاپی میتونه مقدمه تغیرات اساسی در یک جامعه باشد.
از سال ۲۰۱۲ به این سو یک جریان موسیقی از جنوب امریکا تحت عنوان موسیقی ترپ شکل گرفته که متکی به ریتم ها ی کوبشی و متغریست که زیر سایه یک تم تکرار شنونده ،منجر به شکل گیری یک تئوری قوی در مورد کابرد ریتم در موسیقی رپ شده است.اصلی ترین مشخصه ان کیک ۸۰۸ میباشد که با ک
چیزی که خیلی سریع جای خودشو بین آهنگساز ها باز کرده و چاشنی خوشمزه هیپ هاپ تو خیلی از ترک های هیپ هاپی شده.
ترکیبات ریتمیک ترپ بر خلاف گذشته که بکل ثابت بودند در محتوای اسنر ها و های هت ها دستکاری کرده است و با چینش و جابجایی گه گاه سریع آنها جریان و هاله موسیقی رو دست خوش رنگ آمیزی زیبایی کرده است که البته همچنان در این موسیقی همان عنصر کوبش با شکل قوی تری حضور دارد و ریتم کیک ها همچنان بر کل جریان موسیقی میتازد.ترپ با تغریاتی که اعمال میکند موسیقی رو از اول تا آخر توسط ریتم ها دچار تغیرات کوچک و گه گاه بزرگی میکند.
در مقایسه با دوران قبل(اولد اسکول) میتوان گفت در گذشته ریتم ثابت بود و ملودی ها و هارمونی ها بیشتر تحت تاثیر تغیرات قرار میگرفتند اما در موسیقی ترپ ما با یک جریان ملودی ثابت( و یک هارمونی کم رنگ ) روبرو هستیم که لابلای موجی از ریتم های مهیج شنیده میشود و بمراتب جریان موسیقی ترپ زیباتر از قبل و محکم تر از همیشه آرمانگراست.
آبجکتیو و اشیا در گذشته برای تنوع در ریتم ها (مانند صدای آژیر ماشین پلیس،شلیک اسلحه،جیغ…)بسیار مورد استفاده بودند اما امروزه بدلیل چند لایه بودن ریتم ها احساس و نیازی به وجود آنها دیده نمیشود مگر برای فضا سازی در لابلای موسیقی یا برای نشان دادن یک سناریو(متن ) قبل یا در وسط و یا در انتهای ترک.
بیت بوکسینگ (beat boxing) یا اجرای همزمان ریتم و ملودی یکی از انواع دارم کیت های ملودیک است که زیرایی آن به سبب عامل انسانی قابل کنترل است و بی تردید یکی از عناضر فرعی ژانر هیپ هاپ میباشد.قواعد بیت بوکسینگ و ریتم نویسی به وسیله هجا ها امروزه بیش از پیش این هنر زیبا رو مورد توجه قرار داده است.
مِلودی
جریان ملودی در موسیقی رپ همواره به جهتی بوده است که تماما در جهت اثر بخشی بر روح و به چالش کشیدن فکر باشد،ملودی های کوتاه،کامل و اثر گذار که معمولا از ۲ یا ۴ میزان فراتر نمیروند،سادگی مهم ترین اصل در ملودی نویسی به سبک هیپ هاپ میباشد،ویژگی ملودی های هیپ هاپی بسته به ژانر و سبک بیت رپ متفاوت است.اما شکل عموم آنها برگرفته از یک آرپژ(نواختن نتهای یک آکورد پشت سر هم)میباشد که علت آن ریتمیک بودن و خوشمزه بودنش است.گه گاه ملودی های کوتاهی از سبک راک و جز با تغیر لحن وارد موسیقی هیپ هاپ شده اند.
فرایند ملودی سازی بسیار مهم و جدی است،ملودی باید قدرت به حرکت آوردن یک لشکر پونصد نفری رو داشته باشه،تا تاثیر گذاری حرفی که زده میشه پونصد برابر بشه!لحن ملودی باید شجاع باشه،مثل کوه پشت سر کیک ها بایسته و هم گام با موسیقی جلو بره،با توجه به حال و هوای کار نیاز به تغیر در گوشه هایی از ملودی وجود دارد.سعی کنید تغیرات رو هر چه بیشتر انجام بدید البته با توجه به اصول هیپ هاپیش،معمولا فرم ملودی بیش از آنکه از نظر زیرایی تغیر کند ،دست خوش تغیرات ریتمیک میشود.البته در موسیقی اولد اسکول ملودی ها ثابت بودند ولیکن تعداد ملودی هایی که شنیده میشد زیاد بود.شاید نزدیک به ۱۰ نوع ملودی مختلف شنیده میشد که با هم ترکیب شده بودند ،اما به هیچ وجه ساختار هیچ کدام تغیر نمیکرد،در واقع تحث تاثیر یک یا دو سیگل کامل(کادنس کامل) آکوردی چندین خط ملودی ساخته میشد و بعدا با هم ترکیب میشدند،بعکس در موسیقی ترپ ما در دور ترین حالت دو یا سه دسته ملودی بیشتر نداریم و تغیراتی هم اگر اعمال شود بر ساختار ریتمیک ملودی اثر مستقیم میگذارد.صدادهی ملودی های هیپ هاپی بیشتر پیرو الحانی فانتزیست که کمتر از صدای ساز- های زنده بهره میگیرد و اگر هم استفاده شود حتما با اعمال افکت های مربوط لحنی خاص و منحصر بفرد پیدا میکند.ملودی خط بیس در گذشته کاملا ریتمیک بود و در نقش یک حامی به کوبش کیک ها لحن میداد،اما امروزه خط بیس کشیده و با کمترین تغیر پشت صحنه ملودی ها و ریتم جای میگیرد و بیشتر نقش یک پَدِ بیس، رو در پر کردن فضا به عهده میگیرد.این ایده از دو جا سرچشمه میگیرد،اول آنکه صداهای بِیس به طور کُلی عقلانی تر هستند و بر خلاف صداهای زیر که احساسی اند، بیشتر انسان رو درگیر تفکر و اندیشه میکنند،دوم اینکه صداهای بیس بدلیل طول موج بلندشان اگر تقویت شوند موجب لرزش اشیا میشوند و به همه چیز جان میدهند!فلسفله این جان دادن ،همسو شدن تمام حواس و تسلیم شدن در مقابله با اَهدافیست که رپر تو حرفاش بیان میکند،اگه هنگام پخش یک ترک ترپ رو مبل لم داده باشید احساس قدرت و شهامت تا دلت بخواد بهت جذب میشه.(فقط خدا کنه که اون لحظه رپر ما هم سو از آرمان های رپ گپ بزنه)،یعنی صداهای بم در منطقه پایین اتاق پخش میشوند و به عکس صداهای زیر در فضای فوقانی اتاق.
ملودی هیپ هاپی شخصیت دارد!در واقع صدایی که ملودی را یدک میکشد باید نماینده یک حرف یا یک تجربه شخصی باشد،ما میدونیم که امروزه رپر ها سعی میکنند از واقعیت های خودشون تعریف کنند و چیزی رو بسازند که یا بچشم خودشون دیدند و یا به غلط یا درست بودن آن ایمان دارند.
لحن ملودی باید گویای همین مطلب باشد،تو موسیقی رپ ملودی هویت مشخص خودش رو داره و صدایی که قراره جریان کل موسیقی رو یدک بکشه باید برگرفته از فضای متن باشد(سناریو).اصلا انگار رپ ساده سازی شد تا فضا بهتر درک شه،یک تفاوت مهم دیگه بین موسیقی اولد اسکول و جریان موسیقی امروز این بود که در گذشته فواصل بین ملودی زیاد بود و سعی میشد از کلیت گام بهره کافی و کامل گرفته شود(به این دلیل که موسیقیدانان هیپ هاپ در گذشته بیشتر تحت تاثیر کاری سایر ژانر ها قرار میگرفتند و به تقلید از سبک و سیاق موسیقی پاپ و راک سعی در ساختن و نوشتن موسیقی داشتند)
اما در جریان موسیقی امروزی(مثلا ترپ) فواصل ملودیک کمتر شده است و در عوض ملودی با تغیرات ریتمی به مایه ریتم ها کمک میکند،که البته هنوز جا برای کار کردن در زمینه ملودی رپ بسیا زیاد است.آینده ملودی های رپ در حرکت به سمت موسیقی های گیم بسیار امید وار کننده است.ویژگی های بسیار مشترکی بین ملودی های گیم و ساختار آنها با نوار ملودی های هیپ هاپی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.
گِیم
آهنگسازی به سبک گیم و بازی یکی از دست نخورده ترین حوزه هایی هست که میتوان به عنوان یک منبع بی پایان به آن اشاره کرد،ملودی گیم چه در شرایطWAR (جنگ و اقسام مختلف آن) و چه در حالت MIND(بازی های فکری) برگرفته از تم های گوناگونیست که مشخصات آنها به شرح زیر است:
۱-ملودی ها اکثرا برگرفته از یک اکسپرسیونیسم(هیجان نمایی)متنی که بسته به حالات و شرایط کارکتر اصلی گیم در حال تغیر هستند، تاثیر میگیرند.
۲-فانتزیسم و تخیلی بود آن نشان از اتفاقاتی دارد که گویا جهانی(ایده آل ) دیگر در انتظار کاوش آن است.
۳-بر پایه زمان حجم میگیرد و کاسته میشود،لذا میتواند بیانگر شرایط کاملا واقعی از یک تجربه،اتقاق یا رخداد باشد.
۴-محوریت و چینش آن بر اساس اولیت هاست ،که سراسر درگیر تنش ها و برخوردهای محیطیست و به معنای واقعی کلمه حقیقت متن است.(زبان کل جریانات و اتفاقات است)
با یک نگاه کنجکاوانه میتوان ریشه های بسیار زیادی بین ملودی های موسیقی گیم و آرمان های ملودی در رپ دید،اصل شخصیت سازی ملودی بر اساس تناژ صدای رپر چیزیست که باید مورد توجه قرار گیرد،هر قدر که ما به شرایط اتفاقات متن به وسیله آهنگسازی نزدیک شویم ،موزیک ما به جریان واقعی خودش نزدیک تر خواهد شد،یادمون باشه که پرداختن به ملودی در فضای گیم بیشتر از پرداختن در فضای فیلم و سینما در موسیقی رپ تاثیر گذار است،به دو دلیل:
اولا که فیلم بر اساس یک واقعیت دروغ ساخته میشود و آهنگسازان فیلم تحث تاثیر یک دروغ، احساس و عواطف را به خودشون القا میکنند.
ثانیا موسیقی فیلم در کل جریان فیلم ایفای نقش نمیکند و تنها در حضور اتفاقات سایه بر کل جریان میاندازد.
که موسیقی گیم در هر دو مورد بر خلاف گیم نه یک واقعیت دروغ است(اصولا واقعی نیست)و نه برش میخورد زیرا همانطور که گفته شد زبان فکر و بدن کارکتر،موسیقی گیم میباشد و اصولا در گیم کلام از طریق موسیقی و ابزار های پویا و فعال رد و بدل میشود.
بنابراین پرداختن به فضای موسیقی های گیم میتواند در روند کاری یک آهنگساز رپ موثر تر باشد و گیم میتواند صد در صد یک راه حل خوب برای آینده رپ و نوآوری در موسیقی ژانر هیپ هاپ تلقی شود،بیش از این پرداختن به موسیقی گیم از حوصله این مقاله خارج است و نیاز به پرداخت زمانی مجزا در رفتار شناسی این پدیده و تاثیرات دیالکتیک آن میباشد.
هارمونی
علم هارمونی نظارت میکند بر عمل حل شدن آکورد ها و اجزه میدهد تا ملودی(معمولا با یک فرود یا یک صعود ) به حیات خود ادامه دهد،هارمونی موسیقی رو کامل میکنه و بهش شکل میده و بر تمام اتفاقات و جریانات زیرایی نظارت میکند تا هیچ نتی در ملودی غلط نواخته نشود.دقیقا مثل یک سایه دنبال موزیک حرکت میکنه و روحشو زنده نگه میداره. (آکورد به نواختن چند نت به صورت هم زمان در یک واحد زمانی گفته میشود)در موسیقی رپ ،هارمونیزاسیون معمولا در یک یا دو سیگل آکورد خلاصه میشود،در گذشته بیشتر از آکورد های ریتمیک برای ملودیک کردن ریتم استفاده میشد .(داکتر دریDr Dre استاد استفاده از این سبک آکوردی بود)اما امروزه کمتر از خاصیت آکوردی در موسیقی ترپ استفاده میشود و به جای استفاده از آکورد در یک صدا ،به پخش کردن آکورد میان تمام اجزای موزیک توجه میشود.معمولا نت پایگی رو به کیک ها میدن و با تیون کردن کیک ۸۰۸ جریان ملودی همراهی میشود.در یک حالت دیگر با استفاده از کیک ها و خط بیس و ملودی و یک پد میدل(منتطقه صوتی وسط بین ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز) یک هارمونی در چهار لاین نوشته میشود.البته در بخش تنظیم میشه از روش های مختلقی در اعمال هارمونی استفاده کرد.استفاده از آکورد های ساسبند دو و چهار در ترویج حس شک و ترید بسیار گزینه خوبی در جهت مبهم شدن یک اثر هیپ هاپی میباشد.
آهنگسازی به شیوه هیپ هاپ در عین سادگی بسیار سخت و طاقت فرسا میباشد،چون شما باید چیزیو بسازید که شبیه هیچ کاری نباشد و این ایراد درستی هست،چون ملودی های هیپ هاپ خیلی کوتاه هستند و اگه قرار باشه تکراری باشن دیگه واقعا هیچ ارزشی ندارن،همینطور در مورد ریتم ها و سایر اجزا این امر صادق است.
بنابراین خلاقیت ،خلاقیت و باز هم میگم خلاقیت !تنها چیزی که اگه شما تو این سبک داشته باشید محبوب خواهید شد همینه،اما واسه خلاق بودن شناخت کافی بسیار لازم است ،شناخت از چی؟
یک آهنگساز هیپ هاپ باید به تمام سبک های موسیقی مسلط باشد و حد اقل یکی دو تا کار در سبک های مختلف داشته باشد،شناخت بستر های مختلف موسیقی برای یک آهنگساز
هیپ هاپ ،بسیار حیاتی است و او باید از موسیقی فراتر باشد و انواع هنر های مختلف رو تجربه کنه و یاد بگیره.یک ناخون فداکار باید داشته باشد و اونو تو تمام سوراخ های موسیقی و هنر فرو کنه!
فیلم ببینه و بر اساس اون یه تیکه آهنگسازی کنه،تجربه آهنگسازی تاتر بسیار به شما کمک خواهد کرد که درک درستی از اتفاقات متن و صحنه داشته باشید،یادمه وقتی برای اولین بار این حس رو تجربه کردم از شدت خوشحالی شبها خواب نداشتم! تئوری موسیقی یکی از ملزومات هست؛حتی رپر ها هم باید دنیبال یادگیری موسیقی باشند تا بتونن ارتباط موثر تری با آهنگساز داشته باشن و خواسته هاشون رو بگن.
متاسفانه اکثریت جامعه آهنگسازان هیپ هاپ بی سواد هستند و چیزی از موسیقی نمیدونن(این یک هشدار بزرگه!) و میخوان تا ابد حسی کار کنند،بهشون قول میدم که همیشه اندازه گوشاشون میمونن و بر عکس کسایی که از جان و دل موسیقی میخوون و کار میکنند فردای درخشان تری خواهند داشت.
امید وارم از خواندن این مقاله لذت برده باشید و محتوای فلسفی ژانر هیپ هاپ به خوبی آشنا شده باشید.
در پایان بررسی چند فاکتور مهم
در بیان تفاوت میان رپ و موسیقی راک و متال (دو موسیقی زیر زمینی )
(با دخیل کردن اصلاحات متنی /جامعه شناسی موسیقی –نویسنده:پوریا مفتون)
۱-در اجرای موسیقی رپ به هیچ وجه نیاز به حضور مبرم نوازنده ها نیست و خیلی راحت میتوان از نرم افزار های(مانند اف ال استودیو و گیتار پرو و …..) کامپیوتری به منظور آهنگسازی و تنظیم و میکس و مسترینگ استفاده کرد.در حالی که در سایر ژانر ها مانند راک و متال نوازندگی یک امر ضروری است و راهی که هنرمندان راک و متال (شاید نزدیک به ده سال) پیش میگیرند تا به قدرت نهایی برسند به هیچ وجه در موسیقی رپ معنا ندارد.
۲-در مورد موسیقی رپ ضرورتی به دانستن علم قوی موسیقایی الزاما وجود ندارد و آزمون خطا (ساختن و گوش دادن و مجدد ساختن) یک راه حل کلی برای جلو بردن پروژه میباشد. (البته به شخصه معتقدم این افکار به هیچ وجه با تئوری های اصیل هیپ هاپ در تضاد نیست ،اما دانستن تنوری موسیقی میتواند راهی برای دستیابی به آن چیزی باشد که در موسیقی رپ دستنخورده باقی مانده است)این در حالیست که در موسیقی راک یک تنوری کاملا قوی و راهبردی وجود دارد که بدون درک و فهم عالی آن هیچ کاری به سمت جلو حرکت نخواهد کرد.
۳-در موسیقی رپ احتیاجی به ضبط استودیویی ساز های مختلف وجود ندارد و شما به طور دائم با مجموعه ای از وی اس تی ها و سمپلر ها سر و کار دارید که پس از استفاده از میتوانید به راحتی از آنها خروجی بگیرید،در حالی که در موسیقی راک و متال به سبب وجود نویز حاصله از وسائل الکتریکی ،بجز در استودیو ها نمیتوان به کیفیت مطلوب و نهایی نزدیک شد.
۴-موسیقی رپ احتیاج به مکان خاصی برای تمرین ندارد(بسیاری از رپر ها از جمله دوستان خودم شب ها در کنار هم جمع میشوند و به اجرای فری استایل و گنگستا بتل میپردازند).البته وجود یک مکان خوب و عالی در پیشرفت مساله رپینگ بسیار موثر میباشد.اصولا فضای استودیویی برای موسیقی زیر زمینی بسیار مفید است،زیرا کیفیت نهایی کار رپر ها وقتی که در کنار آهنگسازان چیره دست کار میکنند بسیار با زمان قبل متفاوت است با این حال موسیقی رپ را میتوان با حد اقل ها پیگیری کرد.در حالی در موسیقی راک مساله تجهیزیات بسیار حیاتی و مهم است.
۵-اشعاری که در موسیقی رپ مورد استفاده قرار میگیرد به مراتب از قید و بند های شعری آزاد تر است و به خوبی با اصل موسیقی هماهنگ است،این در حالیست که هنوز که هنوزه هیچ پیوند خاصی بین اشعار متال و موسیقی آن شکل نگرفته است .
۶-با توجه به ریتمیک بودن مساله ریتم در شعر رپ ،طبیعتا تعداد کلماتی که در یک شعر رپ استفاده میشود چندین برابر سایر ژانرهاست،در مقایسه با موسیقی راک و متال که شعر در فضاهای مختلفی به ضورت ناپیوسته شنیده میشود و به شنوده خود فرصت بیشتری برای فکر کردن میدهد موسیقی رپ بر اصل معنا و تحکیم معنایی اصرار دارد.
و مهمترین عامل و مشخصه رپ آن است که به اندازه رگ گردن به مخاطب خود نزدیک است،چیزی که هیچ یک از صدها ژانر دیگر هرگز در دسترسی به ان موفق نبوده اند!
به قلم “شروین پاکزاد”
هر چه شما حواس بیدارتری داشته باشید ،ذهن قوی تری در ارتباط با فضای ذهیتان خواهید داشت و بهتر آن را درک خواهید کرد.
صدا سازی از طریق شنیدن
به فضای ذهنتان گوش بدهید ،جملاتی گه میشنوید را جمله سازی کنید و به دنبال یک لحن، فرکانس های ضعیفی را روی نحوه ادا آن جمله تاثیر بگذارید.
_هر_طور_شده_میگم
تا حالا دقت کردید که مهدیار آقاجاقی به چه شکل این جمله را ملودی سازی کرده است؟
این ملودی نتیجه لحن دادن به همان جمله میباشد.شما میتوانید به جملات ذهنتان از طریق تجسم صدا اضافه کنید و آن صدای که میشنوید را شبیه سازی کنید.
تجسم از طریق دیدن
حرکت ها و موقعیت را در نظر داشته باشید و از طریق لمس سرعت عناصر ،تندای ملودی،هجومی بودن یا نبودن در اجرای صدا و شادی یا غم را در جنس صدا پیدا کنید.
از طریق حس بویایی خود ،مشام ذهن خود را به کار بیندازید و با تقویت حس کاراگاهی خود ،ماجراجویانه همه #تم ها را بیابید و آزمایش کنید و صدای هر چیزی را به در آورید ،تلخی و شیرینی را در کام خود بچشید و بدنه اتفاقات را لمس کنید.
Solfamin
موسیقی فلو یعنی فن ساخت #لحن از استعاره سنگین به نام #تم (جریان ساخت موسیقی هیپ هاپ )
تم از لحن (حالت بیان) بالاتر است و از موضوع مورد بحث می آید(شامل ایده سازی های فضایی در ابعاد بالاتر یعنی نمایه سازی های تجمع یافته از عناصر قابل بیان ) . تم در لغت هیپ هاپ همان صفت یا اسمی است که اگر به یک صدای محیطی افزوده شود، لحن صدا روشن تر خواهد شد. پس لحن فنی ست در انتقال مجموعه ای از تم ها، مثلا موضوعی در باب قانون تم های جدی، خشک، پلیسی، سیاسی ، جنایی، که هر کدام یک تم غمگین انگیز با خود دارد.
#تشریح_
#فضا _ را_چگونه_در_ذهنمان_ببینیم؟
از میان رده تمام تم های مطرح شده در یک لحن ،یک بخش آنها از حواس پنجگانه ما می آیند و گروه دیگر از حواس فکری (اندیشه آگاهانه) نشات میگیرند. اندیشه محل تحلیل و براورد از عناصر کیفی و کمی فضا در قالب تم ها میباشد .کار او به این شرح است:
پس از آنکه تم ها را دریافت و در ذهن خود ذخیره نموده ، بر حسب اهمیت آنها را دسته بندی میکند و در یک زمان مشخص و واحد به شکل آنی از طریق یک صدا (در مرحله صداسازی) به لحن میرساند. اتفاق جالب درست در همین زمان رخ میدهد و شاهد زمان جادویی خواهیم بود. گرچه تم ها با تاخیر زمانی از گوشه و کنار به ما میرسند، اما اندیشه ما تمام آن اتفاقات را یک جا و با اولیت منظور آنالیز میکند و این باعث تقویت احساس در جریان موسیقی میباشد که با تحلیل های شخصی، به صورت یک #جعل ذهنی انجام میپذرید و چون کسی از فضای ذهن شما خبری ندارد، میتواند جعلی دروغین هم باشد. اما موسیقی رپ این جعل را بخودش راه نمیدهد و فکر دروغ با خود نمیسازد. موسیقی رپ موسیقی خلق جعل های هنری و واقعی است.
مثلا اگر موضوع فرار از دست پلیس باشد ، آنگاه لحن فرار ،از مجموع تم های
حرکت بسیار تند ،
حراس و دلهره ،
بحران روحی . . .
امید به آزادی
نفرت از قانون
شهامت و دلیری
استقامت در توان
گرفته تا صدای نفس نفس زدن ها و تیر اندازی ها و درگیری ها در یک زمان واحد به جریان می افتند .در واقع ما با چندین اتفاق از زمان های مختلف سرو کار داریم که باید بر حسب اهمیت (بستگی به منظور دقیق دارد)؛ آنهار روی یکدیگر و در زمان واحد از طریق صداهای ملودی شده یا نشده به اجرا بگذاریم.
#اما_چگونه_فکرمان_را_به_صدا_برسانیم؟
شروین پاکزاد
گویش به نوعی زبان فرعی با دستور زبان و دایره لغات خاص از یک زبان اصلی و مادری دیگر گفته میشود.
مثل گویش های
مازنی
گیلکی
ترکی
لری
کردی
ترکمنی
و بلوچی . . . .
اما لهجه به نوع خوانش کلمات و اجرای دستوری زبان اشاره دارد که در بین تمام گویش های متدوال به اشکال مختلفی دیده میشود.
شیرازی
اصفهانی
تهرانی
مشهدی
یزدی
کرمانی و . . .
از انواع لهجه های گویش زبان فارسی محسوب میشوند.
بر خلاف گویش،لهجه به جغرافای کوچک تری تعلق دارد.
خوانندگی بر اساس گویش خاص
نیاز به یادگیری لغات محلی و هم نشینی با افراد خاص آن جغرافیا را دارد زیرا زبان یک موجود زنده در برقراری ارتباطاتات محسوب میشود.
خوانندگی بر اساس گویش ملی
بیان کتابی لغات ،یعنی به همان شکلی که واژه نوشته میشود خوانده میشود و لهجه از جریان خواندن حذف میشود.
چند راه متداول برای حذف لهجه از گویش
خوانش روزنامه
گوش دادن به سر خط خبر (چون با توجه و دقت بالایی گوش داده میشود)
دیدن فیلم های دوبله شده و تکرار دیالوگ ها به همان شکل.
تقلید صدای خوانندگان دیگر و بازخوانی روان و آهسته اشعارشان و در پایان مطالعه دستور زبان و خواندن فرهنگ لغت در آشنایی با گویش مورد نظر.
www.telegram.me/Solfamin
شاید بتوان گفت هر قدر که از حوزه #فلوهای_کوبشی فاصله و به #فلوهای_چکشی و #فست در حال نزدیک تر شدن باشیم ،به موسیقی نیو اسکول نزدیک تر شده ایم.
بعلاوه نوع ضرب در نیو اسکول با مجری ضرب شناخته میشود ن با تعریف صرفا کلاسیک از تئوری ریتم.
به این شکل که حتی میتوان چهار ضرب متوالی قوی تعریف کرد و به این ترتیب نظام و ساختار ریتم در موسیقی اولد اسکول را دستخوش تغیرات وسیع فنی و محتوایی خود کرد.
سه فلو متکی به سه جز اصلی ماشین درام در رپ عبارت اند از:
فلو کوبشی:
اجرای موکد و حجمی کلمات روی ضرب های قوی (عموما #کیک ها) و عبور خطی از ضرب های ضعیف
فلو چکشی:
فرود ضربه ای و بالا آمدن کلمه به شکل حرکت چکش بر روی ضرب های ضعیف و نیمه قوی(عموما #اسنرها)
فلو فست:
اجرای قطعه قطعه سیلاب های درون کلمه ای بروی ضرب های قوی یا ضعیف و نیمه قوی فارغ از شدت ضرب(عموما به وسیله #هت ها)
بر خلاف دوران اولد اسکول که تنها از یک فلوی ریتمی به علت سادگی محتوای آن در ساختار موزیک استفاده میشد،
در عصر نیو اسکول اجرای هم زمان هر سه نوع فلوی کوبشی،چکشی و فست در متن کار قرار گرفتند و ساختار پیچیده ای از الگوهای ریتمی را به وجود آوردند.
www.telegram.me/solfamin
مثلا اگر فلو شما #ایندینگ_رایم باشه،یعنی قافیه ها آخر خط باشند به شکل زیر ،
-------A
-------A
-------B
-------B
-------C
-------C
یک جامپ ساده،
برای تغیر در چینش قافیقه ها به اندازه یک خط به شکل زیر
D--D--D--D
D--D--D--D
میتواند برای جهش فلو به #اینترنال_رایم بکار برود ،
----E----
----E----
----F----
----F----
----G----
----G----
جامپینگ یک تکنیک بسیار قوی در برقراری انواع فلو در ساختار لیریک میباشد.
www.telegram.me/solfamin
بیایید فضای کاملا ساده را تصور کنیم تا قضیه ملموس تر شود،
میخواهیم برای صفحه ای که با قلمو آبرنگ، یک خط کوچک قرمز رنگ وسط آن کشیده شده است، صدایی در نظر بگیریم.
پس ابتدا باید کیفیت و کمیت فضا را بررسی کنیم و سپس آن را به شیوه قابل بیانی به صدای مورد نظر هدایت کنیم.
اگر خط آبرنگی ما با یک خم پهن آغاز ،کشیده و رفته رفته نازک شود تا در صحفه محو شود.
پس ما به صدایی نیاز داریم که با مقداری
attack(خم)
آغاز شود ،
امتداد پیدا کند (کشیده شود)
و از شدت آن تا حد صفر کاسته شود.(محو شود).
و از نظر کیفی با توجه به شدت رنگ، حالت قلمویی(نرمی محو شدن خط از هر جهت) و نازکی آن(پهنای قلم)،
جنس صدا را که همانا باید لطیف (حالت قلمویی) و زیرایی بالا(فرکانس های بالا حجم کمتری از فضا را اشغال میکنند) میباشد را انتخاب میکنیم و خود رنگ را از طریق ناحیه رنگی آن و جایگاه طیفی آن در میان رنگها (که طیف نور قرمز از همه رنگها پایین تر است) در ناحیه هزار تا دو هزار هرتز تنظیم میکنیم.
خب صدای آبرنگی ما ساخته شد و این یک مثال بسیار ابتدایی برای فهم صداسازی کافیست.
صداسازی یعنی به تصویر کشیدن کمیت ها و کیفیت های فضاهای مورد نظر ذهنی
شروین پاکزاد
www.telegram.me/solfamin
"ایران وطن مادری منه"
در فست خوانی ما به جای خوانش صریح این چهار واژه چهار سیلاب بیشتر نخواهیم شنید،یعنی :
ای - و - ما - م
البته به دلیل جذب صوتی سیلابهای تاکیدی هجه های مسکون نیز حرکتی همصدا با آن خواهند گرفت که هر چه تعداد هجا ها بالاتر بره تاثیر آن کمتر شنیده خواهد شد.
تمرین را با کلمات دو سیلابی شروع کنید و به واژه هایتان حرکت های مختلف را اضافه کنید،
دقت داشته باشید که لزوما سیلاب نخست نیست که به خود تاکید میگیرد و با ارائه الگوهای ریتمی مختلف #خلاقیت را به معنا برسانید
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
از فلو تعاریف زیادی ارائه شده و شنیدیم،#جریان خوندن و شیوه نگارش متن تکست موضوع عمده سر فصل فلو میباشد،
یک نگاه آکادمیک فلو را در قافیه و ریتم کلام تکست تعریف میکند و اصولا فلو را نه جریان خواندن بلکه در مسیر نوشتن قرار میدهد،
#فلو بر پایه وزن آزاد اشاره به گونه ای دارد که ساختار خط نویسی ،چه از بابت ریتم و چه لحاظ قافیه،از قاعده هجه های مساوی تبعیت نمیکند،
یک مثال معمول👇
رزمندم واسه رزم آمادم
شرمندم اگ بت باج نمیدم
در دو خط بالا که نوشته News ، تعداد مساوی هجه در ازای ادای هر دو خط لحاظ شده است،
اما در تکنیک #فلو با وزن آزاد موقعیت قافیه به طور خاصی غیر عادی (لنگ) به نظر میرسد،
دقت کنید👇
سابقه چی؟
واسه راه توی قلعه
داری میشی استاد
سواد
مثال چی؟
درد مضاربه
مخالف قالب ثابت قانون
گروگان خارجی
"قسمتی از تکست دد ددی از خودم"
شاید خوندن این وزن کمی مشکل به نظر بیاد،زیرا سکوت هایی در اصل ریتم لحاظ شده است که قابل شنیدن نیستند،
😊😊👇
Mr Beat
www.telegram.me/Solfamin

مردم رو به هیجان در بیارید،با یک ام سی قوی
اصلی ترین جاذبه یک ام سی خوب خود شما هستید،شما هستید که باید با یک اجرای زیبا و شنیدنی بیت رو به حرکت بیارید،سعی کنید تمام ظرفیت های صدای خود در اجرا استفاده کنید تا بهترین استایل را داشته باشید.#استایل را با فلو اشتباه نگیرید!فلو تکنیک رایمینگ یا همان قافیه چینی بر اساس ضرب ها و ضد ضرب ها(سنکوب ها) در طراحی خط های ورس میباشد و استایل یکی از جنبه های اجرایی میباشد که با تن صدا و تکنیک صدا در ارتباط میباشد!پس تا میتوانید اکت و هنر خود را نشان دهید،
به شنوندگان خود مانند بازار بورسی نگاه کنید که میتوانید روی آنها سرمایه گذاری کنید و نتیجه مطلوب از آن را بگیرید.پس سعی کنید در اجرا های خود قسمتی از ترک را که همه میدانند (مانند کوراس کار را) به هم خوانی و تشویق تماچاشیان به خواندن آن قسمت دعوت کنید.
مردم میخواهند روی بیت باشند و نمایش شما را هنگام اجرای کار ببینند.آنقدر به اطراف صحنه پرواز کنید تا احساس کنند استیج پر پر هست.اگر شما پشت میکروفون ثابت و بی حرکت باقی بمانید صد در صد نمایش خسته کننده ای خواهید داشت.
www.telegram.me/solfamin
سلفامین+آموزش موسیقی هیپ هاپ+اصول خوانندگی رپ

اعتماد به نفس داشته باشید
عملکرد شما چه خوب چه بد چیزی هست که از ذهن شنونده شما هرگز پاک نخواهد شد.خونسرد باشید و روی هنر خود مسلط باشید.اگه نخستین باری هست که اجرای زنده دارید حتما مطمئن باشید که تکست و اشعار خود را کاملا با تکرار زیاد حفظ کرده اید،حتما پشت میکروفون این کار را به کرات تکرار کنید.میکروفون یعنی 1 میلیون آدم،و میتونه بهترین نقطه برای شروع شما باشه.
صحنه اجرای خود را مهندسی کنید!روی تقسیم فضا ها بیشتر فکر کنید!روی حرکات تکست به بدن خودتان حالت هایی بدهید و از قبل آن ها را برنامه ریزی کنید.این خیلی مهمه که شما ریتم را در بدنتان به اجرا در بیاورید.از انجام حرکات یک نواخت خود داری کنید و همراه با شدت و ضعف شعر خود حالت هایی از حرکت را قبل از اجرا در بدن خودتان بسازید
در صحنه اجرا کاملا هوشیار باشید،و میتونید پارتی خودتون رو بعد از اجرا به نمایش بزارید اما هنگام اجرا کاملا به خودتان مسلط باشید(ماده تحریک پذیر استعمال نکنید،گر چه دور پایین الکل میتواند شما را خونسرد نگه دارد)
www.telegram.me/solfamin
سلفامین+آموزش موسیقی هیپ هاپ+اصول خوانندگی رپ

با صدای صاف بلند و روشن شروع کنید،لازمه آن اعتماد به نفس بالا و غلبه بر ترس نهان از اجرای ناکارامد میباشد.اگربیش از حد آرام بخوانید همه را به خواب فرو خواهید برد.محکم باشید و جلو آیینه همیشه تمرین کنید.تمرین خوب از شما یک ام سی خوب میسازد.داستان ام سی با رپ خیلی فرق میکنه.خیلی ها رپر هستند اما افراد کمی توانایی ام سی دارند.ام سی یعنی هنر واقعی هیپ هاپ!
صدای خود را نگه دارید در یک دسیبل ثابت همواره قرار بگیرید و به آن شدت بدید(ضعف و قدرت)،نباید گوش خراش باشه صدای شما!تا میتوانید رسا و پویا و دلنشین رپ کنید.مهم نیست با چه لهجه ای رپ کنید مهم اینه که شما باید دلنشین باشید.البته برای تمرین سعی نکنید هم اتاقی خودتون رو مورد آزار قرار بدید!!!!!!!
www.telegram.me/solfamin
سلفامین+آموزش موسیقی هیپ هاپ+اصول خوانندگی رپ

با طرفداران خود در تماس باشید،در شبکه های اجتماعی حضور داشته باشید.با آنها تعامل کنید،به وخواسته های آنها پاسخ دهید،احتمالا شما از سوی اسپانسر های شبکات اجتماعی میتوانید وارد بازار کار شوید و کسانی برای همکاری با شما از شما آدرس خواهند خواست.پس باور کنید که همه چیز دسته خودتان هست
خاکم،شروین
تشکل سلفامین با راه اندازی میتینگ های رپ در سطح شهر کرمان به منظور ترویج فرهنگ هیپ هاپ ، پیوند و اتحاد رپر ها در جنوب ایران قدم های مثبت و خوبی را تا کنون برداشته است.
دوستانی که تمایل به شرکت در این میتینگ ها رو دارن میتونن با ادمین سایت در تماس باشند.
بزودی فایل های صوتی از این میتینگ ها رو براتون آناده میکنیم و در اختیارتون خواهیم گذاشت
خاکم.شروین
قدم دوم
این به این معنا نیست که مرحله اول تموم شده.هرگز!شما تا زمانی که #هیپ_هاپ کار میکنید باید 5 قدمی که تو مرحله اول معرفی کردیم رو انجام بدید(بخشی از تمرین روزانه شما باشد) تا به قدرت بیسیک بالایی برسید.در این مرحله شما باید متوجه موضوعاتی نظیر #تکست نوشتن و همکاری های چند جانبه به منظور محک زدن خودتان در مقیاس کاری باشید.

1-واقعی باشید.
شاید شما یک نوجوان یا جوان هستید که در حاشیه شهر یا بهترین منطقه آن با هر سطحی از علم و ثروت زندگی میکنید.بنابراین اینکه شما بیاید و از جرم و خلاف و قاچاق مواد مخدر و این جور چیزا بخونید و اونو ترویج بدید بنظر ایده جالبی نیست!به این توجه نکنید اگر برخی میگویند تو کشش درک حقیقت رو نداری چون اونو تجربه نکردی.این مهمه که شما در چشم مردم واقعی به نظر بیاید و باید از چیزی بگید که مردم احساس کنن از ته قلب شماست و مال خود شماست!این همون چیزی هست که شما میتونید پاش وایسید و ازش دفاع کنید.
خیلی از رپر ها مثل Riff-Raff and Die Antwoord معمولا با یک شوخی طنز آلود که حالت طعنه و کنایه داره (#کمیک) مهارت و توانایی خودشون رو تو کاراشون میرسونن و موزیک های بسیار جدی و وخوبی میسازند.اونا سعی میکنن با این کار فضا ها و رسانه های اجتماعی رو به سمت خودشون بکشند!از الفاظی استفاده میکنند که تا بحال شنیده نشده و خیلی جالب هستند و اینجوری لفظ خودشونو سر زبون مردم میشونن و همه مثالشون میزنن(word play-بازی با کلمه)
البته که موزیک حرف اول رو میزنه اما باید شما هم به اندازه اون تحت تاثیر قرار بدید افکار رو وگرنه تنها یک نگاه سرد شامل حال شما خواهد شد

2-منحصر به فرد باشید
اگر شما فردی باشید که چیزی برای گفتن نداشته باشه و یا اینکه نتونه چیزی رو به هیپ هاپ اضافه کنه یقینا خیلی سخت هست که کسی پیدا بشه و بخواد به کار شما گوش کنه.لازم نیست مثل شکسپیر باشید و بخواید یک تراژدی رو با تمام تشکیلاتش بنویسید.شما به سادگی خواهید توانست یک موزیک #هیپ هاپ خوب بسازید تنها کافیست در ترکیب کلمات و اصوات، استاد و ماهر باشید،اکثریت مردم میخواهند گوش کنند تا بفهمند!بنابراین شما باید چیزی بسازید که دست کم ارزش گوش دادن داشته باشد(گوش خراش نباشد!!!)
سعی کنید موزیک رپ خیلی گوش کنید و گپ هایی برای بحث راه بیندازید و از چیز هایی بحث کنید که هیچ رپر دیگری در موردش چیزی نگفته باشه.بنابر این خیلی گوش کنید!
به اونجایی سر بزن که رپر های دیگه ترسیدن دست بزارن روش و یه جورایی هنوز دست نخورده هست.همیشه قلمرو های جدید رو کاوش کنید!
رپ کنید در مورد موقعیت هایی که در آن بزرگ شدید.در مورد جایی که از آن آمدید.در مورد جغرافیا و تاریخ و تمدن جایی که متعلق به آن هستید!

3-یک گروه حرفه ای :شما نیاز دارید یک گروه بسازید و به عنوان رییس تشریفات (ام سی) کنترل میکروفون رو دست بگیرید و یکی از ماهر ترین ام سی های آن جمع باشید.باید واقعا جنگندگی داشته باشید تا بتونید علاوه بر متن و کلام به موزیک ،میکروفون و گروه مسلط باشید و کاملا هماهنگ کار کنید که برای رسیدن به این فده شما به چند چیز نیاز دارید:
A DJ
یک #دی جی یا #آهنگساز (بند موسیقی)،موسیقی هیپ هاپ مثل ماشین آهنی هست که چهار چرخش از فولاده و باید خیلی قوی باشه .کسی رو پیدا کنید که موسیقی شناس باشه و کارش قوی باشه تا بتونه شما رو هدایت کنه به سمتی که بتونید #فلو و استایل خوبی رو تو کارهاتون به جریان بندازید.دی جی تو سبک های اولیه رپ بین ام سی ها خیلی جا داشت اما امروزه دیگه نقشش کمتر شده و موسیقی هیپ هاپ شناسنامه دار شده.یه آهنگ ساز خوب کنار کار شما میتونه ضرب رو به شما بفهمونه و به #استایل شما فلو اضافه کنه و خطاهای شدید شما رو اصلاح کنه.و مهم تر اینکه بتونید در مورد فضا های کاریتون باهاش مشورت کنید و تا بتوانبد به کمک هم چیز جدید خلق کنید.
A hype-man
یه آدم همه فن حریف که بتونه همه چیز رو در سایه کار شما دست بگیره و از شما در هنگام اجرا با حس و حال دادن خودش حمایت کنه.کسی که پشتیبان قافیه ها و ولوم باشه و معمولا با مخاطب ها بیشتر در جهت همراهی با وکال اصلی تو ضرب قافیه ها شرکت میکنه.جالبه بدونید که جی زی رپر قدرت مند آمریکایی در ابتدا یک هایپ من بوده !در موردش بیشتر صحبت میکنیم.
Complementary MC's(مکمل ام سی)
سعی کنید از ام سی های دیگر نیز دعوت کنید تا در جریان کار شما قرار بگیرند.از آنها بخواهید گه گاهی بین قافیه ها و جملات شما بخونن و احساس تکست رو تقویت کنن و حجم بدن به کار شما.ووتانگ از رپر هایی هست که در کنسرت های خودش معموا با هفت یا هشت ام سی دیگر روی صحنه اجرا میکنه!!!
خاکم.شروین
چطوری #رپ و #ام سی ممکن میشه؟
ام سی همون شخصی هست که ما میریم کنسرتش یا احتمالا کسی که در یک میتینگ رپ یه تیکه ورس رو میخونه و حتی کسی که بداهه روی یک بیت شروع میکنه به رپ کردن وخلاصه ام سی با رپر فرق داره و ارزش بالایی هم داره!رپر هم کسی هست که ورس مینویسه و بعد بیت مورد نظرشو میسازه و ترک خودشو تولید میکنه.اگه میخوای یه رپر حرفه ای باشی حتما باید استایل و تکنیک داشته باشی و توانایی بالایی در رپ کردن داشته باشی.میخوام تو سه قدم متوالی کلی راه کار و تمرین اساسی بهتون بگم که خیلی میتونه بهتون کمک کنه.
#قدم اول -مرحله مقدماتی
5 راه حل و تمرین مفید !!
1:تا میتونید و براتون امکان پذیره آهنگ رپ بخرید(دانلود نکنید!) و گوش کنید.
قطعا شما نمیخواید یه داستان بلند و بی محتوا بنویسید که هیچ کس رغبتی به خوندن و گوش دادن به اونو نداشته باشه.پس بیاید شروع کنید به گوش دادن حتی اگه سلیقه خاصی دارید:
میتونید #اولد اسکول گوش کنید،
#وست کوست گنگستا گوش کنید،
نیویرک boom-bapگوش کنید،
تا مهارت و توانایی های رپر های بزرگ جهان تو گوشتون بشینه و با اصل سبک بیشترین ارتباط رو برقرار کنید و من پیشنهاد میکنم حتما کتاب بخونید در مورد رپ و رپر های بزرگ دنیا تا بتونید مهارت کافی رو بدست بیارید.
اگه مشتاق شنیدن محتواهای داستانیو سناریویی و تخیلی هستید میتونید کار هایی از DMX, Nas وSlick Rick گوش کنید. مثل یه طناب پیچیده شده دور یک داستان ،بدون اینکه توجه زیادی بشه روی #قافیه
اگه دیوونه تصویر سازی های ذهنی و آگاهی در مورد بازی با کلمه هستید میتونید کارهایی از Killah, Aesop Rock, و Lil Wayne گوش کنید که علاوه بر اینها ،قدرت قافیه پردازی رو هم بفهمید
و اگه عاشق قدرت بی نهایت هیپ هاپ و هم خوانی و فلو های به یاد ماندنی هستید حتما Rakim, Freddie Gibbsو Eminem و
2pac رو گوش کنید.
2-تمرین قافیه پردازی کنید.
یعنی چی؟قافیه یکی از اجزای #فلو میباشد که اهمیتش خیلی بالاست.هر روز سعی کنید روی یک برگه کاغذ شروع کنید به نوشتن یک کلمه و باهاش #قافیه بسازید.تمرین کنید و از دیکشنری قافیه استفاده کنید.قافیه هایی بنویسید که آخر هیجان و معنا باشند.میتونید از انواع گوناگون قافیه مثال بزنید:
#ساده
#تک #سیلابی
#دو #سیلابی
و حتی #قافیه های هم معنی ،متضاد ،#ایهام دار و خیلی خیلی از گونه های مختلف قافیه رو بنویسید.اگر روزی ده کلمه قافیه بنویسید آخر هفته دیگه فول فول شدید!!!!
3-شروع کنید روی #فلو تمرین کردن.
قبلا گفتیم که #فلو جریانیست از #ریتم و #قافیه.یعنی سوار کردن قافیه ها بر روی ریتم.با جابجا کردن قافیه روی ضرب به کارتون جریان بدید تا از یک نواختی خارج شه و با تمام وجود تو اتاقتون بخونید و بخونید.
4-بیت (موزیک رپ بدون کلام) خیلی گوش کنید!
بیت روی پلیر بزارید و تا میتونید گوش کنید و سعی کنید روی اون رپ کنید.سعی کنید قافیه بازی کنید .سریع بخونید ،جامپ بزنید روی بیت،استایل های مختلف بگیرید،تکست هاتونو بخونید روش.با آهنگساز های بزرگ شروع کنید کار کردن و ازشون بخواید تا بیت مورد نظرتون رو براتون بسازن تا خیلی حرفه ای بتونید کار کنید.
5-فری استایل!
یه #ام سی کار خوب بین #فری #استایل کار ها کسی هست که بداهه روی بیتی که تا بحال اصلا نشنیده شروع کنه به رپ کردن و زیبا ترین قافیه ها و ریتم ها رو به جریان بیت اضافه کنه.
حتما تو میتینگ های رپ شرکت کنید و قدرت #قافیه بازی خودتونو محک بزنید.اینجا همون جایی هست که میتونید قدرت خودتونو نسبت به دیگر رپر ها بسنجید .میتینگ رپ و رپ بتل از بهترین روش های تمرینی برای دیدن نتیجه کار شما میباشد.حتی اگه اوایل مشکل دارید و نمیتونید تو جمع های #میتینگ شرکت کنید تو اتاق بیت بزارید و شروع کنید #بداهه رپ کردن.
شروین پاکزاد
گذشته از جریان آهنگین و سلیس، تنها بخش مهم دیگر در Rapping عبارتست از "قافیه".
در HipHop تکیۀ واقعی به تعداد قافیه ها میباشد. هرچه تعداد قافیه ها بیشتر باشد ارزش اثر افزایش می یابد. (درست مانند نثر مسجع.)
شیوه های رپ خوانی:
همراهی دیگر رپرها با یک رپر در موسیقی اش امری معمول است. این رپرها در یک آهنگ به صور گوناگون می خوانند : یا هم آوایی، یا هریک جداگانه قسمتی از تصنیف را میخوانند، یا در قالب سوال و جواب با یگدیگر به مناظره میپردازند و یا نزاع میکنند.
اصلی ترین شیوه های رپ خوانی عبارتند از :
- رپ خوانی خلاقانه (Freestyle Rapping)
- نزاع و زد و خورد (Battle Rapping)
رپ خوانی خلاقانه و بدون قاعده (Freestyle Rapping) :
این سبک بر سه نوع است :
- بازگو نمودن نظرات به صورت آزاد (اما بدون انحراف از موضوع)
- خلاقیت و نوآوری در خواندن
- حاضرجوابی
هرگاه قطعه رپی شنیدید که در آن خواننده شما را به داستان های دیگر ارجا داد، صدای دشمنش را تقلید کرد و یا شخصیت اورا عملا برایتان به تصویر کشید، قطعه فوق Freestyle است.
نزاع و زد و خورد (Battle Rapping) :
این شیوه رپ خوانی که همچنین میتوان آنرا شاخه ای از شیوه Freestyle دانست عبارتست از مبارزه بین دو یا چند رپر در حضور شنونده.
بد و بیراه گفتن و کری خواندن از سنت های این شیوه میباشد که به گروه Dozen و همچنین عبارات کری محمدعلی کلی -اسطورۀ بوکس- باز میگردد. نکتۀ جالب اینکه تعیین برندۀ این نزاع به حضار واگذار میشود.
مطابق نظر Kool Moe Doe رپ مبارزه ای موفق آنست که بر نقاط ضعف حریف تکیه کند. سعی در تخریب نقاط قوت طرف مقابل، تنها موجب شکست رپر و قطعۀ او میشود.
ترانه های BackDown اثر 50Cent و Go To Sleep اثر Eminem نمونه های موفقی از Battle Rap هستند.
حاضرجوابی (Fully Freestyled) :
پیچیده ترین سبک Rap میباشد. خواننده برای ورود به این سبک باید کاملا حرفه ای بوده و اشراف کاملی به موضوع رپ داشته باشد. هیچ متن از پیش نوشته شده ای وجود نداشته و رپر تمام عبارات مبارزاتی خود را فی البداهه بر زبان می آورد. این شیوه تاثیرگذارترین و زنده ترین میباشد و در اجراهای زنده به کار می آید. چرا که رپر سناریویی زنده را اجرا میکند. مثلا به محض مشاهده دشمن به تمسخر نحوۀ صحبت کردن، شیوۀ راه رفتن و لباسهای او میپردازد.
www.telegram.me/solfamin
آقا زاده = این اصطلاح برای فرزندان افراد با نفوذ و سرشناسی به کار می رود که با تکیه بر این نفوذ و انجام کازهایی اغلب ناروا ثروت های افسانه ای به چنگ آورده اند.
آش و لاش = آسمون جل☺️
آمپر چسبوندن = عصبانی شدن
آنتن = آدم فروش، خبر چین
آویزون = کسی که مرتبن کنه می شود و بدون دعوت همه جا می رود.☺️
اتو کشیده = آدم شق و رق
اس بازی (به کسر الف) = دختر بازی،یا برعکس☺️
اسکل = از همه جا بی خبر
اسگل کردن = کسی را سر کار گذاشتن، دست انداختن
افقی شدن = مُردن
اَن ِ تیلیت = آدم حالبههمزن و عوضی
اِندِ مرام بازی (Ende) = نهایت با معرفت بودن، نهایت خوبی و صفا
اوت = پرت
بادمجون واکس کن = علاف، بی کاره، کسی که کارهای بی هوده می کند.
ببند گاله رو = خفه شو
بچه راکفلر = بچه پول دار
بخواب تو جوب بابا = شلوغش نکن، بنشین سر جات
برو جلو بوق بزن = زیاد حرف نزن
بگوز بازار مسگراست = حرف مفت می زنی و کسی نمی فهمه
بندری می زنه = به کسی گفته می شود که گیج و سرگردان است یا متوجه اصل موضوعی نمی شود
پا دادن = پذیرفتن پیشنهاد، آمار دادن
پا دادن = پذیرفتن پیشنهاد، آمار دادن
پوز زدن = رو کم کردن
تابلو = کسی که از سر و ریختش پیداست که اهل منقل و وافور است؛ انگشت نما، مشهور، واضح و معلوم. مثال: این که جوابش تابلوِه! ؛ ضایع بودن
تخم کردن = جرات کردن. مثال: تحم نمی کنه (جرات نداره)
تخماتیک = همان تخمی، به معنی نا به سامان، در هم برهم، آشفته، غیر قابل کنترل. مثال: اوضاع مملکت تخماتیکه
تریپ زدن = خوش تیپ کردن
تگری زدن = بالا آوردن پس از نوشیدن الکل یا کشیدن سیگار
تو کف چیزی بودن = از چیزی تعجب کردن
هاگیر واگیر = گیر و دار، شلوغی و پلوغی
نمره ی شهرستان = دهاتی، روستایی، جواد
مگسی شدن = عصبانی شدن
خاکم.شروین
#اجرا
#سلاست و روانی
اجرای صحیح رپ و سلیس بودناش با وزن، عروض و سرعت قطعه قیاس میشود. منظور از عروض Cadence در این جا پویایی در الگوهای ریتم است. علاوه بر #روباتو (تغییر در #تمپو برای بیان بهتر) عروض میتواند به کاهش سرعت قطعه یا ریتارداندو کمک کند. خوانندگان قدیمی رپ از #عروضهای ساده در قطعات استفاده میکردند، حال آن که اوزان پیچیده در دوران طلایی هیپهاپ از محبوبیت بیشتری برخوردار شد. رپهای محبوب امروز مانند متد من Method Man، اسنوپ داگ Snoop Dogg *، بون ثاگز- ن- هارمونی Bone Thugs-n-Harmony، بوستا رایمز Busta Rhymes، بیگ پان Big Pun و آندره ٣٠٠٠ قابلیت تغییر وزن با سرعت بالا و روانی مناسب را در #ضرباهنگهای مختلف دارند. یکی از راههای متداول برای اینکه خواننده یا ام سی MC متوجه شود که چگونه قطعهای را اجرا کند این است که قافیه را به صورتی بنویسد که در آن کلمات استرس دار و تأکیدی روی ضرباهنگ قرار گرفته و لحن به صورت آهنگینتری درآید.
www.telegram.me/solfamin
در دههی ٧٠ میلادی، موسیقی رپ با کسانی مانند کول هرک Kool Herc درمجالس خیابانی محلهی برانکس در نیویورک شکل گرفت و موسیقی هیپ هاپ را از همهی جهات توسعه داد. به وجود آمدن پیستهای رقص نیز از عوارض همین مجالس خیابانی بود و از آن پس سنت جدیدی مبنی بر این که هر بار شخص متفاوتی به عنوان "مسئول آن شب" انتخاب شده و به همراه دی. جی. به روی صحنه رود پایهگذاری شد، تا در این برنامهها به مجلس گردانی و گرم کردن حاضرین بپردازد. با گذشت زمان، این اجراهای روی صحنهی طولانیتر و پیچیدهتر شد و در تلاقی با شعر به زبان محاوره شکل «رپ» را به خود گرفت.
از همان ابتدا نیز فرهنگ هیپهاپ، تلفیق صداها و عناصر مختلف را در خود ذخیره داشت. همانگونه که تکههای باقیماندهی فانک شالودهی هیپهاپ اولیه شد، کرافت ورک و دیگر هنرمندان در زمینهی تکنو به پیدایش رپ خدمت کردند.
#رپ جدالی یا رقابتی
#Battle Rapping
رپ رقابتی یا Battle Rapping که شیوهای آزاد از رپ محسوب میشود، رقابت دو یا چند خوانندهی رپ در خواندن مقابل تماشاچیان است. تاریخچهی اهانت به دوستان یا آشنایان یک فرد در #قافیهی ترانه به گروه دوزنز The Dozens باز میگردد و خارج از دنیای موسیقی معروفترین جلوهی آن در مسابقات بوکس محمد علی کلی یافت میشود. برندهی این رقابت توسط تماشاچیان یا داوران منتخب مشخص میشود. بنا به گفتهی کول مو دی Kool Moe Dee، یک خوانندهی رپ در رقابت به جای تأکید روی نقاط قوت خود، نقاط ضعف طرف مقابل را پیدا کرده و از طریق آن ضربه میزند. گاهی برنامههای تلویزیونی مانند 106 and Park در کانال BET و DFX در MTV این اجراها را به صورت زنده پخش میکنند.
رپ رقابتی، بیرون از جامعهی آفریقایی آمریکایی با فیلم 8 Mile امینم * مطرح شد. قویترین خوانندههای رپ رقابتی برنامهی خود را کاملا به صورت freestyle اجرا میکنند. یکی از مهمترین نکات در رپ رقابتی این است که شخص قادر باشد نظرش را دربارهی طرف مقابل، نحوهی لباس پوشیدناش و چگونگی صحبت کردناش بیان کند.
www.telegram.me/solfamin
پست ویژه از طرف چند تن از رپر ها نقل شده (اسم نمیارم) که برای رپ کردن اول باید تهرانی صحبت کردن رو یاد بگیرید.
خب حالا واقعا چی باید گفت؟
این مافیای عجیب و غریب رپ همون چیزیه که سالهاست عین مار پیچیده دور این داستان و باعث شده صدای رپ ایران خفه بشه یجورایی.
هیپ هاپ فرا تر از اونه که درگیر تابو هایی مثله لحجه و گویش و این چیزا بشه.ایران کشور پهناوریه که گوشه گوشه اون فرهنگ خاص خودشو داره و در نتیجه فرهنگ هیپ هاپی خودشو!
هیپ هاپ اگه یه جنبش فرهنگی بوده چرا الان نباید باشه؟مگه رپ تو ایالات متحده به وست کوست و ایست کوست ...تقسیم نشد؟بچه های جنوب و شمال و شرق و غرب ایران هم باید متناسب با فرهنگ منطقه خودشون جریان فرهنگی هیپ هاپ رو جلو ببرند.یه رپر اگه قراره تاثیری بگذاره بهتره اول اعتبارش واسه منطقه زندگی خودش باشه.
اونایی هم که امروز وایسادن بالا و این مافیا رو از خودشون ساختن این اخطار رو بهشون میدیم که در آینده بسیار نزدیک همه چی عوض میشه و دیگه جایی واسه این جور نگرش ها وجود نخواهد داشت.
ایران سرزمین مادری ماست با فرهنگ و نماد ها و گویش ها و لحجه های بسیار زیاد اما زیر یک پرچم به نام ایران!
رپر هایی که در اقوام مختلف ایرانی از فرهنگ های گوناگون تا جغرافیای مختلف دارن هیپ هاپ رو ادامه میدن ،ازشون میخوام که این حق بزرگ رو نسبت به منطقه خودشون ادا کنن.
نذارید پتانسیل های منطقه خودتون بره جایی که ازش سو استفاده بشه و بیزینس این مافیای کثیف رشد کنه.برای رپ تو جامعه خودتون تلاش کنید و امید وارم روزی برسه که این مافیای رپ از بین بره و به زباله دانی تاریخ بپیونده.
شروین
www.telegram.me/solfamin

استفاده های نابجا و یک جانبه از گرافیتی های نوشتاری در کلیپ های ویدئویی و تبلیغ بیش از حد این رسانه ها در منسوب کردن آن به فرهنگ معترض سیاهان نیز از دلایل اصلی این عدم توجه و دست کم گرفتن است، بنا بر "آمرکن هریتیج دیکشنری" لغت گرافیتی از واژه گرافیو در مشتق شده است که به معنی اثر گذاری سریع یا خط خطی است و ممکن است اصل این واژه به "گرافایر" (نوشتن با قلم فلزی) در لاتین عامیانه باز گردد.
[گرافیون: نوشتن بر اساس ریشه شناسی لغوی این واژه از مدت ها پیش به معنی نوشتن یا حک خطوط روی سطوح مورد استفاده بوده است.]
گرافیتی بر اساس تفاوت دلایل وجودی و نیز امکانات ارتباطی که ایجاد می کند به دو نوع عمده تقسیم می شود
[ Photo, "گرافیتی های نوشتاری - دست خط" و "گرافیتی های نمایشی - نقاشی دیواری" هنرمندان نوشتاری این شیوه گرافیتی خود را هنرمند نمی دانند بلکه میل دارند تا "گرافیتی نویس" معرفی شوند.
www.telegram.me/solfamin
این کار تقریبا در همه جای دنیا با منع قانونی مواجه است. گرافیتی با نوشته های سر دستی و یادگاری های روی دیوار متفاوت بوده و نیز مختص سن یا طبقه فزهنگی و اقتصادی خاصی نیست . امروزه گرافیتی بیش از هر هنر دیگری مورد بد فهمی و استفاده نا به جا واقع شده است و در بسیاری از کشور ها جنبه تاثبر گذار و بیان گرای خود را از دست داده و صورت دیوار نوشته هایی رنگارنگ و پرپیچ و تاب (که آن هم خالی از ارزش نیست) مبدل شده است.تو پست های بعدی برای اولین بار میخوایم گونه های مختلف گرافیتی رو بگیم و این بحث شیرین رو تو کانلمون به عنوان بخشی از آموزش بگنجونیم
گرافیتی یا نقاشی دیواری به آن دسته از دیوارنوشته ها یا نقاشی هایی گفته می شود که با انگیزه ای شخصی روی در و دیوار شهر ها و اماکن عمومی کشیده می شود
#ایست کوست هیپ هاپ (East Coast hip hop)
در شرق ایالات متحده ،نیویورک و منطقه ایست کوست تاثیر شگرفی در رپ و هیپ هاپ آمریکا داشتند.تغیرات بنیادی در ریتم و مفهوم ترانه های هیپ هاپ را میتوان در شرق آمریکا جستجو کرد و تغیرات اساسی در الد اسکول را بوجود آوردند.جایی که #توپاک شکور (ماکاولی) بزرگترین رپر تاریخ هیپ هاپ جهان در آن زندگی میکرده است یعنی نیویورک !
ساحل شرقی آمریکا نیز بر روی کمربند سیاه قرار گرفته است.کمبرند سیاه اشاره به محله هایی دارد که سیاه پوستان در آنجا زندگی میکنند.
حلقه های منطقه ایست کوست:نیویورک، فیلادلفیا، لنیو جرسی، بوستون، بالتیمور، واشینگتن، دی. سی.، تورنتو، روچستر
#وست کوست هیپ هاپ(West Coast hip hop)
ایالات متحده آمریکا در غرب خود کیمته ای از بزرگ ترین رپر های تاریخ را به مرکزیت لس آنجلس در ایالت کالیفرنیا دارد.این جنبش در اوایل 1980 میلادی آغاز و هم اکنون نیز ادامه دارد.کامپتون شهری است در شهرتسان لس آنجلس که رپر های بزرگی در جهان از آنجا آمده اند. این شاخه به طور مستقیم و آشکار جزو رقیبان و دشمنان شاخه ایست کوست هیپ هاپ به حساب میرود. برخی براین باورند که پنج عنصر اصلی فرهنگ هیپ هاپ یعنی #رقص بریک، #بیتباکس، #دیجی، #گرافیتی و #امسی به طور همزمان از اواسط دهه هفتاد میلادی در شرق و غرب و ایالات متحده وجود داشته است.
حلقه های منطقه ای که در برگیرنده وست کوست میباشند:
لسآنجلس، سن دیگو، لانگ بیچ، سان فرانسیسکو، سنخوزه، کالیفرنیا، اوکلند، ساکرامنتو، کامپتون، کالیفرنیا، فینیکس، آریزونا، سیاتل🙏
www.telegram.me/solfamin
فرم ریتم 4/4 میباشد.
چهار نت سیاه یا هشت نت چنگ با فرمول زیر
کیک+اس+اس+اس+کیک+کیک+اس+اس
که رایمینگ روی 1و5و6 انجام شده.
(البته کیک 5 تشکیل یافته از دو دولاچنگ کیک میباشد)
معنای محتوایی لیریک کاملا واضح و روشنه و بار معنایی تو حیطه و سبک خودش عالیه!!(گنگ شامل موضوعات فراوانی از بی بندو باری و سکس و مواد مخدر گرفته تا کری خوانی و رجز خوانی و کل کل)
همونطور که گفتیم دو نوع #فلو داریم تو این کار.اوج فست و پیشرو اسلو. که از مشخصه های سبک گنگ حساب میشه.
در واقع محتوای #لیریک این جور کارا دو دسته میشه:یک بخش (معمولا #کراس) به گونه ای تحدید آمیز و بخش دیگر(#ورس ها) رجز خوانی را شامل میشود.
این سبک بیشتر مورد استقبال سیاهپوستان در مناطق فقیر شهرهای آمریکا قرار میگیرد. و در ایران و رپه فارس هم اشکان فدایی و هیچکس و پیشرو و... در این سبک کار میدهند.
از بزرگان این سبک می توان از Ice-T(پدر گنگستا )، گروه ان.دابلیو.ای. ( اعظا: Eazy-e,Ice cube, Dre.Dre, Mc Ren, DG Yella )، توپاک، نوتوریوس بی.آی.جی، اسنوپ داگ، بیگ ال (BIG L)، فیفتی سنت و... را نام برد.
www.telegram.me/solfamin
