هنگامی که یک ریتم 4 ضربی را در کنار یک فرم آرپژ از ملودی قرار میدهید ، در لحظه های نخستین احساس خوبی از شنیدن تکرار آن فرم به شما سرایت خواهد کرد، اما به مرور این حس تکرار به یکنواختی عناصر موسیقایی و کهنگی بافت پیش گوش هایتان تبدیل خواهد شد. برای خارج شدن از این حالت ، معمولا آهنگسازان با افزودن عناصر پر شتاب دیگر(چه افزایشی و چه کاهشی) ، سعی بر مرتفع کردن این مشکل دارند . اما این راه حل ، تنها توانایی کاور کردن دارد و ضمن آن به شلوغی و آمیختگی عناصر هم خواهد انجامید . برای سادگی در بیان ، دو اتوموبیل را در نظر بگیرید ، که با سرعت 100 km/h در جاده ای صاف و هموار در حال حرکت اند . بنا به قانون نسبیت ، این دو اتومبیل نسبت به هم ساکن اند ، زیرا در هر زمانی ، همواره در کنار یکدیگرند و از هم فاصله نمیگیرند.پس اگر اتوموبیل اول را (حامل ریتم ) و دومی را (آرپژ ملودی ) فرض کنیم ، تا زمانی که این دو با یک تندا در حرکت باشند نسبت بهم ساکن اند و همین اتفاق باعث تکراری شدن همه مکان ها در هر زمانی خواهد بود.
حالا تصور کنید که این دو اتومبیل در حال کورس گذاشتن با یکدیگر باشند ،ریتم از ملودی و ملودی از ریتم دائما سبقت بگیرند و برای تصاحب قدرت ، دائما در فضا جابجا شوند ، حتی با بستن راه یکدیگر اجازه عبور دادن به یکدیگر را ندهند و مدام به هم بکوبند . همه اینها به شرطی اتفاق می افتد که شما بتوانید از صداها تولید فکر کنید و تفکر شماست که خواسته یا ناخواسته در رسیدن شما به شکل نهایی فرآیند تولید یک اثر موسیقایی ، تاثیر خواهد گذاشت .
و اما پیامد های برجسته فلو در تکست نویسی به سبک ترپ ویژگی های خاص و قابل تامل برای تکست نویسی به سبک ترپ بوجود خواهد آورد. ترپ در سال 2010 بی مایگی اخلاقی فراوانی داشت. پدیده ای تا این حد جنسی، استیلای وجودی خود درباره زیبایی شناسی مرکب را از فرهنگ فلو و برتری های هنری جستجو می کند.
#ملودی
رکن اصلی ،فلو در ترپ محسوب میشود.این ملودی نتیجه ای از تقویت همان فرکانس های لحنی میباشد، #تقطیع و وصول دائمی صدا؛ چرخش آماج ملودی ها ؛ #سر_خوردن روی نت ها و دست آخر پوشاندن ملودیک بیت (به همین دلیل ملودی بیت ترپ خلوت است ،زیرا بخش مفید آن به خوانش ملودی از سوی خواننده بستگی دارد ) از جمله مواردیست که باید به اجرای فلوی ترپ دقت داشت.
#ریتم
به علت فراوانی اتکای ضرب بیت به جامپ بهتر است #فلوریتم ها را از ریتم ملودی مشتق کنیم.به ملودی گوش بدهید ،مثلا یک ضرب چهار تایی ،
لا لا لا لا
انواع کشش ها از ملودی استخراج کنید و به کلمات اضافه کنید ،
لا لا لا لا
لا ل___ا لا لا
دقت داشته باشید که اجرای ترپ تهیج کننده است بنابراین قدرت فلو شعر و جامپ زدن یکی نباشد. اگر جامپ ها را قوی اجرا میکنید ،فلو را مناسب تر و با شدت کمتری به اجرا بگذارید و بر عکس .
پس یادآوری می کنم که جریان خواندن در موسیقی ترپ کاملا وابسته به جریان ملودی (لحن ملودیک) است و در حوزه ریتم هیپ هاپ بیشتر به #جامپ های لیریک و فرهنگ فلو(به شیوه ممبال) تکیه میزند.
تکست نویسی ترپ
ساختار موسیقی ترپ از یک ملودی ثابت و دنیایی از ریتم های موکد شده به اجزای ملودی، تشکیل شده است.
نوشتار لیریک به سبک #ترپ
مرحله اول:
بهتر است از ضرب های ملودیک و نغمه های احساسی بیت و اوج و فرود ملودی ها شروع کنید (زیرا بنسبت ریتم ها، ثابت تر اند و باعث پرش های ذهنی نمیشوند ). به صدای ملودی گوش بدهید و با توجه به ریتم فلو آن تکست خود را نگارش کنید و طرح اولیه ملودیک، احساسی خود را بنویسید.
مرحله دوم:
اتکا به ضرب ها #جامپ
اینجا جاییست که شما باید به شکل کاملا برنامه ریزی شده ای، همتای تکست خود را وارد جریان قدرتمند #ریتم کنید. ریتم را به سه قسمت ( کیک، اسنر، هت و جایگیزین های احتمالی هر یک ،مثلا شاید به جای اسنر، لوپ کلپ (دست زدن) بکار رفته باشد )، تقسیم کنید. همانطور که روی ضرب ملودی اجرا میکنید،بازی با اجزای بیت را فراموش نکنید. گه گاه با جا خالی دادن اسنر ها و هت ها، روی کیک ها بخوانید، جامپ کوبشی بزنید و تنها روی هر کیک یک کلمه بخوانید. برعکس در موقعیت بعدی وارد #جامپ_کششی شوید و با دور و نزدیک کردن کلمات تندای ریتم را جابجا کنید.در برخورد با اسنر ها ( کلپ ها ) مرز کلمات را بشکنید و شکسته خوانی کنید. یک تکنیک فراوان رپ استفاده از جامپ ها و قوام های ملودیک است.
حتی از ترکیب این سه جامپ هم میتوانید جامپ های خلاقانه تری بسازید.مثلا زمانی که مشغول به جامپ زدن های کوبشی میباشید ،با استفاده از جامپ کششی و نزدیک کردن کلمات ،تعداد بیشتری کلمه اجرا میکنید و همه کلمات را بکوبید، یا با اضافه کردن یک جامپ چکشی، کلمات را ضمن کوبش ،شکسته و بریده اجرا کنید.
www.telegram.me/Solfamin
ملودی به نغمه ای گفته میشود از نُواک های مختلف یک صوت بدست میآید.نُواک یا همان بسامد صوت معیاریست برای مقایسه دو صوت نسبت به یکدیگر.اصوات تیز تر دارای فرکانس بالاتری نسبت به اصوات بَم میباشند.گونه های مختلف صوت دارای ویژگی های خاص خود میباشند که در زیر چهار عنصر اصلی در شناسایی و تمایز هر صوت نسبت به صوت دیگر را بررسی میکنیم:
1-نواک:زیر و بمی یک صوت را نواک گویند.بیش از هر چیز نواک تاثیر بسامد در ذهن انسان میباشد.دوستان دقت کنید که موسیقی یک هنر تجسمیست و در بالین ذهن شکل میگیرد.پس در نتیجه هیچ صدایی به تنهایی زیر یا بم نیست و در مقایسه با سایر اصوات این زیر و بمی توسط ذهن درک میشود.انسان ها تنها بازه ای خاص از فرکانس ها را میتوانند بشنوند که به ترتیب بم ترین صدا و زیر ترین صدا داری فرکانسی معادل 20hz و20khz میباشند.البته این بازه با هر گوشی جور در نمیاد و در واقع کسانی که قادر به شنیدن این بازه به طور کامل باشند بسیار اندک است اما به هر حال با آزمایش های تجربی فراوان این بازه مورد قبول اکثریت اهل فن میباشد.
2-دیرند:مدت زمان کشش هر صدا را دیرَند آن میگویند.
3-شدت صوت:میزان قوی یا ضعیف بودن صوت که با دامنه نوسان موج رابطه مستقیم دارد شدت صوت میگویند..دوستان دقت کنید شدت صوت هیچ ربطی به فرکانس صوت ندارد و تنها نشان دهنده بلندی صوت میباشد.به حد اقل صدایی که انسان میتواند بشنود آستانه شنوایی و به بیشترین شدت صوتی که انسان میتواند بشنود آستانه دردناکی میگویند.
در علم آکوستیک در این باره قوانین قوی وجود دارد که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
4-شیوش یا طنین:کیفیت ویژه صدای هر ساز یا آواز سببب تمایز آن از سایر صوت ها میشود که به آن رنگ صوتی یا طنین میگویند.این رنگ باعث میشود که ما به راحتی بتوانیم تفاوت صداهای افراد مختلف را از پشت تلفن درک کنیم.
solfamin 💊
