درک کامل محتوای یک صوت ، از طریق جستجو در جنس (معنا) و احساسش آغاز میشود.به مراتب که در جان صدا جریان ملودی را به گردش می اندازیم ، علاوه بر جنس ، احساسی معنادار را از طریق یک تصویر و متعلقاتش در ذهنمان بجریان میگذاریم که تناسب اجزایش با #تمپو موسیقی مان کاملا برابری میکند .این اتفاق موجب رونق دیده های ذهنی بعد ، نیز خواهد شد که از فواید جریان موسیقی در زمان میباشد.تنظیم یک قطعه اینسترومنتال به شکل عمومی آن ، شامل چند بخش اساسی از مفاهیم میشود ،
اولا هنگام گوش دادن به یک قطعه اینسترومنتال باید بتوانید حرکت هر بخش از لاین های صدا را به شکل کاملا واضحی بنسبت دیگر صداها بشنوید و متوجه بازی آن بشوید ، که به شکل خلاصه ای میشود مهارت در راه اندازی خط تولید صدا و طراحی های شبکه ای ( #تمیک ) ، به منظور گزارش یک لحن کاملا خاص ، از سوی شخص تنظیم کننده .متاسفانه آگاهی از این اتفاق ، نهایتا به شکل حرف مانده است و یکی از دلایل عقب ماندگی رپ فارس ، از جریان مشابه جهانی اش همین است که آهنگسازان ما به تولید احساسات روی آورده اند و از تولید جسم و معنا از جان صداها بسیار عقب هستند.(که البته بسیار سخت است و پیچیدگی های فکری زیادی دارد.)
و در ثانی فرم آن میتواند از ساختار های مرسوم شعری فاصله بگیرد تا از راستا بودن همه اتفاقات جلو گیری کند و بجای حرکت در طول به عرض جریان اضافه کند. عرض یک موسیقی قدرت تحلیلی فکر شما را به رابطه تنگاتنگ اصوات پیش خواهد برد.
با همدیگر میشنویم از بخش دوم پادکست #ویترین_آهنگسازان ، معرفی آثار اینسترومنتال های برگزیده شده از سوی رسانه زیر گذر به تهیه کنندگی هاجر اقبالی .
ZeerGozar
Solfamin
#سوالات_کلیدی_پنهان (4)
مهارت #تولید_فکر چیست ؟
یک مشکل و دغدغه ذهنی آهنگسازان که به طور فراگیر در امر تولید یک اثر ، خودش را پیش می اندازد ، چگونگی روند پیشرفت در انجام کار میباشد . تازه کارها اغلب به واسطه یک ریتم ، ملودی یا هر چیز دیگه ای که احساس میکنند میتونه جریان سفت و محکمی به استخوان بندی کارشون بده ، کار خودشان را شروع میکنند و با پیمایش یک مسیر شانسی از اتفاقات ، به یک نتیجه خوب یا بد میرسند.کاملا واضح که نقش تفکر در هیچ جای این فرآیند به درستی بازی نمیشه و تمام زمان شما به پای چه و چه های بی مورد بهدر خواهد رفت .
در روند تولید فکر ، شما ابتدا باید از طریق یک متن زبانی که ذهنی پخته آن را نویسندگی گرده باشد، یک سناریو به تصویر بکشید ، تا اولا از این طریق داده های حسی ( #تم ) آن متن ، فرآیند تفکر را بتوانید به راه بیاندازید و بعد از آن احساسی را بدور از زبان گفتگویش در جریان اندیشه به گزارش بنهید.گرچه این مسیر نیاز به ذهنی با تجربه ، خوش ذوق و خلاق دارد اما با تمرین های آهسته و پیوسته رفته رفته به حرفه ای شدن آمال هنری در شما خواهد انجامید.
تجزیه و تحلیل درست داده ها در مرحله دوم ، اتفاق میافتد ، اینجا جایی ست که شما نوشته های ذهنی خودتان را باید به دو جریان جسم (معنا) و روح ( احساس ) تفکیک کرده و از طریق فضای بین این دو ، آغازی در ساخت و ساز های صوتی را به نجوا بگذارید.این صداها را مانند موسیقی یک فیلم تصور کنید که به ذهن گنگ شما در قبال جملات ، معنا و احساس تزریق میکند.اینجا همچنین محل اختلاف یک ذهن پویا و برتر در مقابل اندیشه های ضعیف است . کسی که بتواند دقیق ترین تم ها را از داده ها دستگیر کند و با علتی زیرکانه ، صدای آن را از طریق ذهنش در پروژه به اجرا بگذارد ، قدرت ذهنش را رسانده است و بشکوفا شدن هر چه بیشتر توانایی های ذاتی اش کمک کرده .
با تشکر از #نصیر_مشکوری ،
#تلنگرهای_ذهنی_من شماره 49
سفید نویسی نوعا در بستر ترویج فرهنگ تفکر ، تولید فکر از طریق ستایش جریان نخبه پروری و میدان دادن به جامعه فرهیختگان تعریف میشود که البته بگذارید در همین ابتدا با یک مثال واقعی از این تعریف روبرو شویم :
به گفته خرداد عزیز ، (آرتیست ، پژوهشگر ، منتقد و از اعضای هیئت رئیسه رسانه #زیرگذر ) در سال گذشته چیزی حدود 80 الی 90 نفر از میان چند صد نفری که در #طرح_آتیه_سازان شرکت کرده بودند ، پس از انتخاب و داوری های آگاهانه ، از طریق پادکست های متعدد ، معرفی و آثارشان مورد حمایت ویژه قرار گرفت .( همگان دیدند و شنیدند)
پس کاملا روشن است که خروجی رسانه ی سفید ، بلا استثنا یا تولید فکر است و یا معرفی مستعدین حرفه ای و آینده دار در جریان های فکری گوناگون.اما آیا ما واقعا از پشت صحنه ی این همه اتفاق خوب خبر داریم ؟
ساعت ها وقت کارشناسی برای تحقیق و مطالعه ، ارزیابی و نمونه برداری ، طرح و ایده ، مقایسه و سنجش ، ترکیب و جداسازی معانی و دست آخر اعتبار سنجی روزانه صرف میشود، تا چیزی با عنوان #آرتیست_سالاری و #تولید_فکر ، با هزینه کاملا رایگان روانه جریان بازار شود .بنابراین برای حمایت خودتان هم که شده از جریان سفید حمایت کنید و آگاهی را صمیمانه گسترش دهید.
هنگامی که یک ریتم 4 ضربی را در کنار یک فرم آرپژ از ملودی قرار میدهید ، در لحظه های نخستین احساس خوبی از شنیدن تکرار آن فرم به شما سرایت خواهد کرد، اما به مرور این حس تکرار به یکنواختی عناصر موسیقایی و کهنگی بافت پیش گوش هایتان تبدیل خواهد شد. برای خارج شدن از این حالت ، معمولا آهنگسازان با افزودن عناصر پر شتاب دیگر(چه افزایشی و چه کاهشی) ، سعی بر مرتفع کردن این مشکل دارند . اما این راه حل ، تنها توانایی کاور کردن دارد و ضمن آن به شلوغی و آمیختگی عناصر هم خواهد انجامید . برای سادگی در بیان ، دو اتوموبیل را در نظر بگیرید ، که با سرعت 100 km/h در جاده ای صاف و هموار در حال حرکت اند . بنا به قانون نسبیت ، این دو اتومبیل نسبت به هم ساکن اند ، زیرا در هر زمانی ، همواره در کنار یکدیگرند و از هم فاصله نمیگیرند.پس اگر اتوموبیل اول را (حامل ریتم ) و دومی را (آرپژ ملودی ) فرض کنیم ، تا زمانی که این دو با یک تندا در حرکت باشند نسبت بهم ساکن اند و همین اتفاق باعث تکراری شدن همه مکان ها در هر زمانی خواهد بود.
حالا تصور کنید که این دو اتومبیل در حال کورس گذاشتن با یکدیگر باشند ،ریتم از ملودی و ملودی از ریتم دائما سبقت بگیرند و برای تصاحب قدرت ، دائما در فضا جابجا شوند ، حتی با بستن راه یکدیگر اجازه عبور دادن به یکدیگر را ندهند و مدام به هم بکوبند . همه اینها به شرطی اتفاق می افتد که شما بتوانید از صداها تولید فکر کنید و تفکر شماست که خواسته یا ناخواسته در رسیدن شما به شکل نهایی فرآیند تولید یک اثر موسیقایی ، تاثیر خواهد گذاشت .
نویسندگان : آرزو رضازاده و یاور قائم
فرهنگ، شامل راهکار های شایع موجه در یک جامعه برای رفع هرگونه نیاز واقعی یا غیر واقعی است. به عبارت ساده تر فرهنگ، آن چیزی است که مردم با آن زندگی میکنند. #ویکی_پدیا
www.wikipedia.com
همانطور که گفته شد فرهنگ چیزی هست که جامعهٔ بشری مدرن امروزی همواره و روزانه با آن سروکار دارد و گاه به آن میبالد،گاه به آن میافزاید، آنرا اصلاح میکند، درصدد آموزش (مستقیم یا غیر مستقیم)آن به اطرافیان مستعد بر می آید و حتی بعنوان چیزی که ممکن است دچار اختلال و دست بردن به نفع افراد شود به آن اعتراض میکند.
همواره عده ای، اصل اصلاح طلبی و هموار سازی راه را برای پیشرفت همگانی در سر میپرورانند که این خود عامل اصلی بروز تفکر عمیق و انسانی اعتراضی در خرده فرهنگ هیپ هاپ است که خود این فرهنگ از عناصری با نیروی فوق العاده و خستگی ناپذیر اعتراضی پدید آمده. و این واضح است که اگر اعتراض بر اصل فرهنگ خود باشد بدین معنا که هر قطره اسیر در دریای بیکران ظلم اجتماعی، با اصول مناسب و درخور هیپ هاپ وارد موج اعتراضی شود؛ توانایی همراه کردن سایر فعالین و افرادی که از روی درد مشترک به این موج میپیوندد را داراست. این اصل بعنوان ریشه ای ترین اصل هیپ هاپ و ازروی تاریخچه ای غنی گرفته شده است که شایستهٔ آن است که به بهترین نحو عملی شده و باعث دوگانگی افراد نشده بلکه با توجه به شریعت آن، باعث همگامی افراد در جهت آرمانهای دیرینهٔ انسانی شود. در این متن،سعی بر آن بوده است که شخصیت انسانی و اجتماعی افرادی ک بار اعتراضی جمعیت را بر عهده دارند بعلاوهٔ ماهیت فعالیت آنها و نخوهٔ نگرش آنها به مخاطب، درقالب مثالی از یک فرد مستعد شناسانده شود.
#امسی کیست؟
سدهای این افراد چیست؟
و آیا تابحال در عرصهٔ هنری خود موفق بوده اند یا نه؟
در ادامه، متنی را که یک امسی عزیز به نمایندگی و با کمک تجربه اش جهت آشنایی بیشتر با این شخصیت در سایهٔ اجتماعی برایمان نوشته است رامیخوانیم:
ام سی، درواقع حقیقتیست پشت پلک خونی اجتماع؛ام سی شاعر وبیان کنندهٔ شعریست که از دهان مردمان کوچک و بزرگ خیابان که مثل باد در کوچه پس کوچه های ذهنت میوزد، نقل شده.
وقتی وارد دنیای هیپ هاپ میشین؛ اولین چیزی به تو حکم میکنه اینه که جلو ظلم و ستم سر خم نکنی . زبان و ابزاری پرورش بدی واسه اعتراض واسه گفتن حرف حق و چیزی که به دنبال اصلاح اون هستی.
ام سی مثل سیستم کامپیوتری هست که در آنِ واحد چند پردازش رو ساپورت میکنه؛ جامعه، رفتار ها، مردم، رفت و آمدها، صداها،غم ها، کنج و گوشه شهر ها و... . انتخاب موضوع و تصویر سازی آن و به صورت تکنیکی ازش حرف زدن جوری که در ذهن مخاطب و حاضرین باعث رشد فکری بشه و اونهارو مجبور کنه تا دنبال رویِ صداش بشن که صدایی هست از جنس خودشون پ برخاسته از درد خودشون.مثل یکجور تلِه پاتی ( #دور_آگاهی ) میمونه.

#سوالات_کلیدی_پنهان (3)
#فالش چیست ؟
برخلاف جهت موضوع اینبار فالش به معنای جلو ، عقب شدن از بخش مرکزی فرکانس های گام های معروف موسیقایی نیست.در راستای گرایشات موسیقی رپ به جریانی موسوم به #تئوری_صداهای_ناموسیقایی ، #لحن را به عنوان بالاترین ارزش و ساختار آن را از شبکه میلیونی #تم ها تعریف میکنیم ؛
فالش ، لحنی خواسته یا ناخواسته از تم هاست که زوج آن در بین تم های لحن مقابل وجود نداشته باشد.درسته که فالش ها ، باعث کثیف شدن لحن مقابل اند ، اما مقدار کمی از آنها به درخشیدن و جلا دادن به سطح صداها کمک شایانی خواهد کرد.ابعداد گوناگونی از فالش ها وجود دارد که بمانند هر لحن دیگری ، شبکه ای پیوسته از صدها صدها هزار تم گوناگون اند.اگر بخواهم به شکل ذهنی آن را توصیف کنم ، اتاقی را در نظر بگیرید که روی تمام اجسام و اتفاقاتش برچسب (theme ، تم ) خورده باشد(بعدا دلیل آن را خواهم گفت)، اگر از آن اتاق بیرون آمدید و من را ببینید که پرسیده ام چه چیزی دیده ای ؟ مغز شما با گروه بندی تمام تم های محیط ، شبکه از آنها را آنالیز میکند و لحنی از طریق زبانتان به معنای قابل فهم به سوال من پاسخ خواهد داد.
عنوان: نوسانات حسی درلحن و فضاسازی در رپآهنگ
موضوع:نقد رپآهنگ #بی_خوابی اثر #مهرداد و #ای_جینویسنده: #نصیر_مشکوری
اینتروی آهنگ با کمپوزیسیونی دلهره آور همراه با پچپچه ای نامفهوم آغاز می شود. شنونده کنجکاو می شود و منتظر آغاز رپآهنگ می ماند. آوای زیبای ویالن سل غم سنگینی را تداعی می کند. مهرداد محکم و قاطع شروع به رپخوانی می کند. چند جمله اول خوب پیش می رود اما بسرعت فلو تکراری و بعد از آن لحن یکنواخت می شود و شنونده اینجا خسته می شود.. . .
متن بالا ،گوشه ای از آخرین مقاله انتشار یافته نوشته #نصیر_مشکوری فعال حوزه نقد و پژوهش فرهنگ هیپ هاپ میباشد . در اینجا منتقد به خوبی عناصر را اندازه گیری کرده است و نقدی به اندازه توانایی های موجود در آرتیست را به نمایش میگذارد .
#کارگاه_فلو_سازی (5)
مشکل مطرح شده در ساختار #فلو ی مهرداد ، یعنی تکرار زننده ،از نبود تنوع در اجرا نشات میگیرد . اگر در عرض گفتگو پیش برویم نکات ظریف بسیاری وجود دارد که میتوان از آنها نتایج فراوانی استخراج کرد . نبود لحن ، نبود رنگ و نبود گفتگوست . نبود شخصیت ها ، کارکترها ، عناصر و تمام متعلقات معنایی یک شعر است ، چرا که در هنر موسیقی رپ ، لحن در درجه نخست ، فضا و مرز بین گفتگو ها ی رپر است با سایر عناصر و ثانیا این لحن است که از کنار شنیده های گوشی ما ، تجسم و ذهنیت ما را صحنه سازی میکند تا چشم ذهن ما عین معنا را در خاطرش ببیند و پس از آن، کلام را فارق از لحن رپر به چند معنا و لحن دیگر( بسته به نوع برقراری ارتباطش) برساند. زمانی که اجرا از گوش می افتد، میتوان گفت ، شعر فضایی را در ذهن نریخته ، چون لحن واقعی و تاثیرگذاری از جان گوش ها نگذشته و به زبان ساده زمان هیچ جادویی نکرده است.
برای انتقال لحن، ابتدا باید شخصیت و زبان گفتگو را در لباس هایش تصور کرد و گویش موقعیتی را پیش انداخت. رپر باید بمانند یک هنرپیشه ی صحنه، لحن را بازی کند. پس اول باید نقش خودش را از طریق معنای شعرش بفهمد و اهمیت کارش در آنجاست که قرار باشد چیزی را از زبان کس دیگری باجرا بگذارد، دقیقا مثل یک #دوبلر، مسئولیت رپرها تنها در شکسته خواندن اشعارشان نیست که کتاب های شعر زیادی را میتوان نام برد ، رپر باید بتواند جریانی از منطق و احساسات معنایی را ابتدا درک کند و پس از آن از جریان ضرباهنگ باجرا بگذارد. به یاد داشته باشید که #قدرت اجرا ست که در اصل معجزه میکند و تا اجرای خوبی از خود به نمایش نگذارید کسی به شما ایمان نخواهد آورد.
صوت به واسطه خاصیت مکانیکی امواج انتشاری ، سو و جهتی آشنا در مقیاس های جغرافیا دارد و برای مثال اگر قرار باشد صدایی را از دور به نزدیک هدایت کنیم ، میتوان با کنترل حجم صدا ، ظاهرا آن را بدست آورد.اما یک گوش حرفه ای در جریان این عمل متوجه یک اشکال عمده در رفتار صوت خواهد شد و آن را غیر باور و غیر ممکن تلقی خواهد کرد.
به گفته ی آن گوش فیزیکدان ، مطابق یک منطق جبری در جریان حرکت صوت مورد سوال ،اولا این صدا نیست که در عمل زیاد و کم میشود بلکه منبع صوت به جلو، عقب ، راست و یا چپ جابجا میشود و شدت صوت همواره ثابت است ،اما مشکل اساسی بعدی ، تاثیر این دو بر یکدیگر میباشد.وی ادعا میکند که جریان منبع صوت در فضا با اصل حرکت تناوبی موج تداخل ایجاد کرده و در اصل صدا تغیراتی را بوجود آورده است.
دفاعیه وی به شرح زیر است ،👇
(مطابق اصل داپلر)
هرگاه منبع صوتی در حال نزدیک شدن به گوش ما باشد ، در اثر تداخل امواج صوتی ، از طول موج کاسته میشود و بر فرکانس افزوده میشود .برعکس هر زمان که منبع صدایی از ما دور میشود ، شکل موج کشیده و از فرکانس صوت کاسته میشود.
مثال آن نزدیک شدن صدای آژیر خطر است.با نزدیک شدن منبع آن صداها زیر و زیرتر میشوند و آنگاه که از ما دور میشود صداها بم و بم تر شنیده خواهند شد.
از اهم نتایج موضوع مورد بحث این میباشد که در هنگام تنظیم ما دائما مجبور به کنترل پیچ فرکانسی اصوات هستیم و باید تمام جوانب حرکتی از سوی صداها را مورد آنالیز و تحلیل خاص خودش قرار بدهیم و گامی بسوی رخداد های طبیعی تر برداشت.
نقش_صدا_در_نگهداشت_فرم
به چند ثانیه از فضای خشک و بی جان علف های یک بیابان گرم وخلوت گوش کنید که بادی زوزه کشان چندی از خاک را با خود میبرد و آن را از مرز نور و آسمان به جهان انتظار ها میرساند . در چنین حالتی جریان های تپنده ای از عمق صحرا به گوش میرسد.گویی که جهانی از عمق تاریکی ها به آنجا تاخته باشد .لحظه به لحظه ترس ، هیجان ، دلهره بر شما حاکم میشود و جریان زمان را شتابان از مسیر تپش های قلبتان در دست میگیرد و شما جهت را بی اختیار گم میکنید و بیهوش میشوید.
چنین سناریو ای (یا همان متن تصویری بالا ) ، زمینه ی تولید ساختار های حرکتی را دارد، یعنی از یک سکوی بی تحرک رفته رفته با وصل شدن تم های مختلف ، ما شاهد جریانی شتابدار از گذشت زمان خواهیم بود که من ترجیح میدهم آن را نیرو_محرکه نامگذاری کنم . اما مادامی که زمان با سرعت ثابت تمپو در جریان است ، چگونه میتوان به مشتق معادلات سرعت یا همان شتاب مکانی دست پیدا کرد ؟
#زمان_عرضی
به جز زمان طولی که از ابتدای موسیقی تا انتهای آن را میشمارد و بر حسب ثانیه ها خوانده میشود ، جریانی از زمان با کارایی رساندن عناصر به یکدیگر وجود دارد که به آن زمان عرضی گفته میشود.گرچه قبل تر هم از آن صحبت کرده بودیم و گفتیم که چگونه با همزمان کردن ساعت عناصر مختلف و برقراری شرط همزمانی بین سازه های موسیقایی مان ، به جریان احساسات و هیجانات پاسخ اساسی بدهیم.در طول جریان پخش یک موسیقی ، آن قسمت از محتوای ضرباهنگ که با ذهنیت #بصری_شنیداری شما ارتباط سفت و روشنی برقرار میکند ،موجی ست از پیوند زمان های عرضی با چند فایده اساسی 👇
اول آنکه فارغ از تندای جریان ، عناصر را با طبیعی ترین شکل و حالت ممکن از قالب خودشان خارج و در جریان موسیقی قرار میدهد ، مثلا در سناریو ی بالا ، صداهای تپنده ای که از دور دست به گوش میرسند باید رفته رفته و منظم به چیدمان صوتی شما اضافه شوند و نکته طلایی این است که شما باید با تمام خلاقیت و توانایی لازم ،صحنه (تمام عناصر ) را به صحنه ای دیگر انتقال بدهید نه آنکه تمام محتوای صوتی موسیقی را تغیر بدهید، که کفایت لازم را ندارد.
دوما فضای هر عنصر از عنصر دیگر مشخص خواهد شد که البته این بخش تماما در گرو لحن و پارتیشن های صوتی میباشد . بواقع صداها سهمی از جریان طولی زمان را برای به گوش رسیدن تصاحب میکنند و پس از به اجرا گذاشتن بازی خودشان صحنه را با سپردن به جایگاه بعدی در فرم نگه میدارند ، همواره به خاطر داشته باشید که با جلو عقب دادن حجم صداها ، اولویت لحن به تغیر خواهد افتاد و بجا نیست که آهنگسازی را فقط به نوشتن چند خط از ملودی ها دچار کرد .
www.telegram.me/Solfamin
#کارگاه_فلو_سازی (4)
طرز فکری که #فلو را از خوانش رپ نوشته های آرتیست بجریان میگذارد ، اگرچه سهم زیادی در جریان دادن به لحن دارد ، اما همچنان از ساختار یک موسیقی خوب چند قدمی عقب تر میماند .چیزی که آهنگسازان ما در مرحله #تنظیم نهایی یک قطعه باید مورد توجه قرار بدهند این است که موازی با جریان محتوا ،لحن و فلوی آرتیست (رپر) ، باید ابعداد ، رنگ ، جنس و دامنه فرکانسی اصوات را به شکلی از فرم برسانند که کلام تماما در ضرباهنگ بنشیند و اصطلاحا اثر دو لحنی نباشد.
#لحن_در_ضرباهنگ_به_چه_معناست ؟
لحن در ضربآهنگ از توالی نغمه های بالا رونده و پایین رونده به وجود می آید و معمولا با تکیه زدن بر ریتم درونی خودش و یا بیرونی آن (مثلا ریتم درامز ) ، راهی به سوی بیان احساسات باز میکند که ما آن را به شکل یک لحن مستقل میشنویم.بسته به مهارت آهنگسازان این مرحله از خلاقیت های فراوانی پوشیده خواهد شد که آب و تاب آن در جریحه دار شدن افکار رپر بسیار تاثیر گذار است و به وی در زمان نگارش شعرش ، الهامات کثیری میبخشد.پس از اتمام نوشتن رپر اولین بخش از جریان خواندن را پشت سر میگذارد اما لحن همچنان به حالت تعلیق میماند تا زمانی که تنظیمی بر مبنای محتوای نوشته ها مجدد بر نغمه های موسیقی وارد بشود و مفهوم کلام از ضرباهنگ هم قابل شنیدن باشد .
آرتیستهای جوان دقت داشته باشید که بجز موارد اندکی ، شما هرگز نباید لحن خواندن خود را از راستای مفهومی آن به علت یک شکل شدن با #ضربآهنگ دچار انحراف کنید که علاوه بر از دست رفتن معنای شعر ، خاصیت همراهی گری موسیقی نیز از دست خواهد رفت .
لحن در ضربآهنگ از توالی نغمههای بالا رونده و پایین رونده به وجود میآید و معمولاً با تکیه زدن بر ریتم درونی خود (کلام) یا ریتم بیرونی (مانند ریتم درامز)، راهی به سوی بیان احساسات باز میکند که شنونده آن را به شکل یک لحن مستقل میشنود.
پایان قسمت چهارم (آخرین قسمت کارگاه فلو سازی)
سوالات کلیدی پنهان (2)
آیا رپ نویسی صرفا یک فرایند تجربی ست ؟
دستگاه تولید فکر یا همان اندیشه آدمی هرگاه در تقابل با مسائل پیرامونی قرار بگیرد ، اگر از نحوه پاسخگویی اطلاع داشته باشد ، تنها با فراخواندن داده های ذهنش ، جواب را باجرا میگذارد .اما اگر در زمان تهیه فرایند پاسخگویی با داده های معیوب یا مفقود برخورد کند ، ذهن ناچارا وارد فرایند تولید فکر خواهد شد.
فرایند تولید فکر چیست ؟
مغز در حالت کلی اش به دو شکل اندیشه میسازد ، #نظری و #تجربی.
مثلا ،
نظری ها بسیار مدل گرا هستند و در تلاش اند تا از طریق قواعد منطقی ، بازی فکری ای را در ذهنشان طراحی ،مطابق دستور العمل های آن حرکت و امتیاز جمع کنند .
اما تجربه گراها از طریق فرایند رشد نامظم ، سعی بر رسیدن به آگاهی دارند و آنجایی که از دایره فکرشان خارج باشد را یا مجدد تجربه میکنند و یا آن ر انکار.این فرایندها و تشکیلات ذهنی نشان میدهند که ذهنیت فکری افراد چگونه میتواند تا سر حد های نفی هر جریانی پیش برود ، تنها به این علت که من راست میگویم ، دلیل بر درست تر بودن فکر ما نیست و بر خلاف جریان همیشگی ، #رپ هم صرفا تجربه نیست.
نقش گفتار در تفکر موسیقایی
گفتار اگر به معنای انتقال ایده های زبانی باشد ، پس پیش از آنکه وسیله باشد ، سابقه ی فکری دارد.یعنی گفتار نخستین منشا در طرح ریزی بستر فرم موسیقی میباشد ، ترکیبی از روح و جسارت ، ایمان و آرزو ، نبرد و انتقام ، مرگ و زندگی و یا هزارن تم وصفی دیگر که گوشه گوشه آن در جهان فکری شخص آهنگساز شکل میگیرد و گوش او آنقدر به این اتفاقات نزدیک است که شمایل آن را حتی در چشمان نقاشان هم نمیتوان دید .
درک پیام های ذهنی و تفسیر آوایی آنها به صداهای نزدیک چه از حیث حرکت ( ملودی) و چه از لحاظ جنس ، نخستین قدم در اسکان ایده های صوتی و تصویری از جهان فکر میباشند و این قاعده گفتمان موسیقایی را به جهان پیمایی بی شرط تبدیل میکند که منجرب به خلق عناصر بی همتا خواهد شد .
مثلا اگر قرار بر افزایش تحرک ( شتاب ) در شکل یک عنصر باشد میتوان به جای سرعت بخشیدن به جان صدا ، تندای جریان زمان ( تمپو ) را دستخوش تغیر کرد و بآسانی تمام رهسپار جهان آینده و گذشته شد . این یعنی چیزی که باید با تخیلی نشان دادنش به چشم ها باوراند ،از طریق گوش ها با طبیعت فکر همخوان تر است، زیرا حواسی که از طریق موسیقی شما به ذهن مخاطب القا میشود زمینه ساز جریحه دار شدن تمام اندوخته های یک ذهن در حد و اندازه ی همان فکر میباشد .
پس نتیجتا بهتر است تا سعی کنیم از طریق گفت و شنود های فکری ، عناصر را در جهتی خلق کنیم که اولا به صداها تفکر ببخشد و در ثانی از شرح حواس آن جای نماند .زبانی باشد ، پس پیش از آنکه وسیله باشد ، سابقه ی فکری دارد.یعنی گفتار نخستین منشا در طرح ریزی بستر فرم موسیقی میباشد ، ترکیبی از روح و جسارت ، ایمان و آرزو ، نبرد و انتقام ، مرگ و زندگی و یا هزارن تم وصفی دیگر که گوشه گوشه آن در جهان فکری شخص آهنگساز شکل میگیرد و گوش او آنقدر به این اتفاقات نزدیک است که شمایل آن را حتی در چشمان نقاشان هم نمیتوان دید .
درک پیام های ذهنی و تفسیر آوایی آنها به صداهای نزدیک چه از حیث حرکت ( ملودی) و چه از لحاظ جنس ، نخستین قدم در اسکان ایده های صوتی و تصویری از جهان فکر میباشند و این قاعده گفتمان موسیقایی را به جهان پیمایی بی شرط تبدیل میکند که منجرب به خلق عناصر بی همتا خواهد شد .
مثلا اگر قرار بر افزایش تحرک ( شتاب ) در شکل یک عنصر باشد میتوان به جای سرعت بخشیدن به جان صدا ، تندای جریان زمان ( تمپو ) را دستخوش تغیر کرد و بآسانی تمام رهسپار جهان آینده و گذشته شد . این یعنی چیزی که باید با تخیلی نشان دادنش به چشم ها باوراند ،از طریق گوش ها با طبیعت فکر همخوان تر است، زیرا حواسی که از طریق موسیقی شما به ذهن مخاطب القا میشود زمینه ساز جریحه دار شدن تمام اندوخته های یک ذهن در حد و اندازه ی همان فکر میباشد .
پس نتیجتا بهتر است تا سعی کنیم از طریق گفت و شنود های فکری ، عناصر را در جهتی خلق کنیم که اولا به صداها تفکر ببخشد و در ثانی از شرح حواس آن جای نماند .
@Solfamin
#کارگاه_فلو_سازی (3)
از گذر مطالب پیشین ،میرسیم به جریان کلمات و چینشی که از پشت سر هم قرار گرفتن صداهای منظور شعرمان بدست می آید ، یعنی عنصر #توالی_در_لحن .
این عنصر پس از آنکه شما لحن (صفتی کیفی بر مبنای طول و تاکید هجایی در واژه گان ) مشخصی را بر سر یک واژه تایین میکنید ، با بررسی کلمات هم سایه و یا هم شکل (مثلا قافیه ها ) ، به شکلی تداوم همان #لحن را پیگیری میکند.گفتیم لحن یک صفت است ، از طریق یک راه حل ساده میتوان نتیجه گرفت کلماتی که بستر معنایی آنها مشترک است ، یک منظور واحد را میرسانند و اگر بتوان صفت و حالتی را در بیان آن منظور پیدا کرد ، آن #صفت قابل تعمیم به تمامیت بستر موضوع را دارد.
اما نکته بعدی ، مقیاس و اندازه این صفت بر سر واژگان هم معنا یا همبستر میباشد که تعین میکند کدام واژه با چه شدتی از لحن ، اجرا شود . برای پاسخ شما اینبار باید واژگان را کلمه به کلمه و بسیار کند با صفت مشترکشان مقایسه کنید ، تا مسیر لحن یا همان جریان خواندن شکل بگیرد و با آن صفت ، روح واژه را در اجرای آن جریحه دار کنید .بسته به توانایی کسبی و تجربی هر فرد امکان نفوذ در جریان هجاها نیز وجود دارد که جای مناسبی برای تمرین روزانه هر آرتیست حرفه ای میباشد .
پایان قسمت سوم کارگاه آموزش فلو سازی
www.telegram.me/Solfamin
#سوالات_کلیدی_پنهان (1)
آیا موسیقی رپ ،موسیقی برتر است ؟
در موسیقی رپ ، ما از صداها زیبایی طلب نمیکنیم ، بلکه فکر تولید میکنیم . تولید فکر با فضای ذهنی و باور های قلبی یا همان اراده وجودی ما شکل میگیرد ،پس من باید بدانم که چه چیزی در کجای فکرم میگذرد و چه میزان ابزار برای تهیه آن لازم است ، که مصالح فکری شما میشود تمام توان قدرت فکرتان در پایگاه داده های ذهنی ، مانند تجسم و شنیدن .
اما چگونه از صدا باید فکر تولید کرد ؟
به زبان خیلی خیلی ساده و بنا به یک اصل ساده تر ،
اگر #نقطه_طلاقی_تصاویر_ذهنی با شنیده های فکری را به انجام یک فعل نزدیک کنیم و انجام آن را از صداهای موسیقایی مان طلب کنیم ، از سوی انفعلات صوتی ، اندیشه ای بجریان گذاشته میشود که بازتاب همان فرایند #تفکر است .
یکی از دو متغیر این نظریه ، یعنی همان خط شنیداری ذهن ، باید بی قید و شرط از فرامین فکری ، همواره مانند قلب یک انسان در تپیدن باشد ، که به آن بعد زمان میگویند زیرا شنیدن بدون گذشت زمان تقریبا محال است و این فرق تمام جریان موسیقی با کلیت هنرهای دیگر است ، اما فاکتور دوم یعنی #ذهنیت_تصویری ، از آن جهت که دیده های تجربی ما به انجام کار واقعی مربوط است ، هر چه بیشتر در مکانش اتفاق باشد واقعی تر است و این نشان از بازی بازوهای فکر از نگاه اندیشه دارد .
www.telegram.me/Solfamin
#کارگاه_فلو_سازی (2)
بیت (ضرباهنگ) مجموعه ای از عناصر پیوسته ، اعم از ریتم ها و ملودی های جاری ای میباشد که با اولویت های خاصی طبقه بندی شده اند ، آنجا که ریتم بالا تر است ، لحن شکسته تر و آنجا که ملودی منظور جریان باشد ، لحن اجرا ملودیک تر است . این قاعده به سادگی نشان میدهد که تمامیت رپ ، شکسته خوانی نیست و بخشی از صنعت رپینگ به خوانش روان و بدور از بالا پایین شدن های مکرر متن به اجرا گذاشته میشود.دقت داشته باشید که فلو ، مشتق شده ی اجزای یکی از همین نوع عناصر است ، برای نمونه فلوی کوبشی از کوبش کیک ها و جای هجاهای کوتاه و کشیده صحبت میکند و اینجا دقیقا مرز یک #فلو با اجزای عناصر ضرباهنگ میباشد.
Rap (rhythm & poem )
قاعده ریتم و شعر
هر شعر وزن و ریتم مخصوص به خودش را دارد ، پس با این حساب واژه #ریتم در این معنا ،گزارشی از جریان یک ریتم خارجی به نام #فلو را میدهد .این ریتم یا از جذب یک جز (مثلا ریتم ملودی ها ) به دست می آید و یا از ترکیب دو یا چند جز در دسترس .در مقالات و نوشته های گذشته دیدیم که چگونه میتوان از ضرباهنگ بعنوان یک مسیر منسجم در ساخت های فلو سازی ایده گرفت.اگر آهنگساز ایده های فلو سازی خود را از طریق ضرباهنگ بجا بگذارد ، به اجرا تنوع داده است ، و راهکار آن هجا خوانی های متفاوت در زمان ساخت یک اثر موسیقایی میباشد .بطوریکه آهنگسازان ابتدا با طراحی انواع ضرب و ملودی، فضای بیکرانی از کنش و واکنش را بین عناصر ایجاد کرده و پس از آن به حرکت فلو اندیشه اضافه میکنند .در مسیر جهانی شدن رپ فارس پیش از رپر ها ، نیاز به دانش آهنگسازی به سبک جهانی بسیار اولویت دارد و اگر به مانند گذشته تنها به ساختن فضاهای بی نشاط و بی تحرک ادامه بدهیم سهم چندانی از میدان های جهانی نخواهیم داشت.
پایان قسمت دوم کارگاه فلو سازی
www.solfamin.blogfa.com
https://www.instagram.com/p/BhRpxIvANQh/
یک نکته 👇 اساسی
متاسفانه باید بگم که اغلب دوستان ما ترجیح نمیدن چیزی در باب نکاتی که با هزینه های سرسام آور آموزشی کسب کرده اند ، به زبان بیاورند و ویدئو های آموزشی که تا به الان دیدم واقعا آموزشی نبودند و فقط و فقط کاتولوگ استفاده از پلاگین های بی مصرف رو دیدم و بس !
زمانی که بر روی روند تاثیرات تمپو بر عناصر موسیقایی پژوهش گسترده ای انجام میدام به شکل کاملا اتفاقی متوجه مساله ای بسیار جالب، در حوزه فیزیک صوت و حرکت ریتم بر بستر فضایی موسیقی شدم . تصور کنید ریتم شما با تندای 100 بی ام پی به سمت جلو در حرکت باشد ، تقریبا چیزی معادل 2.5 ثانیه در هر میزان.پس اگر شما برای نمایش فرمی پنج ثانیه زمان لازم داشته باشید با احتساب آن به دو میزان فضای موسیقایی احتیاج دارید که انجام دادنش موجب تداخل با عناصر بعدی خواهد شد که قطعا راه حل منباسبی نیست ،سوال اینجا این است که چگونه فرمی به اندازه 5 ثانیه را در 2.5 ثانیه باجرا گذاشت ؟ ،
مترونوم وسیله پرکاربردی هست و من برای جواب دادن به سوال بالا قصد دارم به شما بگم که در واقع اون مثل یک ذره بین کار میکنه ، دقیقا یک ذره بین .توجه کنید که هر چه عدد تمپو پایین تر باشه دقت شما روی فاصله دو صدا زیاد و زیادتر خواهد شد و این یعنی دسترسی به زمان های موازی بیشتر و خلق ریز ترین اتفاقات بر جهان چهار بعدی فیزیک ، اگر بی ام پی رو 60 بگیریم فاصله بین هر ضرب به یک ثانیه میرسه و برای نصف این مقدار شما دو برابر زمان خواهید داشت .
با این حساب اگرچه از دید ناظر بیرونی زمان با تمپوی ثابتی در حال جابجا شدن است اما با بالا کشیدن زمان های فرعی میتوان ، مقایس های دیگری از تمپو را هم زمان باجرا گذاشت . پس دائما با تمپو بازی کنید و با کشف زمان های جدید اتفاقات گوناگون را به حرکت بندازید و حرکت را واضح تر به نمایش بگذارید.
telegram.me/Solfamin
اگرچه شاید هرگز نتوان گزارش دقیقی از فعالیت هنرمندان زیر زمینی مبارز با جریانی موسوم به سیستم تهیه کرد ، اما میتوان با توجه به شکل و اندازه ی رپ فارس و جایگاه آن در جامعه جهانی اذعان داشت که دو فاکتور کلیدی این جریان ، یعنی محتوای عرضی سیستم و طول جهانی آن به هیچ شکلی با پتانسیل های موجود در رپ فارس همخوانی ندارند و شاهد آن هم نتایج ضعیف و ناچیزیست که بارها و دگر بارها شنیده ایم !
از حق نیز نباید گذشت که آگاهی شرط نخست در هر امریست و شاید هر از گاهی سخنان تامل برانگیزی از آرتیست های خوبمان در نگاه دادن به محتویات سیستم دیده ایم ، اما پس از آگاهی چه ؟ ، موضوع بعدی چیست ؟ ، چگونه باید از فرهنگ هیپ هاپ به مبارزه ای جهانی در این سطح دشوار از درگیری های درون ساختاری قدرت رسید ؟
جهان امروز جهان میلی ثانیه ها ست ، هر لحظه آن چندین اتفاق جدید است . اگر شما تمام تاریخ جهان را تا اوایل قرن بیستم جمع بزنید ، شاید بتوانید پایانی برای آن ببینید ، اما جهان در صد سال گذشته هزاران برابر تاریخ گذشته خود ، دچار تغیر و تحول گشته است . این اصل ، امر آگاه بودن را بسیار پیچیده کرده ، به گونه ای که نمیتوان حرف امروز را فردا تکرار کرد .
پس بحث تحلیلی سیستم هم که نباشد ،لازمه ظهور در پیکره نبرد های جهانی، فهم و شعوری در حد کلاس جهانی میباشد ، یعنی آرتیست باید ابتدا توانایی هایی ، فراتر از انتظار دیگران از خود به نمایش بگذارد که جز از طریق آگاهی دادن به خود و افزایش فن و طریق بحث و کسب تجربت های فراوان میسر نمیباشد .
موضوع بعدی فن موسیقی و ضرباهنگ رپ میباشد که متاسفانه هنوز که هنوزه هیچ جریان و تفکر قوی ای به شکل حرفه ای وارد جریان جهانی هیپ هاپ از سوی رپ فارس نشده است ،البته باید به نسل جوان و پرشوری که در آینده نزدیک به منسه ظهور خواهد رسید تبریک گفت، من از نزدیک شاهد بروز استعداد هایی هستم که قطعا حرف های زیادی برای به زبان آوردن خواهند داشت .با امید پیروزی و موفقیت برای شما عزیزان .
نفس و حقیقت نهفته در واژگان اگر با همراهی لحن یکی نباشد ، کلمات را از گوش می اندازند و میل مخاطب در شنیدن را مختل میکند.
در مقالات پیشین به کرات از واژه #لحن به عنوان عنصری کیفی که بر طول و عرض واژه تاثیر شایانی میگذارد یاد کرده بودم ، به شکلی که اگر رد ابر آرتیست های رپ رو دنبال کنید ،متوجه خواهید شد که بر خلاف مستعدین ، حرفه ای ها فلو را از لحن و گویش واژه مشتق میکنند ،زیرا لحن از تمام محتوای اجرا ، از اجزای ضرباهنگ تا دلیوری نهایی تاثیر میگیرد و به زبان ساده ، سخن وری فن اساسی در پیدایش فیزیک اجرای لیریک میباشد .
آیا سخنور خوبی هستید ؟ / میتوانید یک داستان یا قصه را به زبان روان باجرا بگذارید و در طول اتفاقات متناسب با اوج و فرود کار ، به بیان خود رنگ های حسی اضافه کنید و یا مثلا جای کلمه ای که باید تاکیدی تر اجرا شود را پیدا کنید ؟
رپرهای جوان و با انگیزه بسیاری را میشناسم که محتوا و اندیشه ی ساختمان شعرشان بسیار پخته و سنجیده است اما از اجرای خوب عقب مانده اند و شیرینی کلامشان را با اجرای نامفهوم به تلخی زبان میفروشند.
هیجان ، ترس ، وحشت ، قدرت ، غرور ، احترام ، آرزو ، غم ، نگرانی ، شور ، بی پروایی ،تعصب ، تامل، شکیبایی ،مهربانی ، زیبایی و خشم شاید گوشه ای از لحن های بیشماری باشند که شما در جریان لیریک خود با آن در ارتباط هستید و سوال اینجاست که شما توانایی اجرای این حجم از ترکیب را دارید ؟
یک راه حل حرفه ای و همیشگی برای اجرای صحیح لحن ،نفوذ در بافت خطوط لیریک است ، به این شکل که ابتدا با خواندن روان خطوط سعی کنید ،اولا حقیقت آن را به صفتی تشبیه کرده و آن صفت را در بیان خود به لحن برسانید ، این امر مستلزم بررسی تک به تک واژگان و حتی بررسی حرفی/هجایی آنان میباشد .
اهمیت این بحث را تا آنجا بدانید که بدون #لحن گیرایی سخنان شما ، هیچ مقداری ندارد.
اما باید بدانید که کمپروسر و معنای آن در لغت معادل عامل فشرده ساز ، گرفته شده است . پس محرک آن نیرو میباشد .این نیرو که از طریق حجم فضایی صوت بر اساس دسیبل اندازه گیری میشود تعین میکند که اولا حجم جهان صداها تا چه مقیاسی گسترده شده است و ثانیا چه مقدار فشار به مرز های این جهان صوتی در حال وارد شدن است .
#Battle_of_the_Robots
یک نمونه کامل از کارایی کمپروسر در مقیاس دادن به فضا میباشد . در این موسیقی من ابتدا با وارد کردن یک کمپروسر با اعدادی که اندازه گیری کرده بودم ، اولا فضا رو تا سه برابر با اعمال نیروی کمپروسر گسترده کردم ، و بعد طبل ها رو با استفاده از قوانین صوتی ، به گونه ای که با ریتم و اندازه ملودی ها تداخل ایجاد نکنه ، مستقر کردم و به راحترین شکل ممکن بدون دستکاری در طبیعت و جنس صداهای از قبل تهیه شده ، فضای کافی و لازم عناصر رو از کش و قوس فضا بدست آوردم تا فرایند میکس به مراتب آسان تر انجام شود .باز فراموش نکنید که خلاقیت تنها راه یادگیری عمیق و گشاینده مرز های جدید میباشد.
سال نو مبارک 🖤
چند جایی دیدم که عزیزان ، روش هایی برای آهنگسازی ، میکس و حتی تنظیم به شکل توضیحات نرم افزاری ارائه دادند که اصولا یا کارایی لازم رو ندارند و یا حتی مورد هایی دیده شد که کاملا نامربوط هستند و هنرجو رو دچار سردرگمی و کج فهمی کرده اند .
چرا باید تنظیم کننده های ما همه چیز بدونن جز اینکه خود صدا چیست ؟ ؟ ، انتخاب صدا از وی اس تی ها و چیدن پترن ها و دست آخر آرایش عناصر نامفهوم و نامربوط ، چقد به فهم ما از جهان موسیقی دچار شده که اصلا به جایی هم تا به حال نرسیده ؟
من نمیخوام قول بدم که همه شما نابغه اید و همین طور خیلی خیلی معمولی ، اما تجویز های سر دستی رو جدی نگیرید و خودتون راه گشای درکتان باشید ، چرا تئوری موسیقی با تمام غنایش از دست بیفته و شما هیچ وقت به راز و رمز سطحی صداها هم نیز دست نیابید ؟
یک مثال از اهمیت تئوری !
فرق یک آکورد سه صدایی با چهار صدایی تو چی میتونه باشه ؟
به سادگی روشن ست که در ابتدایی ترین جواب ها هم چیزی با عنوان #تحرک و #آزادی_ملودی های بیشتر شنیده میشه که در سطوح حرفه ای تر یک فایده چشمگیر از این دست آکورد ها در انتقال جریان یک #تم به تمی دیگر نمایان میشود .
اما شاید دوستان گله کنند که ما به هیچ وجه چیزهایی از این قبیل رو تو هیچ کتاب و نوشته و یا تصویری ندیدیم و این دقیقا به درک شما بر میگرده و مطمئن باشید هیچ کس از این روند آگاهی نداره که تئوری رو باید هزاران بار انجامش داد تا موسیقی بشود موسیقی !
به خودتون اعتماد کنید و اقدام کنید.
#کارگاه_فلو_سازی (1)
خوب است بدانید که #فلو گرچه مرکب از دو عنصر اصلی #ریتم و قافیه میباشد، اما محتوا و لحن گفتاری آن به شکل نامحسوسی بر روند شکل گیری فلو اثر گذارند ،به این شکل که شما هرکجا که شد ، نمیتوانید تندای ریتم کلامتان را تغیر بدهید ، زیرا شاید این روند بر محتوای رپ_نوشته ی شما اثر منفی بگذارد و جذابیت معنا را بکاهد و یا جامپ های سیلابی و تقطیع (برش-خوانی) ، اگر با لحن پویا و قدرتمندی همراه نباشند ، نیرویی را در جهت ادامه تولید نخواهند کرد و کاری به واقع انجام نشده است .
این مقدمه به اندازه کافی گویای اهمیت هماهنگی عرضی اجزای یک اجرای خوب ، میباشد .اگر شروع بحث را از ریتم ، بنیادی ترین عنصر فضایی موسیقی آغاز کنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که در موسیقی رپ به طور کلی ما با دو دسته ریتم داخلی و خارجی روبرو هستیم که نوع اول آن از بافت و آهنگ طبیعی واژگان بدست می آید ،یعنی هر واژه از تعدادی هجای سیلابی تشکیل شده است که زمان تقطیع هر بخش (سیلاب ) با بخش دیگر به شکل طبیعی برابر است ،
مثال 👇
به واژه انقلاب دقت کنید ، این واژه از سه سیلاب ان + ق + لاب تشکیل شده است ، به ترتیب یک سیلاب بلند ، کوتاه و کشیده .
گرچه طول هجاها با یکدیگر برابر نیست اما زمان تقطیع ، هر سه برابر است و شما با هر تندایی که این عمل تقسیم را انجام دهید این نسبت همواره ثابت خواهد بود .بنابراین کشش زمانی #هجا ی "ان" برابر "ق" و برابر "لاب" میباشد . اما موضوع بحث ما #فلو دقیقا با ایراد وارد کردن به همین شرط نسبی با خارج کردن فرم کلمات از #هم_زمانی بخش ها ، شرایط جدیدی را در اجرای کلمه بوجود می آورد که خوانش واژه از طریق یک ریتم خارجی را دست خوش تغیرات مختلفی میکند .برای نمونه با تولید هجاهای افزایشی موجب کند شدن ریتم و در نتیجه طولانی تر شدن زمان قرائت واژگان میگردد.
انقلا آ آ آ آ آ آ آ ب ، با کشیدگی هجای سوم خودش علاوه بر کند سازی جریان ادای کلمه ، با بالا کشیدن فضای زیر واژه ،یک پتانسیل خوب در رها سازی انرژی ها ترتیب بدهد .
به خط زیر دقت کنید 👇
(روی ضرب فست بخوانید )
تو زندگی میجنگم من واسه انقلاب
تو زندگی میجنگم من واسه انقلا آ آب
فلوی کششی بالا ، با سوار شدن بر سر واژه ، برخلاف جریان فست خوانش ، تندای اجرای کلمه را پایین می آورد و از دل فلوی فست ، زمان را کش می آورد تا زمان جادو شود .
پایان _قسمت_اول
www.telegram.me/Solfamin
#تکست
#موضوع
#تنظیم
#آهنگساز
#ملودی
#هارمونی
#تمپو
#آرایه
#استعاره
#تشبیه
#ساختارشناسی
#کنترپوان
#میکس
#ریتم
#قافیه
#رایم
#واکه
#صامت
#مصوت
#فلو
#استایل
#اجرا
#صداسازی
#گرافیتی
#بیت_باکس
#دی_جی
#وست_کوست
#ایست_کوست
#ترپ
#اولد_اسکول
#نیو_اسکول
#گرایم
#سوث ترن هیپ هاپ
#وحدت
#تکرار
#هرمنوتیک
#هنرمند
#هنر
#رنسانس
#ایلومیناتی
یک کارایی مهم بیس ، جایگیری در فضای زیر ، بالا و یا وسط ضربات کیک ها محسوب میشود که بسته به نوع تنظیم شما ،ضربه ناکوک و مهلک کیک را در خود جذب میکند و تعین میکند که ضربه کیک به کدام جهت از #فضا_زمان وارد شده است .
بیس به منزله آب اقیانوسیت که شکل موجش از پهنای ساحل قابل مشاهده است و خط افق دید شما از آن پایین تر نیست ، (کمتر از آن قابل شنیدن نیست ) ، که باعث جلو بندی صوتی در موسیقی شما میشود ، همانطور که آب اقیانوس به کندی جابجا میشود ، بیس ها نیز جز در نزدیکی کیک ها ، تلاطم چندانی ندارند و در هنگام فرود آمدن ضربه کیک ، بر روی نوار خطی صداهای بیس است که دستخوش تبادل موج و شکستگی ارتفاع میشوند .پس در تلاقی یک کیک و بیس ، شکستگی ، خم شدن و یا پایین آمدن خط بیس ،از انواع حالات ممکن میباشد که همگی بستگی به کیفیت و شدت ضربه وارد شده از سوی کیک دارد.
یک کیک محکم باعث پارگی خط بیس و نابودی آن میشود که اگر در زمان تنظیم به آن اعتنا نشود ، اعتبار کار شما به عنوان یک تنظیم کننده زیر سوال خواهد بود و صداسازی های منطقه ای باعث بروز جریان های قوی و به واقعیت نزدیک تر در کار شما خواهد شد .همچنین یک ضربه ملایم از سوی یک کیک ، باعث انحنای موقت سطح بیس میشود که شما با توجه به شدت و اندازه نیرو ، (ریاضیدان ها دقیق تر اجرایش میکنند) باید فرم آن را در تنظیم لحاظ کنید و نه تنها در این مورد که در سرتاسر موسیقی شما هرگاه دو عنصر با یکدیگر برخورد میکنند باید اثر ضربه و نیرو را از طریق تنظیم به جریان شنیدن گذاشت ، برای حرفه ای بودن باید حرفه ای نگاه کرد و هوش برتر کارسازترین اتفاق در بروز استعداد و خلاقیت از سوی هنرمند میباشد .
Mr Beat
www.telegram.me/Solfamin
ساده ترین تعریف ریورب ، به معنای بازگشت صدا پس از برخورد با یک مانع میباشد .صدای برگشتی آنقدر در محیط به شکل کاتوره ای جابجا میشود تا سرانجام انرژی خود را از دست بدهد و سرانجام از حرکت می ایستد.این پدیده موجب ترکیب صدای اصلی با ده ها و یا شاید صدها صدای دیگر از جنس و فرکانس خودش میشود و توده ای از صداهای فرعی را در اطراف صدای اصلی ( #منبع_صوت) بوجود می آورد که موجب لطیف تر شدن صدا و انعطاف پذیر شدن صدا میشود .برای مثال هنگامی که از صداهای مقطع و با فاصله استفاده میکنیم ،ریورب باعث پوشش فضایی موسیقی شما میشود و در مثالی دیگر هنگامی که یک صدای کشیده و خالص در فضا بجریان می افتد ، با افزودن اندکی ریورب می توان به آن حالت بخشید .
اما مهمتر از همه اینها ریورب یک عنصر کلیدی در آشکار سازی ابعاد محیط و فضای موسیقایی شما میباشد.به این ترتیب که هر چه ریورب با اختلاف زمانی بیشتری شنیده شود ،فضای موسیقی را پهن تر میکند و برعکس هر چه فضا کوچکتر باشد ،بازگشت صدا سریعتر اتفاق می افتد.این قاعده یکی از اساسی ترین مفاهیم در بحث تنظیم محسوب میشود که عدم توجه به آن موجب بی کیفیت شدن فضا و از دست رفتن تمام هیجانات و پویانمایی و خواص بیولوژی اصوات میشود.بله درست شنید صداها موجودات زنده ای هستند که به واسطه ریورب جان میگیرند.به زبان ساده یکی از نشانه های زنده بودن یک وجود ، شامل علائم و پالس هایی میباشد که به محیط اطراف خود ارسال میکند و اینگونه ریورب به دم و باز دم صداها کمک میکند و صداها را به موجودات زنده ای تشبیه میکند که به مصاف یکدیگر میروند.
از خواص دیگر ریورب در مساله صداسازی بسیار استفاده میشود.اگرچه بسیار سخت و مشکل است اما مقدار مشخصی از ریورب میتواند دو صدای هم گروپ را با فاصله کمی (در حد نانومتر) به هم بچسباند و مولد صداهای جدیدتر شود.همواره دقت داشته باشید که تا زمانی که فضای شما ثابت است اندازه و حجم آن نیز ثابت است ،پس میتوان با ریورب دادن به صداها ،صاحب اصلی فضا را مشخص کرد و تعین کرد که گشتاور حول چه صدایی در حال انجام است و چه صدایی دست بالاتری در رقم زدن جریانات را دارد.کشش و نیروی کشسانی فضا نیز از حد و اندازه های ریورب تعریف میگیرد که تنظیم کننده معادلات شتاب در #فضا_زمان میباشد .در بررسی خواص ریورب نکات بیشماری وجود دارد که با زیرکی میتوان از آنها خط گرفت.
#😁 Mr Beat
سلفامین رسانه اول آموزشی
👆👆👆
یکی از دلایل کم کاری و گوشه گیری و گاهی وقتها فراموش شدن زنان توی هیپ هاپ، عدم وجود شرایط برای رشد, بواسطهٔ مقایسه نامناسب اونها در محیط هیپ هاپ هست که این خود سد بزرگی در راه زنان شده. مقایسه نادرست و عدم آگاهی افراد منتقد از شرایطی که زنان در اون فعالیت میکنند مشکل اصلی در این زمینه هست. در واقع این عادی هست که هر مسئله ای برای منتقد اول باید کاملا روشن و واضح باشه و بعد درمورد اون اظهار نظر کنه؛ و موضوع مقایسهٔ فعالیتهای هیپ هاپی زنان از این قاعده مستثنی نیست.
یکی از موارد در اشتباهات مقایسه ای که اخیرا شاهد اون هستیم؛ این هست که توی ارزیابی کارها، اونها رو با یک جامعهٔ کوچکتر تحت عنوان "سایر آثار زنان هیپ هاپی" بررسی میکنند که این خود کافیست تا ،مثل وضعیت کنونی هیپ هاپ و بویژه رپ فارسی، شاهد فعالیت کوتاه و محصور،پسرفت و درآخر فراموش شدن زنان باشیم و متاسفانه همونطور که میشه به وضوح دید به تک جنسیتی شدن رپ عادت کرد.
و اما چه باید کرد؟
با بالا بردن میزان پخش و نشر و توجه به کارهایی که توسط زنان اجرا میشه و بیشتر در معرض نقد قرار دادن اونها مسلم هست که بیشتر به چشم بیایند وافراد بیشتری باهاشون آشناشده و مخاطب قرار بگیرند. و خب این طبیعی هست که اول با نقدهای خرد و بی تاثیر شروع شده و با روتین شدن پررنگیِ زنان، منتقدهای مطلع از شرایط پیدا میشوند. پرواضح است که وقتی کاری ارزش گوش دادن و بحث و تحلیل داشته باشد و به اصطلاح درحدی پر باشد که بتوان تجزیه کرد؛ در "پلی لیست"ها باقی خواهد ماند و دراینجا گوش مخاطب ما منتظر هنرمند میماند. والبته که با این ترتیب، جامعهٔ هیپ هاپ داخلی اول با هایلایت کار زنان فقط برای مدتی و در نهایت محکم شدن جاپای آن بدون نیاز حمایت ویژه ای، دوران جدید و مهمتری آغاز خواهد کرد.
سد راه این راه حل چیست؟
بهرحال هر فرضیه و گمانی، سدی برسر راه خود دارد و در اینجا، سدِ ما مغزهایی هست که به شرایط گذشته عادت کرده اند شرایطی مثل:
۱_ حمایت بیجا از آثار کم محتوا وخام ۲_عدم پذیرش اعضای نه چندان جدید یعنی زنان درهیپ هاپ، بعنوان اعضای اصلی و یکی از پایه ها و ده ها معضل و مانع دیگر برای توجیه پسرفت هیپ هاپ که در این متن بنا به ارتباط با موضوع، اکتفا میشود.
و در نهایت امید هست که با بدور انداختن حصار های ذهنی، جا برای پیشرفت همه اعم از افراد قدیمی ، دیده شده یا دیده نشده، و شروع بکار پررنگِ با انرژی و با کیفیت افراد کمتر دیده شده و مستعدین جوان در هر زمینه ای و البته باحمایت و فکر درست مخاطبین و سایرین عملی شود.
آرزو رضازاده
www.telegram.me/Solfamin
پیشتر در ابتدا خواندیم از انواع #قافیه های ساده و چند سیلابی . . . هم آوایی در شعر هماهنگی با ریتم را گسترش میدهد.بخشی از گونه ابزارهای مفید هم آوایی صعنت #رایمینگ میباشد.
#هم آوا بودن صرفا به معنای هم قافیه بودن نیست،بلکه حتی با اضافه کردن یک لحن مشترک بر سر دو کلمه متفاوت هم میتوان حس قافیه را برقرار کرد.به عبارتی صدای اجرای دو کلمه یا حرف اگر تشابه صوتی داشته باشد (محل جایگیری #استرس ، کشیدگی و فرکانس بیانی یکی باشند) ، حس هم نشینی اتفاق می افتند.
از آنجا که تم های مختلفی مانند ، احساسات ، شادی ها ، غم ها و افسوس ها و غیره . . . در جریان لحن به موسیقی میپیوندن ، این قافیه ها هستند که تم ها را به هم جوش میدهند.به زبان ساده وقتی که لحن در حال تغیر است ، معمولا لحن قافیه برای چندین کلمه ثابت میماند تا قدرت ربط پیدا کند.قافیقه را معمولا (عموما و نه همیشه) یا با کیک ها جور میکنند یا در نقطه تلاقی دو تم و یا در فرصت های ریتمیک دیگر .
نقطه تلاقی دو #تم آنجاست که لحن به بالا یا پایین تر از چیزی که بوده است برسد و هر چه شما به انتهای تم بیانی خود نزدیک میشوید ،زمان طلایی تر میشود و اجرای قافیفه جذاب تر میشود.سکوت دادن های مساوی در نقاط یکسان از دو تم خود نوعی قافیه مشروط به زمان است که گفتمان تم را تحریک میکند و فرصت خلاقیت را پیش پا میگذارد.
www.telegram.me/Solfamin
یک صدای تقویت شده از اجتماع دو، سه و یا تعداد بیشتری از صداهای تک فرکانسی دیگر را آکورد میگویند.
آکورد به نسبت ملودی ضخیم تر و تنبل تر است و معمولا با کششهای بلند و طولانی در جریان موسیقی قرار میگرند .از یک سو آکورد محل تقسیم صداها و از سوی دیگر امکانی برای تجمیع #لحن ها میباشد.در این حالت ملودی دلیوری یا همان منظور گفتمان های بین لحنی ، از جانب آکورد هاست.آکوردها از تسلسل یک دیگر ،ایده بزرگتری میسازند که بسیار شبیه به جملات عمل میکنند و با گره زدن چند تم #مکانی_زمانی ، یک لحن جهت دار را در سیر زمان پخش میکنند. به گونه ای که با افزایش و یا کاهش تم ها،دائما مسیر لحن را به تشدید و تضعیف میکشاند تا موج خیال و ادراک حسی انسان به امید ،غم، نشاط ،باور ، ایمان ، خوشبختی، لذت ، تنفر ، اعتراض و همه آنچه که نگفتم ،شکل بگیرد.یک معجزه دیگر آکورد ها ، زمانی که بر روی ریتم استوار میشوند آشکار میشود.نت پایگی جذب کیک ها میشود و همین جور جز به جز تا بالاترین سطح ممکن ،هر عضو آکورد با هر جز ریتم تناظر پیدا میکند که باعث هضم صدا و برطرف شدن خشکی ریتم میشود و موسیقی شما زمانی به لذت مینشیند که هر عنصر بکار رفته در آن یک زوج یا جفت موقعیتی یا زمانی داشته باشید.به یاد داشته باشید که تنها شخص یا موقعیت بالا دستی ماجراست که تنهاست .
Solfamin
جالب است بدانید که 👇😍
طبق نظریات آلبرت انشتین،در این جهان بعد چهارمی هم وجود دارد به نام #مکان_زمان .یعنی زمان مستقل از فضا نیست و ایندو به شکل نامعلومی در هم تاب خورده اند.
#تم های تک بعدی، دو بعدی و سه بعدی و در نهایت بعد چهارم ،(من اسم آن را بعد حرکت میگذارم زیرا با فضا و زمان در ارتباط است) جهان فکر را تشکیل میدهند.
طبق تئوری فضا که در حال پژوهش مستمر در آن هستم ،هر #تم آمیزه ای از چهار بعد فضایی میباشد که در مسیر فکر دچار حذف،تاخیر و یا گسترش میشود تا با تم های دیگر جوش بخورد و یا برعکس به کنش بیفتد.هر تم بنا به حالت وجودیش از درک ما از یک حد پایین تا یک سقف مقعول از حواس انسان نمود پیدا میکند و رساندن را دچار پیچیدگی های فراوانی میکند.بنا به همین حالت ،آهنگسازان معمولا همه تم ها را در یک حرکت به جریان می اندازند که باعث از دست رفتن کیفیت فضا میشود.بعلاوه #حالت_موقعیت یا زاویه دید ناظر از اتفاقات باید روشن باشد تا عمق هر اتفاق را در مغز صدا تکرار کند.مثلا برای کسی که در بلندی ایستاده است جهان دور دست هم وجود دارد و هم کوچک تر میشود که باید تابع تمام قوانین فیزیک کیفیت ها را همنهشت سازی کرد.
بزودی مقاله ای در این حیطه منتشر خواهم کرد و واقعیت تطبیقی فضا و موسیقی را به شکل گویایی به بیان خواهم گذاشت.
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
و اما پیامد های برجسته فلو در تکست نویسی به سبک ترپ ویژگی های خاص و قابل تامل برای تکست نویسی به سبک ترپ بوجود خواهد آورد. ترپ در سال 2010 بی مایگی اخلاقی فراوانی داشت. پدیده ای تا این حد جنسی، استیلای وجودی خود درباره زیبایی شناسی مرکب را از فرهنگ فلو و برتری های هنری جستجو می کند.
#ملودی
رکن اصلی ،فلو در ترپ محسوب میشود.این ملودی نتیجه ای از تقویت همان فرکانس های لحنی میباشد، #تقطیع و وصول دائمی صدا؛ چرخش آماج ملودی ها ؛ #سر_خوردن روی نت ها و دست آخر پوشاندن ملودیک بیت (به همین دلیل ملودی بیت ترپ خلوت است ،زیرا بخش مفید آن به خوانش ملودی از سوی خواننده بستگی دارد ) از جمله مواردیست که باید به اجرای فلوی ترپ دقت داشت.
#ریتم
به علت فراوانی اتکای ضرب بیت به جامپ بهتر است #فلوریتم ها را از ریتم ملودی مشتق کنیم.به ملودی گوش بدهید ،مثلا یک ضرب چهار تایی ،
لا لا لا لا
انواع کشش ها از ملودی استخراج کنید و به کلمات اضافه کنید ،
لا لا لا لا
لا ل___ا لا لا
دقت داشته باشید که اجرای ترپ تهیج کننده است بنابراین قدرت فلو شعر و جامپ زدن یکی نباشد. اگر جامپ ها را قوی اجرا میکنید ،فلو را مناسب تر و با شدت کمتری به اجرا بگذارید و بر عکس .
پس یادآوری می کنم که جریان خواندن در موسیقی ترپ کاملا وابسته به جریان ملودی (لحن ملودیک) است و در حوزه ریتم هیپ هاپ بیشتر به #جامپ های لیریک و فرهنگ فلو(به شیوه ممبال) تکیه میزند.
تکست نویسی ترپ
ساختار موسیقی ترپ از یک ملودی ثابت و دنیایی از ریتم های موکد شده به اجزای ملودی، تشکیل شده است.
نوشتار لیریک به سبک #ترپ
مرحله اول:
بهتر است از ضرب های ملودیک و نغمه های احساسی بیت و اوج و فرود ملودی ها شروع کنید (زیرا بنسبت ریتم ها، ثابت تر اند و باعث پرش های ذهنی نمیشوند ). به صدای ملودی گوش بدهید و با توجه به ریتم فلو آن تکست خود را نگارش کنید و طرح اولیه ملودیک، احساسی خود را بنویسید.
مرحله دوم:
اتکا به ضرب ها #جامپ
اینجا جاییست که شما باید به شکل کاملا برنامه ریزی شده ای، همتای تکست خود را وارد جریان قدرتمند #ریتم کنید. ریتم را به سه قسمت ( کیک، اسنر، هت و جایگیزین های احتمالی هر یک ،مثلا شاید به جای اسنر، لوپ کلپ (دست زدن) بکار رفته باشد )، تقسیم کنید. همانطور که روی ضرب ملودی اجرا میکنید،بازی با اجزای بیت را فراموش نکنید. گه گاه با جا خالی دادن اسنر ها و هت ها، روی کیک ها بخوانید، جامپ کوبشی بزنید و تنها روی هر کیک یک کلمه بخوانید. برعکس در موقعیت بعدی وارد #جامپ_کششی شوید و با دور و نزدیک کردن کلمات تندای ریتم را جابجا کنید.در برخورد با اسنر ها ( کلپ ها ) مرز کلمات را بشکنید و شکسته خوانی کنید. یک تکنیک فراوان رپ استفاده از جامپ ها و قوام های ملودیک است.
حتی از ترکیب این سه جامپ هم میتوانید جامپ های خلاقانه تری بسازید.مثلا زمانی که مشغول به جامپ زدن های کوبشی میباشید ،با استفاده از جامپ کششی و نزدیک کردن کلمات ،تعداد بیشتری کلمه اجرا میکنید و همه کلمات را بکوبید، یا با اضافه کردن یک جامپ چکشی، کلمات را ضمن کوبش ،شکسته و بریده اجرا کنید.
www.telegram.me/Solfamin
اجرا به همراه اتکا بر روی تنها یک ضرب ،ساده ترین تعریف برای صنعت #جامپینگ میباشد.
اگر شما از میان ضرب های ریتم ، حالا چه کیک، اسنر یا هت ، تنها بر الگو های یکی ،تکیه بزنید و از ضربهای دیگر جهش کنید، به این عمل جامپ میگوند.
جامپ کوبشی یعنی پیاده سازی کلمات بر روی کیک ها و تا رسیدن #کیک ها به یک دیگر فقط کلمه (معمولا قافیه) های جدا از هم شنیده میشود.
#جامپ_چکشی
چسباندن سیلابی کلمات به یک دیگر (منظور شکسته خوانی ) را جامپ چکشی میگویند.شکسته خوانی در این جامپ با فاصله افتادن بین هجا ها بسیار به جذابیت اجرای شما می افزاید
#جامپ_کششی
از کشیدن یا فشردگی حروف و آوای کلمات شکل میگیرد.مثلا با چسباندن دو کلمه به یکدیگر موجب تندا گرفتن ریتم میشود.
#لحن جامپ ها نیز متفاوت است و معمولا ملودیک تر از #فلو ظاهر میشود تا تنوع سازی صورت پذیر.
www.telegram.me/Solfamin
#گنگ
موسیقی ای با تم کیک های قوی،به خودی خود نشان میدهد که جایگاه قافیه ها درست با جای کیک ها یکسیت و فرم موسیقی هم معمولا تو سرازیری کیک هاست.
#اجتماعی
بی تفاوت از رنگ و قافیه ،به علامت نشان دادن ماهیت اعتراضی خود قافیه را روی ضرب ضعیف مینشاند.قافیه ها معمولا همان فعل های آخر جملات محسوب میشود.اجتماعی یک سبک معطوف به ضرب ضعیف میباشد.
#فان
یک فرم متکی به کیک و ملودی.معمولا قافیه را در جای تاکیدی ملودی اضافه میکنند تا با نیش خند لحن خود را مجدد تغیر بدهند.
#فلسفی
قافیه کلمه ایست که جمله به بیان آن مشغول است،با ضربه های اسنر و هت دائما تندای فلو خود را عوض میکند و باعث جامپ میشود.جای قافیه معمولا روی کیک میباشد.
www.telegram.me/Solfamin
نوعا یک #جامپ محسوب میشود که با آغاز بیت،ریتم را به تکست میچسباند.استارت قوی ،یک بحث فنی در زمینه موسیقی رپ محسوب میشود. خیلی مهم است که چند ضرب نخست خواندن شما کاملا چفت ضرباهنگ باشد و بعد از آن وارد جریان خواندن (#فلو) شوید،
این جامپ اگر متکی به کیک باشد بهتر است با یک قافیه تکست آغاز شود.اگه از وجود اسنر باشد شما باید ریتم را شکسته آغاز کنید .و اگه با #هت ها شروع شد کافیست تکست را با ضربه های هجه ای، سیلاب زده کنید و به نرمی کار خود را آغاز کنید.
درباره تکست نویسی و تکنیک های آن گفتگو کنید؛ با رسانه سلفامین در فضای مجازی همراه باشید.(موج سوم هیپ هاپ)
INSTA ID: official Solfamin
"Telegram ID @SOLFAMIN"
موقعیت ویژه ای از جای گیری اصوات در کنار یک دیگر میباشد. یک ریاضی مرموز از فاصله های متوالی. دنیایی ناشناخته از قواعد همیشگی که منشا هزاران تازدگی می باشد.اما این ساختار منسجم پتانسیل های عملی بسیار پایینی از خود نشان میدهد.در واقع اگر یک گام به شما بدهند و از شما بخواهند مطابق آن ،چیزی را بسازید،یک خواسته کاملا عجیب و غریب محسوب میشود، بیایید نترسیم و با آزمون خطا ،به ساخت موسیقی نزدیک تر شویم، برای شروع به جای آنکه از توالی نت ها گام بسازید ،#تم بسازید.به این شکل شما میتوانید اندیشه های خود را یادداشت کنید و از دل آنها موزیک بسازید.
#اما_چگونه_تم_بسازیم ؟
یک صدا را انتخاب کنید و آنقدر به آن فاصله های متوالی اضافه کنید تا شخصیت صدا مشخص شود.از نت دو شروع کنید و به سراغ نت می بروید و بعد از آن به نت لا بروید و این کار را آنقدر انجام بدهید تا یک ملودی از جریان فکر خود بسازید.سپس با گوش دادن به این تم انواع تیپ #ملودی را استخراج و در موزیکتان به کار ببرید.
بجای آنکه یک گام موسیقایی را بین دو صدای هم نام در فاصله اکتاو بنویسید،یک گام موسیقایی را بین دو اکتاو یا حتی سه اکتاو نت برقرار کنید و تم های ذهنی خود را ،بالا رونده و یا پایین رونده ،نت به نت بسازید و به جلو بروید.
به همین آسانی !
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
موسیقی ژانر رپ( Hip hop music )
بیش از آن که درگیر هارمونی ها و ساختار های پیچیده تئوریک باشد،معطوف به کوبش ها و ریتم های مهیجیست که کاملا در راستای مضامین اعتراضی و اجتماعیست. اصلی ترین محوریت(Ultimate Value) این سبک کیک ها و آبجکتیو های محرک میباشند،کوبش از اساسی ترین و حیاتی ترین عناصر یک ریتم رپی محسوب میشود که نماد فریاد یک انسان دردمند و یک وجدان بیدار و بسیار پریشان از شرایط پیرامونی و اجتماعی میباشد.
متاسفانه تا بحال هیچ سند و مقاله ای در متن و وصف حالات موسیقی ژانر هیپ هاپ در طی این مدت که بیش از پانزده سال از ذات پیدایش آن در ایران میگذرد نگاشته نشده است و این شفاهیات سینه به سینه انتقال پیدا کرده است.این مقاله یک نگاه تحلیلی بر جز به جز عناصر مصرفی در یک موسیقی رپ دارد.به زبانی ساده به دنبال جوابی برای چرایی حالات میباشد.
مقاله ای که در حال حاضر پیش دست شماست ،به شما در مورد عناصر و فلسقه درونی آنها به منظور آگاهی و درک مستقیم از چیزی که روزانه میسازید و یا گوش میدهید نوشته شده است.
فُرم
واژه فرم (Form) در لغت بمعنای شکل و ساختار و نظام…است (فرهنگ عمید/جلد دوم) و در موسیقی به نظام ایده های موسیقایی در واحد زمان گفته میشود.موسیقی فقط در قالب زمان موجودیت میابد،قالبی که در آن صدا ها آغاز میشوند،دگرگون میشوند و تکرار میشوند و پایان میپذیرند.( مبانی موسیقی/کیوان جعفر نژاد)
یکی از عناصر فرم موسیقایی تکرار میباشد،که از اصلی ترین لایه های موسیقی رپ(GAVE) محسوب میشود،اما چرا به راستی تکرار در رپ به این میزان دلنشین ومهیج است؟درحالی که در ژانر های دیگر،”تکرار” تم ها و موتیفهانشانه ضعف و بیخردیست.
گروهی آن را به نیازی این سبک از تضاد ها و واریاسون های عمیق و در یک دیدگاه کلی معتقدند، رپ به این خاطر که بسیار ناچیز است ، جایگاهی در علم موسیقی ندارد.
قبل از پاسخ دادن به این دیدگاه باید به بررسی یک تحلیل جامعه شناساسی پرداخت.
جامعه شناسی هنر موسیقی را یک فرهنگ اجتماعی و یکی از آداب و رسوم جوامع جهانی در نظر میگیرد.شرایط جهانی به گونه ایست که فاصله میان بخش های آن بشدت در حال کم شدن است ،یعنی ارتباطات و شبکه های جهانی بشدت در حال گسترشند و این موجب تحول در فرهنگ جوامع و ساختار و کارکرد اجزای آن میشود.(آنتونی گیدنز/از پایه گذاران جامعه شناسی در کرسی های دانشگاهی)
لذا وجود یک موسیقی جهانی و مشترک بشدت نیاز میشود،چیزی که وصف حال جهان امروز در هزاره سوم باشد،همواره آرمان ها سهم بسزایی در جهت دادن به فرمهای موسیقایی داشته اند،بلاشک مهمترین و بزرگ ترین خواست بشریت در این برههه از زمان استقلال و رهایی جستن از چنگال های بی رحم جهانخوارانی است که چشم بر روی شرافت و حقوق انسانی بسته اند و با بی شرمی تمام جهان را به زندان بان بودن محکوم کرده اند،آرمانهای رپ بدون جا انداختن یک “واو” بی شک همین بوده است و چند دهه مبارزه و دادخواهی این قشر در جلودار بودن(در خط مقدم مبارزه) قابل ستایش و تقدیر است.
کدام یک از انواع هنر اینچنین پتانسیل بالقوه ای به جهت آرمانگرایانه بودن خواست ها را دارد؟کدام نوع موسیقی به اندازه رپ میتواند جلودار جریان اصلاحات و تغیرات باشد؟
بلاشک رپ تنها هنریست( جدید است) که بیش از نیم قرن صدای انسان های آزاده بوده است،صدای مردان و زنانی که بیگناهند و شرافت آنها در گرو آزادیشان هست.
در پاسخ به دیدگاهی که در متن بالا مطرح شد ،میتوان گفت به هیچ وجه موسیقی رپ ناچیز نیست و کاملترین نوع هنر(مناسب با حال و حوای آداب اجتماعی امروز جهان) است.(هنری که در خدمت مردم نباشد بهتر است از پشت ویترین در موزه ها نمایان شود)
رپ به این جهت آسان (نه ساده) است که قابل فهم باشد،برخورداری یک موسیقی از فرم های پیچیده (به آن جهت که ملزم به زیبا آفرینی هرچه بیشتر میباشد) ومشکل (در انتقال فهم مشترک) در رپ یک ایراد است ،زیرا شنوده به دلایل گوناگون تحت تاثیر و نفوذ احساسات در جریان موسیقی قرار میگیرد که تعبیر آن در میان ملل مختلف به یک شکل نیست.به زبانه ساده میان دو نفر که تحت تاثیردو فرهنگ جغرافیایی مختلف به موسیقی جز گوش میدهند بدون شک تفاوت دیدگاه وجود دارد.رپ امروزه یک فرهنگ جهانیست و تفسیر آن در همه عالم نماد آزادی و سرکوب ظالم است. نماد در هم کوبش چهارچوب های نظام سلطه.پس میتوان نتیجه گرفت که تکرار طبیعت موسیقی رپ است و نه یک قانون مدون شده.این فرم هرچند در ظاهر مختصر و کوتاه است اما در میدان عمل تاثیر گسترده ای بر افکار جهانی داشته است،ساده اما پرمتحوا!
رپ از این نگاه خیلی به کتاب شبیه ،هنر یک کتاب در آراستگی صفحات و طرح روی جلد آن نیست (اینها تنها موجب زرق و برق هر چه بیشتر خواهند شد).بلکه در محتوای درون آن است.
موسیقی رپ بدور از زرق و برق موسیقیهایی مثل پاپ و تا حدودی راک و متال به کار خودش ادامه داده است و این سادگی موجب گرایش اکثریت نوجوان ها و جوان ها به آن شده است.
ریتم
قلب رپ با ریتم میتپد و صدای کوبشی که از آن بر میخیزد،قطع شدنی نیست.کوبش های پیاپی در همه جای ژانر هیپ هاپ شنیده میشوند.کوبشی شبیه به مشت های گره شده که نقطه توجه موسیقی رپ است.اگر کیک یک موسیقی رپ نکوبد اصولا اون موسیقی رپ نیست هر چند که اعتراضی باشد!فضایی که در موسیقی رپ ایران در طول چند سال اخیر شکل گرفته است اگر چه لحن اعتراضی،فلسفی دارد اما به یک جریان عملا بی اثر بدیل گشته است.زیرا یک جنگجو(رپر) تا زمانی میجنگد که صلاحش بجنگد(بکوبد)،کوبشی که در موسیقی رپ وجود دارد ،موجب انگیزه و برافروختن آتش جنگ در راستای آرمانهاست.فضای ناامیدی جای امید را در بین رپر های فارس گرفته است، رپ اکثریت ،در یک معنای روشن میخواهد بگوید:نجنگ،جنگیدن بی فایده است!
متاسفانه این عده کم هم نیستند و با تاثیر منفی که روی رپ میگذارند منجر به حاشیه نشین شدن رپ شده اند.
به عنوان یک آهنگساز به شما توصیه میکنم که تنها راه برانگیختن افکار عمومی در جهت آرمان های رپ دوری جستن از ریتم های سرد و اصرار ورزیدن به ریتم های سراسر مهیج و کوبش اهدافیست که سرانجام منجر به پیروزی خواهد شد.
کیک یک ترک رپ از بین تمام ژانر های موسیقایی بلند تر است،تا اول شنیده شود و اینکه نیمی از مردم جهان طرفدار موسیقی رپ هستند بخاطر همین جسور بودن و انقلابی بودنش میباشد.
وقتی یک رپر بین کیک های بلند از مشکلات جامعه حرف میزنه ،دردش بیشتر به دل میشینه،نه ببخشید، دردش تو سرش میکوبه!این چیزیست که منجر به انفجار و بیداری مغز ها خواهد شد،کوبش میفهمونه که شما کاملا جدی هستید واین باعث میشود شنونده کاملا به حرف های شما گوش بده ،یک فرصت طلایی برای انتقال و آموزش هیپ هاپ!چیزی که از ابتدا مد نظر رپرهای آندرگرند(UNDER GRAND) بوده است،اونا معتقد بودن افکار هیپ هاپی میتونه مقدمه تغیرات اساسی در یک جامعه باشد.
از سال ۲۰۱۲ به این سو یک جریان موسیقی از جنوب امریکا تحت عنوان موسیقی ترپ شکل گرفته که متکی به ریتم ها ی کوبشی و متغریست که زیر سایه یک تم تکرار شنونده ،منجر به شکل گیری یک تئوری قوی در مورد کابرد ریتم در موسیقی رپ شده است.اصلی ترین مشخصه ان کیک ۸۰۸ میباشد که با ک
چیزی که خیلی سریع جای خودشو بین آهنگساز ها باز کرده و چاشنی خوشمزه هیپ هاپ تو خیلی از ترک های هیپ هاپی شده.
ترکیبات ریتمیک ترپ بر خلاف گذشته که بکل ثابت بودند در محتوای اسنر ها و های هت ها دستکاری کرده است و با چینش و جابجایی گه گاه سریع آنها جریان و هاله موسیقی رو دست خوش رنگ آمیزی زیبایی کرده است که البته همچنان در این موسیقی همان عنصر کوبش با شکل قوی تری حضور دارد و ریتم کیک ها همچنان بر کل جریان موسیقی میتازد.ترپ با تغریاتی که اعمال میکند موسیقی رو از اول تا آخر توسط ریتم ها دچار تغیرات کوچک و گه گاه بزرگی میکند.
در مقایسه با دوران قبل(اولد اسکول) میتوان گفت در گذشته ریتم ثابت بود و ملودی ها و هارمونی ها بیشتر تحت تاثیر تغیرات قرار میگرفتند اما در موسیقی ترپ ما با یک جریان ملودی ثابت( و یک هارمونی کم رنگ ) روبرو هستیم که لابلای موجی از ریتم های مهیج شنیده میشود و بمراتب جریان موسیقی ترپ زیباتر از قبل و محکم تر از همیشه آرمانگراست.
آبجکتیو و اشیا در گذشته برای تنوع در ریتم ها (مانند صدای آژیر ماشین پلیس،شلیک اسلحه،جیغ…)بسیار مورد استفاده بودند اما امروزه بدلیل چند لایه بودن ریتم ها احساس و نیازی به وجود آنها دیده نمیشود مگر برای فضا سازی در لابلای موسیقی یا برای نشان دادن یک سناریو(متن ) قبل یا در وسط و یا در انتهای ترک.
بیت بوکسینگ (beat boxing) یا اجرای همزمان ریتم و ملودی یکی از انواع دارم کیت های ملودیک است که زیرایی آن به سبب عامل انسانی قابل کنترل است و بی تردید یکی از عناضر فرعی ژانر هیپ هاپ میباشد.قواعد بیت بوکسینگ و ریتم نویسی به وسیله هجا ها امروزه بیش از پیش این هنر زیبا رو مورد توجه قرار داده است.
مِلودی
جریان ملودی در موسیقی رپ همواره به جهتی بوده است که تماما در جهت اثر بخشی بر روح و به چالش کشیدن فکر باشد،ملودی های کوتاه،کامل و اثر گذار که معمولا از ۲ یا ۴ میزان فراتر نمیروند،سادگی مهم ترین اصل در ملودی نویسی به سبک هیپ هاپ میباشد،ویژگی ملودی های هیپ هاپی بسته به ژانر و سبک بیت رپ متفاوت است.اما شکل عموم آنها برگرفته از یک آرپژ(نواختن نتهای یک آکورد پشت سر هم)میباشد که علت آن ریتمیک بودن و خوشمزه بودنش است.گه گاه ملودی های کوتاهی از سبک راک و جز با تغیر لحن وارد موسیقی هیپ هاپ شده اند.
فرایند ملودی سازی بسیار مهم و جدی است،ملودی باید قدرت به حرکت آوردن یک لشکر پونصد نفری رو داشته باشه،تا تاثیر گذاری حرفی که زده میشه پونصد برابر بشه!لحن ملودی باید شجاع باشه،مثل کوه پشت سر کیک ها بایسته و هم گام با موسیقی جلو بره،با توجه به حال و هوای کار نیاز به تغیر در گوشه هایی از ملودی وجود دارد.سعی کنید تغیرات رو هر چه بیشتر انجام بدید البته با توجه به اصول هیپ هاپیش،معمولا فرم ملودی بیش از آنکه از نظر زیرایی تغیر کند ،دست خوش تغیرات ریتمیک میشود.البته در موسیقی اولد اسکول ملودی ها ثابت بودند ولیکن تعداد ملودی هایی که شنیده میشد زیاد بود.شاید نزدیک به ۱۰ نوع ملودی مختلف شنیده میشد که با هم ترکیب شده بودند ،اما به هیچ وجه ساختار هیچ کدام تغیر نمیکرد،در واقع تحث تاثیر یک یا دو سیگل کامل(کادنس کامل) آکوردی چندین خط ملودی ساخته میشد و بعدا با هم ترکیب میشدند،بعکس در موسیقی ترپ ما در دور ترین حالت دو یا سه دسته ملودی بیشتر نداریم و تغیراتی هم اگر اعمال شود بر ساختار ریتمیک ملودی اثر مستقیم میگذارد.صدادهی ملودی های هیپ هاپی بیشتر پیرو الحانی فانتزیست که کمتر از صدای ساز- های زنده بهره میگیرد و اگر هم استفاده شود حتما با اعمال افکت های مربوط لحنی خاص و منحصر بفرد پیدا میکند.ملودی خط بیس در گذشته کاملا ریتمیک بود و در نقش یک حامی به کوبش کیک ها لحن میداد،اما امروزه خط بیس کشیده و با کمترین تغیر پشت صحنه ملودی ها و ریتم جای میگیرد و بیشتر نقش یک پَدِ بیس، رو در پر کردن فضا به عهده میگیرد.این ایده از دو جا سرچشمه میگیرد،اول آنکه صداهای بِیس به طور کُلی عقلانی تر هستند و بر خلاف صداهای زیر که احساسی اند، بیشتر انسان رو درگیر تفکر و اندیشه میکنند،دوم اینکه صداهای بیس بدلیل طول موج بلندشان اگر تقویت شوند موجب لرزش اشیا میشوند و به همه چیز جان میدهند!فلسفله این جان دادن ،همسو شدن تمام حواس و تسلیم شدن در مقابله با اَهدافیست که رپر تو حرفاش بیان میکند،اگه هنگام پخش یک ترک ترپ رو مبل لم داده باشید احساس قدرت و شهامت تا دلت بخواد بهت جذب میشه.(فقط خدا کنه که اون لحظه رپر ما هم سو از آرمان های رپ گپ بزنه)،یعنی صداهای بم در منطقه پایین اتاق پخش میشوند و به عکس صداهای زیر در فضای فوقانی اتاق.
ملودی هیپ هاپی شخصیت دارد!در واقع صدایی که ملودی را یدک میکشد باید نماینده یک حرف یا یک تجربه شخصی باشد،ما میدونیم که امروزه رپر ها سعی میکنند از واقعیت های خودشون تعریف کنند و چیزی رو بسازند که یا بچشم خودشون دیدند و یا به غلط یا درست بودن آن ایمان دارند.
لحن ملودی باید گویای همین مطلب باشد،تو موسیقی رپ ملودی هویت مشخص خودش رو داره و صدایی که قراره جریان کل موسیقی رو یدک بکشه باید برگرفته از فضای متن باشد(سناریو).اصلا انگار رپ ساده سازی شد تا فضا بهتر درک شه،یک تفاوت مهم دیگه بین موسیقی اولد اسکول و جریان موسیقی امروز این بود که در گذشته فواصل بین ملودی زیاد بود و سعی میشد از کلیت گام بهره کافی و کامل گرفته شود(به این دلیل که موسیقیدانان هیپ هاپ در گذشته بیشتر تحت تاثیر کاری سایر ژانر ها قرار میگرفتند و به تقلید از سبک و سیاق موسیقی پاپ و راک سعی در ساختن و نوشتن موسیقی داشتند)
اما در جریان موسیقی امروزی(مثلا ترپ) فواصل ملودیک کمتر شده است و در عوض ملودی با تغیرات ریتمی به مایه ریتم ها کمک میکند،که البته هنوز جا برای کار کردن در زمینه ملودی رپ بسیا زیاد است.آینده ملودی های رپ در حرکت به سمت موسیقی های گیم بسیار امید وار کننده است.ویژگی های بسیار مشترکی بین ملودی های گیم و ساختار آنها با نوار ملودی های هیپ هاپی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.
گِیم
آهنگسازی به سبک گیم و بازی یکی از دست نخورده ترین حوزه هایی هست که میتوان به عنوان یک منبع بی پایان به آن اشاره کرد،ملودی گیم چه در شرایطWAR (جنگ و اقسام مختلف آن) و چه در حالت MIND(بازی های فکری) برگرفته از تم های گوناگونیست که مشخصات آنها به شرح زیر است:
۱-ملودی ها اکثرا برگرفته از یک اکسپرسیونیسم(هیجان نمایی)متنی که بسته به حالات و شرایط کارکتر اصلی گیم در حال تغیر هستند، تاثیر میگیرند.
۲-فانتزیسم و تخیلی بود آن نشان از اتفاقاتی دارد که گویا جهانی(ایده آل ) دیگر در انتظار کاوش آن است.
۳-بر پایه زمان حجم میگیرد و کاسته میشود،لذا میتواند بیانگر شرایط کاملا واقعی از یک تجربه،اتقاق یا رخداد باشد.
۴-محوریت و چینش آن بر اساس اولیت هاست ،که سراسر درگیر تنش ها و برخوردهای محیطیست و به معنای واقعی کلمه حقیقت متن است.(زبان کل جریانات و اتفاقات است)
با یک نگاه کنجکاوانه میتوان ریشه های بسیار زیادی بین ملودی های موسیقی گیم و آرمان های ملودی در رپ دید،اصل شخصیت سازی ملودی بر اساس تناژ صدای رپر چیزیست که باید مورد توجه قرار گیرد،هر قدر که ما به شرایط اتفاقات متن به وسیله آهنگسازی نزدیک شویم ،موزیک ما به جریان واقعی خودش نزدیک تر خواهد شد،یادمون باشه که پرداختن به ملودی در فضای گیم بیشتر از پرداختن در فضای فیلم و سینما در موسیقی رپ تاثیر گذار است،به دو دلیل:
اولا که فیلم بر اساس یک واقعیت دروغ ساخته میشود و آهنگسازان فیلم تحث تاثیر یک دروغ، احساس و عواطف را به خودشون القا میکنند.
ثانیا موسیقی فیلم در کل جریان فیلم ایفای نقش نمیکند و تنها در حضور اتفاقات سایه بر کل جریان میاندازد.
که موسیقی گیم در هر دو مورد بر خلاف گیم نه یک واقعیت دروغ است(اصولا واقعی نیست)و نه برش میخورد زیرا همانطور که گفته شد زبان فکر و بدن کارکتر،موسیقی گیم میباشد و اصولا در گیم کلام از طریق موسیقی و ابزار های پویا و فعال رد و بدل میشود.
بنابراین پرداختن به فضای موسیقی های گیم میتواند در روند کاری یک آهنگساز رپ موثر تر باشد و گیم میتواند صد در صد یک راه حل خوب برای آینده رپ و نوآوری در موسیقی ژانر هیپ هاپ تلقی شود،بیش از این پرداختن به موسیقی گیم از حوصله این مقاله خارج است و نیاز به پرداخت زمانی مجزا در رفتار شناسی این پدیده و تاثیرات دیالکتیک آن میباشد.
هارمونی
علم هارمونی نظارت میکند بر عمل حل شدن آکورد ها و اجزه میدهد تا ملودی(معمولا با یک فرود یا یک صعود ) به حیات خود ادامه دهد،هارمونی موسیقی رو کامل میکنه و بهش شکل میده و بر تمام اتفاقات و جریانات زیرایی نظارت میکند تا هیچ نتی در ملودی غلط نواخته نشود.دقیقا مثل یک سایه دنبال موزیک حرکت میکنه و روحشو زنده نگه میداره. (آکورد به نواختن چند نت به صورت هم زمان در یک واحد زمانی گفته میشود)در موسیقی رپ ،هارمونیزاسیون معمولا در یک یا دو سیگل آکورد خلاصه میشود،در گذشته بیشتر از آکورد های ریتمیک برای ملودیک کردن ریتم استفاده میشد .(داکتر دریDr Dre استاد استفاده از این سبک آکوردی بود)اما امروزه کمتر از خاصیت آکوردی در موسیقی ترپ استفاده میشود و به جای استفاده از آکورد در یک صدا ،به پخش کردن آکورد میان تمام اجزای موزیک توجه میشود.معمولا نت پایگی رو به کیک ها میدن و با تیون کردن کیک ۸۰۸ جریان ملودی همراهی میشود.در یک حالت دیگر با استفاده از کیک ها و خط بیس و ملودی و یک پد میدل(منتطقه صوتی وسط بین ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز) یک هارمونی در چهار لاین نوشته میشود.البته در بخش تنظیم میشه از روش های مختلقی در اعمال هارمونی استفاده کرد.استفاده از آکورد های ساسبند دو و چهار در ترویج حس شک و ترید بسیار گزینه خوبی در جهت مبهم شدن یک اثر هیپ هاپی میباشد.
آهنگسازی به شیوه هیپ هاپ در عین سادگی بسیار سخت و طاقت فرسا میباشد،چون شما باید چیزیو بسازید که شبیه هیچ کاری نباشد و این ایراد درستی هست،چون ملودی های هیپ هاپ خیلی کوتاه هستند و اگه قرار باشه تکراری باشن دیگه واقعا هیچ ارزشی ندارن،همینطور در مورد ریتم ها و سایر اجزا این امر صادق است.
بنابراین خلاقیت ،خلاقیت و باز هم میگم خلاقیت !تنها چیزی که اگه شما تو این سبک داشته باشید محبوب خواهید شد همینه،اما واسه خلاق بودن شناخت کافی بسیار لازم است ،شناخت از چی؟
یک آهنگساز هیپ هاپ باید به تمام سبک های موسیقی مسلط باشد و حد اقل یکی دو تا کار در سبک های مختلف داشته باشد،شناخت بستر های مختلف موسیقی برای یک آهنگساز
هیپ هاپ ،بسیار حیاتی است و او باید از موسیقی فراتر باشد و انواع هنر های مختلف رو تجربه کنه و یاد بگیره.یک ناخون فداکار باید داشته باشد و اونو تو تمام سوراخ های موسیقی و هنر فرو کنه!
فیلم ببینه و بر اساس اون یه تیکه آهنگسازی کنه،تجربه آهنگسازی تاتر بسیار به شما کمک خواهد کرد که درک درستی از اتفاقات متن و صحنه داشته باشید،یادمه وقتی برای اولین بار این حس رو تجربه کردم از شدت خوشحالی شبها خواب نداشتم! تئوری موسیقی یکی از ملزومات هست؛حتی رپر ها هم باید دنیبال یادگیری موسیقی باشند تا بتونن ارتباط موثر تری با آهنگساز داشته باشن و خواسته هاشون رو بگن.
متاسفانه اکثریت جامعه آهنگسازان هیپ هاپ بی سواد هستند و چیزی از موسیقی نمیدونن(این یک هشدار بزرگه!) و میخوان تا ابد حسی کار کنند،بهشون قول میدم که همیشه اندازه گوشاشون میمونن و بر عکس کسایی که از جان و دل موسیقی میخوون و کار میکنند فردای درخشان تری خواهند داشت.
امید وارم از خواندن این مقاله لذت برده باشید و محتوای فلسفی ژانر هیپ هاپ به خوبی آشنا شده باشید.
در پایان بررسی چند فاکتور مهم
در بیان تفاوت میان رپ و موسیقی راک و متال (دو موسیقی زیر زمینی )
(با دخیل کردن اصلاحات متنی /جامعه شناسی موسیقی –نویسنده:پوریا مفتون)
۱-در اجرای موسیقی رپ به هیچ وجه نیاز به حضور مبرم نوازنده ها نیست و خیلی راحت میتوان از نرم افزار های(مانند اف ال استودیو و گیتار پرو و …..) کامپیوتری به منظور آهنگسازی و تنظیم و میکس و مسترینگ استفاده کرد.در حالی که در سایر ژانر ها مانند راک و متال نوازندگی یک امر ضروری است و راهی که هنرمندان راک و متال (شاید نزدیک به ده سال) پیش میگیرند تا به قدرت نهایی برسند به هیچ وجه در موسیقی رپ معنا ندارد.
۲-در مورد موسیقی رپ ضرورتی به دانستن علم قوی موسیقایی الزاما وجود ندارد و آزمون خطا (ساختن و گوش دادن و مجدد ساختن) یک راه حل کلی برای جلو بردن پروژه میباشد. (البته به شخصه معتقدم این افکار به هیچ وجه با تئوری های اصیل هیپ هاپ در تضاد نیست ،اما دانستن تنوری موسیقی میتواند راهی برای دستیابی به آن چیزی باشد که در موسیقی رپ دستنخورده باقی مانده است)این در حالیست که در موسیقی راک یک تنوری کاملا قوی و راهبردی وجود دارد که بدون درک و فهم عالی آن هیچ کاری به سمت جلو حرکت نخواهد کرد.
۳-در موسیقی رپ احتیاجی به ضبط استودیویی ساز های مختلف وجود ندارد و شما به طور دائم با مجموعه ای از وی اس تی ها و سمپلر ها سر و کار دارید که پس از استفاده از میتوانید به راحتی از آنها خروجی بگیرید،در حالی که در موسیقی راک و متال به سبب وجود نویز حاصله از وسائل الکتریکی ،بجز در استودیو ها نمیتوان به کیفیت مطلوب و نهایی نزدیک شد.
۴-موسیقی رپ احتیاج به مکان خاصی برای تمرین ندارد(بسیاری از رپر ها از جمله دوستان خودم شب ها در کنار هم جمع میشوند و به اجرای فری استایل و گنگستا بتل میپردازند).البته وجود یک مکان خوب و عالی در پیشرفت مساله رپینگ بسیار موثر میباشد.اصولا فضای استودیویی برای موسیقی زیر زمینی بسیار مفید است،زیرا کیفیت نهایی کار رپر ها وقتی که در کنار آهنگسازان چیره دست کار میکنند بسیار با زمان قبل متفاوت است با این حال موسیقی رپ را میتوان با حد اقل ها پیگیری کرد.در حالی در موسیقی راک مساله تجهیزیات بسیار حیاتی و مهم است.
۵-اشعاری که در موسیقی رپ مورد استفاده قرار میگیرد به مراتب از قید و بند های شعری آزاد تر است و به خوبی با اصل موسیقی هماهنگ است،این در حالیست که هنوز که هنوزه هیچ پیوند خاصی بین اشعار متال و موسیقی آن شکل نگرفته است .
۶-با توجه به ریتمیک بودن مساله ریتم در شعر رپ ،طبیعتا تعداد کلماتی که در یک شعر رپ استفاده میشود چندین برابر سایر ژانرهاست،در مقایسه با موسیقی راک و متال که شعر در فضاهای مختلفی به ضورت ناپیوسته شنیده میشود و به شنوده خود فرصت بیشتری برای فکر کردن میدهد موسیقی رپ بر اصل معنا و تحکیم معنایی اصرار دارد.
و مهمترین عامل و مشخصه رپ آن است که به اندازه رگ گردن به مخاطب خود نزدیک است،چیزی که هیچ یک از صدها ژانر دیگر هرگز در دسترسی به ان موفق نبوده اند!
به قلم “شروین پاکزاد”
هر چه شما حواس بیدارتری داشته باشید ،ذهن قوی تری در ارتباط با فضای ذهیتان خواهید داشت و بهتر آن را درک خواهید کرد.
صدا سازی از طریق شنیدن
به فضای ذهنتان گوش بدهید ،جملاتی گه میشنوید را جمله سازی کنید و به دنبال یک لحن، فرکانس های ضعیفی را روی نحوه ادا آن جمله تاثیر بگذارید.
_هر_طور_شده_میگم
تا حالا دقت کردید که مهدیار آقاجاقی به چه شکل این جمله را ملودی سازی کرده است؟
این ملودی نتیجه لحن دادن به همان جمله میباشد.شما میتوانید به جملات ذهنتان از طریق تجسم صدا اضافه کنید و آن صدای که میشنوید را شبیه سازی کنید.
تجسم از طریق دیدن
حرکت ها و موقعیت را در نظر داشته باشید و از طریق لمس سرعت عناصر ،تندای ملودی،هجومی بودن یا نبودن در اجرای صدا و شادی یا غم را در جنس صدا پیدا کنید.
از طریق حس بویایی خود ،مشام ذهن خود را به کار بیندازید و با تقویت حس کاراگاهی خود ،ماجراجویانه همه #تم ها را بیابید و آزمایش کنید و صدای هر چیزی را به در آورید ،تلخی و شیرینی را در کام خود بچشید و بدنه اتفاقات را لمس کنید.
Solfamin
موسیقی فلو یعنی فن ساخت #لحن از استعاره سنگین به نام #تم (جریان ساخت موسیقی هیپ هاپ )
تم از لحن (حالت بیان) بالاتر است و از موضوع مورد بحث می آید(شامل ایده سازی های فضایی در ابعاد بالاتر یعنی نمایه سازی های تجمع یافته از عناصر قابل بیان ) . تم در لغت هیپ هاپ همان صفت یا اسمی است که اگر به یک صدای محیطی افزوده شود، لحن صدا روشن تر خواهد شد. پس لحن فنی ست در انتقال مجموعه ای از تم ها، مثلا موضوعی در باب قانون تم های جدی، خشک، پلیسی، سیاسی ، جنایی، که هر کدام یک تم غمگین انگیز با خود دارد.
#تشریح_
#فضا _ را_چگونه_در_ذهنمان_ببینیم؟
از میان رده تمام تم های مطرح شده در یک لحن ،یک بخش آنها از حواس پنجگانه ما می آیند و گروه دیگر از حواس فکری (اندیشه آگاهانه) نشات میگیرند. اندیشه محل تحلیل و براورد از عناصر کیفی و کمی فضا در قالب تم ها میباشد .کار او به این شرح است:
پس از آنکه تم ها را دریافت و در ذهن خود ذخیره نموده ، بر حسب اهمیت آنها را دسته بندی میکند و در یک زمان مشخص و واحد به شکل آنی از طریق یک صدا (در مرحله صداسازی) به لحن میرساند. اتفاق جالب درست در همین زمان رخ میدهد و شاهد زمان جادویی خواهیم بود. گرچه تم ها با تاخیر زمانی از گوشه و کنار به ما میرسند، اما اندیشه ما تمام آن اتفاقات را یک جا و با اولیت منظور آنالیز میکند و این باعث تقویت احساس در جریان موسیقی میباشد که با تحلیل های شخصی، به صورت یک #جعل ذهنی انجام میپذرید و چون کسی از فضای ذهن شما خبری ندارد، میتواند جعلی دروغین هم باشد. اما موسیقی رپ این جعل را بخودش راه نمیدهد و فکر دروغ با خود نمیسازد. موسیقی رپ موسیقی خلق جعل های هنری و واقعی است.
مثلا اگر موضوع فرار از دست پلیس باشد ، آنگاه لحن فرار ،از مجموع تم های
حرکت بسیار تند ،
حراس و دلهره ،
بحران روحی . . .
امید به آزادی
نفرت از قانون
شهامت و دلیری
استقامت در توان
گرفته تا صدای نفس نفس زدن ها و تیر اندازی ها و درگیری ها در یک زمان واحد به جریان می افتند .در واقع ما با چندین اتفاق از زمان های مختلف سرو کار داریم که باید بر حسب اهمیت (بستگی به منظور دقیق دارد)؛ آنهار روی یکدیگر و در زمان واحد از طریق صداهای ملودی شده یا نشده به اجرا بگذاریم.
#اما_چگونه_فکرمان_را_به_صدا_برسانیم؟
شروین پاکزاد
#هیچ_کس
خالق جریان فلو #رپ_فارس یا همان هیپ هاپ فارسی
سبک:گنگ
لحن:#کوچه_بازاری
رپر #سیاسی_اجتماعی، که با تکیه بر دانش به محوریت خیابان به عنوان عامه ترین لحن همه سطح پسند کار خودش را شروع کرد و آگاهی دادن به جامعه را محور صحبت های خود قرار می دهد.
#بهرام_نورایی
کناره گیری از جریان خیابانی رپ!
رپ را بر خلاف هیچ کس از عمق خیابان ها به درون کشید و معتقد بود که برای داشتن افراد سالم در جامعه، ابتدا باید سنجید و تغییرات را باید با افکار نو به نتیجه رساند و به جای آگاهی بخشی باید آموزش را (فکر کردن و فکر ساختن را) ملاک و سنگ جنبش هیپ هاپ قرار داد.
#علی_سورنا
بازگشت به خیابان
شخصیتی دانا و حکیم که قلم بهرام را به خیابان های هیچ کس روانه کرده است.سورنا با آگاه سازی اتفاقات از چرخه روزگار ،حقیقت را از تجربه انسان فراتر نمیداند و آموزش درک کردن را تفهیم کار خود میکند.
www.telegram.me/Solfamin
سه نفر از مردم اما هر کدام نخبه و فعال در هنر، سیاست و فرهنگ. این سه در مورد بازتاب موسیقی هیپ هاپ در جامعه ایران شناخته شده هستند و با ابزار یکطرفه و البته ایمن در حوزه فرهنگ هیپ هاپ و اجرای موسیقی ناب هیپ هاپی توافق نظر دارند. از نگاه مخاطب هیچ کس، بهرام و علی سورنا در یک مهمانی اوریجینال هیپ هاپ در حالیکه هیچ کس یک سر میز و بهرام را در حالیکه در آن طرف است و سورنا که با خیره گی بیشتری به اطراف نگاه می کند، شرکت دارند و فعالیت جدی هر کدام دال بر نظر شخصی خودشان است.
بعلاوه برداشتی که وجود دارد، یک سهگانهی فکری در رپ فارسی است:«خیابان/آگاهی» (هیچکس)، «اندیشه/آموزش» (بهرام)، و «بازگشتِ ترکیبیِ حکمت به خیابان» (علی سورنا). اگر بخواهیم همین روایت را منسجمتر و تصویریتر کنیم (همان مهمانی اوریجینال هیپهاپ که گفتم)، میشود اینطور صورتبندیاش کرد:
----------------------------------------
۱) سه رویکرد در رپ فارسی
هنرمند جایگاه/خاستگاه در روایت شما کلیدواژه ابزار اثرگذاری نتیجه در مخاطب
هیچکس خالق جریان «فلو» و زبان خیابان آگاهیبخشی لحن کوچهبازاری، گنگ، سیاسی-اجتماعی ایجاد حساسیت اجتماعی، همصدایی با طبقهی خیابان.
بهرام نورایی فاصله گرفتن از خیابان و رفتن به عمق ذهن آموزش/تفکر نقد ساختاری، فکر ساختن، سنجشگری تغییر نگرش، تربیت ذهن نقاد.
علی سورنا بازگشت به خیابان با قلم/حکمت درک/تجربه بیان شاعرانه-فلسفی، تبیین چرخهها، زیست انسانی فهم پیچیدگی حقیقت، آموزش «درک کردن»
----------------------------------------
۲) استعارهی «مهمانی هیپهاپ» (بازنویسی تصویری)
در مهمانیِ اوریجینال هیپهاپ، سه نفر از مردماند، اما هرکدام نخبهی یک میدان:
* هیچکس سرِ میز است؛ نه فقط از نظر جایگاه، از نظر «زبان». او جایی مینشیند که حرفش مستقیم شنیده شود: زبان عامه، ضربِ خیابان، و روایتی که برای بیشترین تعداد قابل لمس است.
حرفش شبیه تیتر است: کوتاه، تیز، جمعفهم.
* بهرام آنطرفتر ایستاده؛ انگار عمداً فاصله گذاشته تا شلوغیِ «شعار» وارد متن نشود. او در مهمانی دنبال همخوانی نیست؛ دنبال سنجیدن است. به جای اینکه فقط چراغ روشن کند، میخواهد به مخاطب یاد بدهد چراغ را خودش بسازد.
حرفش شبیه مقاله است: لایهدار، منظم، و گاهی سختخوان اما ماندگار.
* سورنا با خیرهگی بیشتری اطراف را نگاه میکند؛ چون کارش «تماشا» و «تعبیر» است. نه آنقدر بیواسطه مثل هیچکس، نه آنقدر جدا مثل بهرام: او تجربهی انسانی را از دل همان خیابان میگیرد، اما با زبان حکمت و شعر تحویل میدهد.
حرفش شبیه آینه است: کمتر دستور میدهد، بیشتر نشان میدهد.
----------------------------------------
۳) نقطهی مشترک و تفاوتِ اصلی ( “توافق نظر”)
نقطهی مشترک
هر سه، هیپهاپ را ابزار فرهنگیِ جدی میدانند؛ نه صرفاً سرگرمی.
همهشان روی «اثرگذاری امن و یکطرفه» هم قابل جمعاند: موسیقی بهعنوان رسانهای که هم میشود در آن اعتراض کرد، هم آموزش داد، هم آگاهی ساخت—بدون اینکه لزوماً نیاز به ساختارهای رسمی داشته باشد.
تفاوت اصلی
* هیچکس: «باید بیدار کرد.»
* بهرام: «باید یاد داد فکر کنند.»
* سورنا: «باید یاد داد بفهمند؛ و فهم از تجربه جدا نیست.»
#دلیوری
انتقال صحیح معنا
جمله پرسشی
من میجنگم واسه تغیر؟
رو در نظر داشته باشید،با جابجا کردن #استرس و یا #تاکید جمله بر روی کلمات مختلف،شاهد طیف وسیعی از حالات گوناگون بیانی در انتقال مفهوم خواهیم بود.
(من) میجنگم واسه تغیر؟
اینجا "آیا من"منظور جمله است.
من (میجنگم) واسه تغیر ؟
اینجا "آیا میجنگم# منظوره جمله است.
من میجنگم (واسه تغیر) ؟
اینجا " آیا واسه تغیر" منظوزه جمله است.
میبینید که با جابجا کردن جای استرس در کلمات برداشت محتوا میتواند کاملا متفاوت باشد.
برای پیدا کردن جای استرس(یا تاکید) در جملات باید به کلمه ای دقت کنید که بحث حول آن صورت میگیرد.
www.telegram.me/Solfamin
به معنای شکستن ضرب های میزان و ادمه کشش ضربهای ضعیف بر روی ضربهای قوی میباشد.(سنکوپ)
اصلاح نرم کردن ریتم به معنای رساندن #ضرب های قوی و ضعیف بیکدیگر و جلوگیری از افت و خیز ناگهانی ضربها.
برای نرم کردن ریتم کافیست تا شما یک #کیک (در دامنه منطقه ای ضرب قوی) در حوالی ضرب ضعیف اضافه کنید تا ریتم در منظری مخالف تاب بخورد و به شما این پوینت را بدهد تا ضرب ضعیف خود بدون افت در جریان ریتم ،بالا نگه دارید.
همچنین با اضافه کردن یک کیک ضعیف در انتهای منطقه ضرب ضعیف ،میتوان ریتم را برای اجرای یک ضرب قوی ،آماده کرد.
#نکات_طلایی_ریتم_سازی_به_سبک_هیپ_هاپ
www.telegram.me/Solfamin
گویش به نوعی زبان فرعی با دستور زبان و دایره لغات خاص از یک زبان اصلی و مادری دیگر گفته میشود.
مثل گویش های
مازنی
گیلکی
ترکی
لری
کردی
ترکمنی
و بلوچی . . . .
اما لهجه به نوع خوانش کلمات و اجرای دستوری زبان اشاره دارد که در بین تمام گویش های متدوال به اشکال مختلفی دیده میشود.
شیرازی
اصفهانی
تهرانی
مشهدی
یزدی
کرمانی و . . .
از انواع لهجه های گویش زبان فارسی محسوب میشوند.
بر خلاف گویش،لهجه به جغرافای کوچک تری تعلق دارد.
خوانندگی بر اساس گویش خاص
نیاز به یادگیری لغات محلی و هم نشینی با افراد خاص آن جغرافیا را دارد زیرا زبان یک موجود زنده در برقراری ارتباطاتات محسوب میشود.
خوانندگی بر اساس گویش ملی
بیان کتابی لغات ،یعنی به همان شکلی که واژه نوشته میشود خوانده میشود و لهجه از جریان خواندن حذف میشود.
چند راه متداول برای حذف لهجه از گویش
خوانش روزنامه
گوش دادن به سر خط خبر (چون با توجه و دقت بالایی گوش داده میشود)
دیدن فیلم های دوبله شده و تکرار دیالوگ ها به همان شکل.
تقلید صدای خوانندگان دیگر و بازخوانی روان و آهسته اشعارشان و در پایان مطالعه دستور زبان و خواندن فرهنگ لغت در آشنایی با گویش مورد نظر.
www.telegram.me/Solfamin
www.telegram.me/Solfamin
#Master_Envelope
یک بخش اصلی #سینتیزایر ها که در طراحی سیگنال صدایی مورد نظر فضای موسیقی شما مورد استفاده قرار میگیرد' فیلد #مستر_اینولاپ است که از چهار بخش
Attack,
Decay,
Sustain,
Release
در شکل کلی آن تشکیل میشود.
با کنترل کیفی و کمی این چهار بخش، شما میتوانید هر نوع صدایی را از صداهای کشیده (مانند پد ها) گرفته تا صداهای کوتاه تر (مثل رقص الکترونیک و یا ملودی های فرم زمینه موسیقی) را طراحی کنید و بسازید.
در بحث تنظیم شتاب زده عمل نکنید و سعی کنید بمانند یک خیاط عمل کنید تا یک فروشنده لباس.
پس بجای آنکه به دنبال صداها بگردید به فکر ساختن آنها باشید و خیالتان راحت باشد که ابزار ساخت صدا به شکل آسانی در اختیار شما وجود دارند.
و اینک بررسی چهار فاکتور اساسی قابل کنترل در ساختن فرم های گوناگون از هر صدا،
#Attack
به بخش آغازین هر صدا یا نت گفته میشود و در لغت به معنای (هجوم) میباشد.صدایی که اتک دارد با نرمی منحنی شکلی به سمت نهایی شدن حمله ور میشود.
نهایی شدن به معنای رسیدن پهنای فرکانسی صدا به آخرین ولوم تعریف شده.
#Decay
یا نابود کننده ،صدا را از حاصل برخورد دو چیز با یکدیگر (استارت قوی) به ما نشان میدهد که در بحث ساخت ملودی های الکترونیک به کار میآید.
#Sustain
یا پایستگی صدا که در امتداد دادن به صوت ایفای نقش میکند.در واقع ساستن دامنه پایداری پهنای فرکانسی را عهده دار است.
#Release
بخش فینال و پایانی هر صدا که از قطع ناگهانی آن جلوگیری میکند.
(سینتیسایزر ها یکی از ابزار های گسترده ساخت موسیقی با پنهای صداهای الکترونیک هستند که نوع نرم افزاری آنها به شکل #وی_اس_تی های پروگرام شده مورد استفاده قرار میگیرد. ) ،
www.telegram.me/Solfamin
#Loop
یک ابزار ساخت از موسیقی الکترو آکوستیک میباشد.ایده ای تکراری که ممکن است از یک الگوی ریتمیک ،بخشی از لحن یا یک ملودی کاملا مستقل مشتق شده باشد.
لوپ ها را میتوان از طیف گسترده ای از فناوری های موسیقایی از #ترن_تبل گرفته تا پروگرام های موسیقایی ساخت و پرداخت کرد.
#لوپ از کاربردی ترین ابزار های بسیار پر مصرف در ساخت و تنظیم قطعات ضرباهنگ رپ بشمار میرود که با توجه به شاخصه های سبکی مختلف ژانر هیپ هاپ ،از انواع مختلف آن در صنعت ساخت موسیقی استفاده میشود.
برای مثال در بحث ساختاری موسیقی #اولد_اسکول قبلا به تکراری بودن ضرب ها و تنوع در رنگ زمینه به شکل مفصلی اشاره کرده بودم،چیزی که دقیقا به شکلی بر عکس در موسیقی #نیو_اسکول اتفاق میفتند یعنی ریتم به حرکت میفتد و ساعت هارمونی از حرکت می ایستد
استفاده از لوپ های ریتمیک امروزه در ساخت موسیقی اولد اسکول یک امر طبیعی است اما در مورد هارمونی و ملودی یک امر کاملا اشتباه است،زیرا نیروی #تکرار هم چون اصطحکاکی توان حرکت (تنوع و #وحدت) را از ضرباهنگ شما سلب میکند و به نابودی میکشاند. پس بهتر است اگر مایل به استفاده از لوپ های هارمونی در ضرباهنگ خود هستید ،تعداد آنها را بیشتر کنید تا تنوع بخش ها حفظ شود.
در موسیقی نیو اسکول و مشخصا ضرباهنگ ترپ دقیقا عکس آنچه در اولد اسکول اتفاق افتاده است صادق است،یعنی رنگ آمیزی زمینه ثابت است پس میتوان از توان ابزاری لوپ ها بهره گرفت،اما چون ضرب و پالس ریتم در جریان تغییرات فراوان قرار میگیرد ،لوپ های ریتم کارایی ندارند مگر در تعداد بالا.
آنچه که بیان شد یک شرح عمومی بود از بکارگیری ابزار لوپ در #ضرباهنگ #رپ که قطعا در بساط انواع موسیقی ،سراسر متغیر است .
www.telegram.me/Solfamin
به جریانی منحنی شکل از افزایش تدریجی دامنه(بلندی صدا) و یا ارتفاع (نواک)صدایی سیلاب ها در کلمات #اتک یا اصطلاحا اتک #جامپ گفته میشود.
با افزایش منحنی اتک ،هر چه واژه به هجاهای پایانی خود حرکت میکند بر شدت صداهای واکه ای آن افزوده میشود. این نوع اتک بیشتر به عنوان جامپ در آغاز و پایان محدوده خطوط دیده میشود.
اتک چگونه اجرایی میشود؟
یک کلمه دو سیلابی (دو بخشی) را تصور کنید که از دو هجا با کشیدگی یکسان(سادگی مثال) تشکیل شده باشد.
برای مثال واژه "مردم"
در اجرای اتک بر این واژه باید به شکل نسبی سیلاب دوم، "دم" را با تاکید و صدای بلندتری به نسبت هجا اول آن یعنی "مر" به اجرا گذاشت.
به حالت کلی اتک مزدوج یعنی
توالی چند سیلاب که به شکل یکی در میان موکد اجرا شوند.
نوع دیگری از اتک ها
اتک های لاین هستند که با افزایش تدریجی صدا در طول خطوط همراه میشوند و حالات گوناگون این تکنیک در عمل هیچ محدودیتی ندارد.
اتک های ملودیک به شکل سر خوردن ملودیک هجاها پشت سر هم و یا حالت بالارونده در تجمیع سیلاب ها به کار میروند که به توانایی های اجرای بالایی از فنون نیازمند است که در پستهای آتی به آن خواهیم پرداخت.
www.solfamin.blogfa.com
هارمونی و نقش ویژه آن در پیوند رنگ های آکوردی ،یکی از بیشترین تاثیرات قابل اندازه گیری و تنظیم را در علم موسیقی ایفا میکند.هارمونی با تاکید بر نهایی شدن و به غایت رساندن هر جمله موسیقایی، نظم ویژه ای به بیان حالت ، احساس و عواطف مورد هدف میبخشد که هر چند متناسب با سبک های ژانری مختلف طرح ها و رنگهای مختلفی از خود ارائه میدهد ،اما اصرارش در نهایی بودن ،امری الزامیست.
این نهایی شدن با رساندن نت های آکوردی به نقطه قابل حل بر روی آکورد تونیک،تحقق بیشتری میگیرد.
در موسیقی اولد اسکول،
فرم هارمونی عموما با عددی بین 4 تا 8 آکورد ،رنگ آمیزی و برانگیختی احساسی را نشانه گیری میکرد و از متد کلاسیک هارمونی برای توالی دادن به چند آکورد و رساندن آن به تونیک ایده میگرفت.
اما در دوران نیو اسکول ،فرمی کاملا متفاوت از هارمونی ،باعث تغیرات گسترده ای در شکل گیری موسیقی رپ شد.
هارمونی اولد اسکول به علت درگیری کوچکی که با بیان عواطف و احساسات موسیقایی از طریق رنگ امیزی آکوردی داشت آنقدر که می بایست رپ باشد ،رپ نبود! رپ برای احقاق حق و بیان لحن اعتراضی خود با هیچ احدی سر شوخی نداشت و مغز تفکری رپ ،برای کور کردن احساس و لحن دادن به معنا ،قصد به حذف این رنگ آمیزی های احساسی داشت.
رپر ها میخواستند ثابت کنند که ما احساسی نیستم و کاملا منطقی هستیم و میدونیم چی میگیم.
دوران نیو اسکول
دوران حذف تاثیرات هارمونی بر شکل گیری رنگها و عواطف احساسی بود.
اصرار هارمونی در حل شدن و نهایی شدن جملات موسیقایی به هیچ وجه قابل تغییر نبود و حتی استفاده از کادنس های گوناگون هم هیچ تاثیری در براندازی این احساسات لطیف گونه نداشت.#هاردکور رپ را شاید بتوان نتیجه همین شکل از تفکر دانست.
در دوران اولد اسکول هارکورد رپ برای براندازی عواطف لطیف و اضافه کردن خشونت و سختی در رنگ آمیزی صداها به عنوان سبکی مشتق شده از هیپ هاپ بوجود آمد و ما شاهد دوران طلایی ای از آن در موسیقی رپ آمریکا بودیم.اما رفته رفته مشخص شد که خشونت ،نمیتواند مطلقا حقیقت باشد و چاره ای در اصل کار باید اندیشه شود.
تغیر در فرم هارمونی
پس از تغیراتی که در ضرب ،کشش و نگاه کلاسیک ریتم در دوران نیو اسکول بوجود آمد،نوبت به تغیر فرم در موسیقی رپ رسیده بود.
ایده ی بر اندازی رنگ ،به کاهش تعداد آکوردهای جمله ای معنی شد و رفته رفته نظرها جلب یک چیز شد,
و آن اینکه،
هیچ آکوردی به اندازه تونیک عطش به حل شدن بر روی تونیک را ندارد.
پس با تقویت نت پایگی گام،
#هارمونی_تونیک ساختار موسیقی رپ را از قید نشانه های عاطفی رهانید.
بیس های کشیده تونیک و آرپژ شدن نت های آکورد تونیک از نتایج فرمی همین نوع هارمونی میباشد.
www.telegram.me/Solfamin
شاید بتوان گفت هر قدر که از حوزه #فلوهای_کوبشی فاصله و به #فلوهای_چکشی و #فست در حال نزدیک تر شدن باشیم ،به موسیقی نیو اسکول نزدیک تر شده ایم.
بعلاوه نوع ضرب در نیو اسکول با مجری ضرب شناخته میشود ن با تعریف صرفا کلاسیک از تئوری ریتم.
به این شکل که حتی میتوان چهار ضرب متوالی قوی تعریف کرد و به این ترتیب نظام و ساختار ریتم در موسیقی اولد اسکول را دستخوش تغیرات وسیع فنی و محتوایی خود کرد.
سه فلو متکی به سه جز اصلی ماشین درام در رپ عبارت اند از:
فلو کوبشی:
اجرای موکد و حجمی کلمات روی ضرب های قوی (عموما #کیک ها) و عبور خطی از ضرب های ضعیف
فلو چکشی:
فرود ضربه ای و بالا آمدن کلمه به شکل حرکت چکش بر روی ضرب های ضعیف و نیمه قوی(عموما #اسنرها)
فلو فست:
اجرای قطعه قطعه سیلاب های درون کلمه ای بروی ضرب های قوی یا ضعیف و نیمه قوی فارغ از شدت ضرب(عموما به وسیله #هت ها)
بر خلاف دوران اولد اسکول که تنها از یک فلوی ریتمی به علت سادگی محتوای آن در ساختار موزیک استفاده میشد،
در عصر نیو اسکول اجرای هم زمان هر سه نوع فلوی کوبشی،چکشی و فست در متن کار قرار گرفتند و ساختار پیچیده ای از الگوهای ریتمی را به وجود آوردند.
www.telegram.me/solfamin
#ریتم
#اولد_اسکولاز میان رده تمام اصوات #ماشین_درام، سه تیکه پرکاربرد آن در موسیقی #رپ عبارت اند از
#کیک ها=K
#اسنر ها=S
#هت ها=H
در هر دوره ای موسیقی رپ از ترکیبات ریتمی مختلف خاصی بهره برده است واین روند تکاملی همچنان در حال گسترش و دستخوش تغیرات فراوان خود میباشد.
در دوران اولد اسکول ریتم ها از پیچیدگی خاصی برخوردار نبودند و شرح عمومی آن از این قرار بود:
ریتم 2/4
یک ریتم دو ضربی (یک ضرب قوی و یک ضرب ضعیف)
ساده ترین شکل از ریتم با ترکیب:
H-H-H-H H-H-H-H
K S
ضرب نخست کیک و ضرب دوم اسنر و در هر ضرب، چهار های هت به شکل مساوی،در کل جریان ریتم را به جلو میبرند که البته تقسیمات های هت ها را میتوان کمتر یا بیشتر در نظر داشت.
ریتم یاد شده یکی از پرکاربردترین ریتم ها،در حیطه موسیقی راک میباشد.برای خروج از این مشکل در دوران اولد اسکول در ابتدا با اضافه کردن کیک های بیشتر ،اکت کوبنده تری به ریتم نسبت میدادند تا هم کوبش لازم برای اجرای قافیه ها بوجود بیاید و هم جریان ثابت ریتم از حرکت نایستد و تا میزان ها قابل شنیدن باشد.
H-H-H-H H-H-H-H
k k S k
همین دو کیکی که روی هت های چهارم و هشتم اضافه شده اند پایداری ریتم را تا حد زیادی تقویت کرده است.ساختار #تکست نویسی و #فلو آن میتواند ترکیبی از هر سه جز ریتم باشد برای مثال ؛
فلو کوبشی آن متکی به قافیه ها،چکشی به اسنر ها و فلو فست آن متکی به های هت ها میباشد.
(طول هر خط لیریک ریتم 2/4 به طور معمول برابر دو ضرب است که البته تا چهار یا حتی هشت ضرب هم بنا به موقعیت جایگیری قافیه میتواند ادامه داشته باشد. )
4/4
رایج ترین ریتم تمام دوران های سبکی موسیقی رپ 4/4 میباشد.
الگوی ضربی آن به قرار زیر است
قوی- ضعیف-نیمه قوی-ضعیف
H H H H H H H H
k S K k S k
یک الگوی چهار ضربی از این نوع ریتم.
4/4 ،نسبت به 2/4 نرم تر و جریان خوندن متنوع تری دارد و برای تنوع در فلو شکل و رنگ بهتری دارد.
👇👇
به هر شکل کیک ها بازیگر اصلی دوران اولد اسکول هستند و اسنرها و هت ها با کمترین تغیری در جای خود ثابت شده اند و به همین علت است که ریتم های اولد اسکول از پیچیدگی خاصی برخوردار نیستند.
www.telegram.me/Solfamin
یک نوع دیگر از جامپ ها ،چسباندن دو یا سه کلمه به یکدیگر و اجرای سریع آن میباشد که تغیرات ریتمیک حاصل از آن ،فلو را از حیث ریتم دستخوش تغیر میکند و کشش های ریزی حاصل میگردد.
_ _ -- _ -- _ _
قمه جوره بکش
رو سر تن بدن این لاشیا
(ختنه سرن)
(چادر سرن)
سی ساله که ملت ما
(توجهنم)
(قدم زدن)
شکستن ، خرد کردن کلمه و اجرای سیلابی آن بشکلی که همه بخش های آن با یک شدت و قدرت اجرا شوند هم از جمله جامپ های ریتمیک محسوب میشود.
__- - - -______- - - -__
عاشق الفبا ،س ،ت ،قاف ،لام الف بعدش لام !
سلفامین تنها رسانه آموزش آهنگسازی و تکست نویسی به سبک رپ
www.telegram.me/Solfamin
مثلا اگر فلو شما #ایندینگ_رایم باشه،یعنی قافیه ها آخر خط باشند به شکل زیر ،
-------A
-------A
-------B
-------B
-------C
-------C
یک جامپ ساده،
برای تغیر در چینش قافیقه ها به اندازه یک خط به شکل زیر
D--D--D--D
D--D--D--D
میتواند برای جهش فلو به #اینترنال_رایم بکار برود ،
----E----
----E----
----F----
----F----
----G----
----G----
جامپینگ یک تکنیک بسیار قوی در برقراری انواع فلو در ساختار لیریک میباشد.
www.telegram.me/solfamin
#تکست نویسی
به سبک #اولد_اسکول
نگاه کلاسیک و ابتدایی به ساختار رپ در ابتدای پیدایش آن یک امر کاملا طبیعیست که با آغاز اصل پژوهش در هر ایده ای یکسان است.
ریتم اند پوئم Rap
بعضی آن را قاعده ریتم و شعر معنی کرده اند که از تلاقی یک ریتم خارجی و ریتم وزنی شعر بدست می آید. هر شعر بطور طبیعی وزنی دارد که موجب به جریان افتادن آن خواهد شد.اما در موسیقی #رپ_اولداسکول که منظور شکسته خواندن کلمات است ،یک ریتم خارجی بر کلمات سوار میشود که موجب تاکید گذاری قوی بر روی سیلاب های منظقه ای کلمه میشود.
این ریتم که از میزان 2-4 ،4-4 و گهگاه 3-4 یا 9-6 ،... نشات میگرفت یک الگوی ثابت بود که در سراسر #فلوریتم رپر شنیده میشد. طول مصرع های لیریک در اولد اسکول موزیک با یکدیگر برابر بود زیرا همانطور که گفتم قاعده شعر و ریتم بود و هنوز پایبندی به ارکان شعر نویسی وجود داشت. چه از حیث قافیه پردازی و چه وزن نویسی. در اواخر دهه نود میلادی الگوریتم های جدید شعر نویسی، رفته رفته پیدا شدند که بیشتر تاکید بر قافیه نویسی داشتند و در کنار ریتم، قافیه را به #فلو اضافه کردند تا تنوع سبکی بیشتری در ساختار لیریک بوجود آمده و قافیه پردازی کاربردی تر شود. بکار بردن قافیه های ساده، تک سیلابی، دو سیلابی و غیره، خشکی ریتم را از میان برداشت و دوران طلایی اولد اسکول را به یادگار گذاشت.
همزمان با رشد #آرایه های شعری منطقی پیچیده به محتوای متن اشعار اضافه شد و به این ترتیب رپ شکل سبکی خود را کامل تر از قبل پیدا کرد.آنچه که درباره ویژگی های تکست نویسی اولداسکول مطالعه کردیم بواقع یک رویای زیبا از شکلگیری صنعت رپ و گسترش آن بود که تا به امروز ترویج پیدا کرده است و بسیاری از هنرمندان دنیای قدیم و جدید هیپ هاپ درباره آن صحبت می کنند.
#هارمونی
#نیو_اسکول
برخلاف اولد اسکول در دوران نیو اسکول جملات هارمونی کوتاه تر و کادنس ها با تأکید بیشتری میل به حل شدن بر روی #تونیک گام رادارند.
اجزای ریتم در اجرای متنوع تر #فلو حائز اهمیت بیشتری هستند و چون اتکا فلو بیش از سیلاب گذاری ها بر روی حرکت کلمه است ،ملودی ها عموما ریتمیک تر از اولد اسکول اجرا میشوند و اجرای آرپژی آکوردها بیشتر مورد استقبال است که خود باعث خلوت تر شدن بیت های نیو اسکول از حیث پیچیدگی فرم میشود زیرا آرپژ ب تنهایی هم آکورد به حساب می آید و هم ملودی.
#بیس های کشیده وکیک های بیس دار جهتی استوار به ملودی ها میدهند.هت ها و به ندرت اسنر ها تندای فلو را جابجا میکنند و جایی برای تغیر در کشش #واکه ها را میافرینند که جذابیت سه چندانی به موسیقی رپ داده است.
بیایید فضای کاملا ساده را تصور کنیم تا قضیه ملموس تر شود،
میخواهیم برای صفحه ای که با قلمو آبرنگ، یک خط کوچک قرمز رنگ وسط آن کشیده شده است، صدایی در نظر بگیریم.
پس ابتدا باید کیفیت و کمیت فضا را بررسی کنیم و سپس آن را به شیوه قابل بیانی به صدای مورد نظر هدایت کنیم.
اگر خط آبرنگی ما با یک خم پهن آغاز ،کشیده و رفته رفته نازک شود تا در صحفه محو شود.
پس ما به صدایی نیاز داریم که با مقداری
attack(خم)
آغاز شود ،
امتداد پیدا کند (کشیده شود)
و از شدت آن تا حد صفر کاسته شود.(محو شود).
و از نظر کیفی با توجه به شدت رنگ، حالت قلمویی(نرمی محو شدن خط از هر جهت) و نازکی آن(پهنای قلم)،
جنس صدا را که همانا باید لطیف (حالت قلمویی) و زیرایی بالا(فرکانس های بالا حجم کمتری از فضا را اشغال میکنند) میباشد را انتخاب میکنیم و خود رنگ را از طریق ناحیه رنگی آن و جایگاه طیفی آن در میان رنگها (که طیف نور قرمز از همه رنگها پایین تر است) در ناحیه هزار تا دو هزار هرتز تنظیم میکنیم.
خب صدای آبرنگی ما ساخته شد و این یک مثال بسیار ابتدایی برای فهم صداسازی کافیست.
صداسازی یعنی به تصویر کشیدن کمیت ها و کیفیت های فضاهای مورد نظر ذهنی
شروین پاکزاد
www.telegram.me/solfamin
#هارمونی
#اولد_سکول
گام های مینور چون به نسبت غمگین تر از سایر مدهای دیگر موسیقایی تلقی میشوند مبنای بسیاری از ترک موسیقی های اولد اسکول قرار گرفته اند، جمله هایی با بلندای چهار و یا حتی هشت آکورد که هارمونیزه میشوند و با یک پاساژ از ریتم و ملودی و گهگاه تناسبات آکوردی ،بارها تکرار میشوند، ملودی کوردها (یا همان ملودی که از پایه آکوردها تشکیل میشود) گر چه کم رنگ اند اما بنا به اصل #بادی_ملودیا همواره پس از دو یا چند میزان به کرات با تغییرات اندکی شنیده میشوند،
(#بادی_ملودیا ؛ ملودی بر اساس جهت ویا برخورد و کنش کارکتر ملودی با اتفاقات داستانی وار که پایگی آن #گیم را یدک میکشد،گفته میشود.)
"ایران وطن مادری منه"
در فست خوانی ما به جای خوانش صریح این چهار واژه چهار سیلاب بیشتر نخواهیم شنید،یعنی :
ای - و - ما - م
البته به دلیل جذب صوتی سیلابهای تاکیدی هجه های مسکون نیز حرکتی همصدا با آن خواهند گرفت که هر چه تعداد هجا ها بالاتر بره تاثیر آن کمتر شنیده خواهد شد.
تمرین را با کلمات دو سیلابی شروع کنید و به واژه هایتان حرکت های مختلف را اضافه کنید،
دقت داشته باشید که لزوما سیلاب نخست نیست که به خود تاکید میگیرد و با ارائه الگوهای ریتمی مختلف #خلاقیت را به معنا برسانید
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
از فلو تعاریف زیادی ارائه شده و شنیدیم،#جریان خوندن و شیوه نگارش متن تکست موضوع عمده سر فصل فلو میباشد،
یک نگاه آکادمیک فلو را در قافیه و ریتم کلام تکست تعریف میکند و اصولا فلو را نه جریان خواندن بلکه در مسیر نوشتن قرار میدهد،
#فلو بر پایه وزن آزاد اشاره به گونه ای دارد که ساختار خط نویسی ،چه از بابت ریتم و چه لحاظ قافیه،از قاعده هجه های مساوی تبعیت نمیکند،
یک مثال معمول👇
رزمندم واسه رزم آمادم
شرمندم اگ بت باج نمیدم
در دو خط بالا که نوشته News ، تعداد مساوی هجه در ازای ادای هر دو خط لحاظ شده است،
اما در تکنیک #فلو با وزن آزاد موقعیت قافیه به طور خاصی غیر عادی (لنگ) به نظر میرسد،
دقت کنید👇
سابقه چی؟
واسه راه توی قلعه
داری میشی استاد
سواد
مثال چی؟
درد مضاربه
مخالف قالب ثابت قانون
گروگان خارجی
"قسمتی از تکست دد ددی از خودم"
شاید خوندن این وزن کمی مشکل به نظر بیاد،زیرا سکوت هایی در اصل ریتم لحاظ شده است که قابل شنیدن نیستند،
😊😊👇
Mr Beat
www.telegram.me/Solfamin
شروین پاکزاد
www.telegram.me/Solfamin
باید ممنون آقای هرتز باشیم که قوانین موج و مکانیک آن را وضع کرد.
همه صداهای یک گام موسیقایی را تصور کنید،
مثلا گام دو ماژور با صداهای ،
دو،ر،می،فا،سل،لا،سی،دو
را میشناسیم،
وقتی شما نت دو را به صدا میدهید به دلیل تناسبات مخصوص صوت ،همه صداهای گام ،با شدت کمتری نسبت به نت اصلی یعنی "دو" قابل شنیدن هستند که اصطلاحا به آنها نت های #هارمونیک میگوییم
این ناخداگاه میتواند منشا خلاقیتی در شما باشد.
اگر هر صدا از چند صدای هم جنس دیگر بوجود آمده باشد ،پس میتوان از ترکیب چند صدا به یک صدای جدید رسید.
فرض کنیم یک نت دو که باندازه یک ضرب کشش دارد را به سه قسمت با هر اندازه ای که خواستیم تقسیم کنیم و هر قسمت را به صدایی بسپاریم .
مثلا ،
قسمت نخست 5/8 صدا
قسمت دوم 1/8 صدا
و قسمت سوم 2/8 صدا
این ترکیب زمانی به کار میرود که شما دنباله ی صدای اصلی که بلند ترین قسمت صوت محسوب میشود را بخواهید ایده بدهید و رنگ خاصی از طنین صوت بسازید.
اما چگونه!
Master Envelope
یک بخش جدا نشدنی از وی اس تی های حرفه ای ست که برای تاخیر یا اندازه دادن به صدا به شکل نرمی که برای کل صدا در نظر گرفتیم کاربرد دارد.
با تاخیر انداختن در صوت و جمع کردن آن قبل از به پایان رسیدن ضرب دو فضای بکر برای ترکیب دو صدای دیگر آزاد میشود که شما نسبت آنها را به هر اندازه ای که بخواهید میتوانید تغیر بدهید.
شروین پاکزاد
www.telegram.me/solfamin