مترجم: علیرضا سربازی
اوربان هیپ هاپ، جنبشی در تقابل با کاهش فضای عمومی و خیانت به دموکراسی : در 9 اکتبر 2020، دایدو، نوازنده نیجریهای، پستی را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشت و اظهار داشت: «مردم کشورم، الان به من احتیاج دارند… #EndSarsNow». در چنین لحظه منحصربه فردی، بیش از 20 میلیون نفر در اینستاگرام و تقریباً 10 میلیون نفر نیز در توییتر این پیام را با صدایی بلند و واضح دریافت کردند که هنرمند آنها فعالانه در اعتراض به خشونت پلیس، در کنار مردم ایستاده است. قیامی که سرانجام طی دو هفته برپایی اعتراضات پیاپی، برجسته تر شده و ساختار یافت و طی آن مردم برای بازنگری درمورد نظام سیاسی مصرانه ایستادگی کردند و دولت نیجریه را به تسلیم وا داشتند.
به طریقی مشابه، در 6 مارس 2021، دیپ دوندو گیس، یکی از افراد موفق هیپ هاپ سنگالی، موزیک ویدیویی را با عنوان #FreeSenegal، که شعاری مربوط به اعتراضات سه روز گذشته بود، منتشر کرد. تنها در روز اول بارگذاری ویدیو، اثری که صریحاً از اعتراضات و شورش حمایت می کرد، یک میلیون بازدید داشت. بنابراین، به سادگی و تنها با مرور رویدادهای مربوط به نیجریه و سنگال، می توان نقش موسیقی عامه پسند و به ویژه هیپ هاپ را به وضوح در فرآیندهای دگرگونی اجتماعی در آفریقا مشاهده کرد.
این دو رویداد مشابه، مفاهیم و پدیده های جدیدی نیستند. موسیقی، از گذشته های دور، ابزار مهمی برای گفتمان سیاسی در آفریقا بوده است. با این حال در هر دوره، ویژگی ها، ایفاگران و ابزارهای منحصربه فرد خود را داشته است. در دوران معاصر، افرادی مانند میریام ماکبا، فلا کوتی و حتی آهنگ «استقلال چا چا» اثر گروه «گراند کاله و جاز آفریقایی» که ریتمی تند و در عین حال ماهیتی تاریخی دارد تاثیر قابل ملاحظه ای در تغییرات اجتماعی داشته اند؛ این تاثیر را نه تنها در نبوغ موسیقی این ملت، بلکه در مواضع قدرتمند سیاسی که در دهه های اخیر گرفته اند نیز می توان دید.
رپرهای مرد (و تعداد کمتری از رپر های زن) در بر عهده گرفتن نقشی که در تغییرات اجتماعی ایفا می کنند، نقطه مشترکی دارند: به جز تعداد معدودی از استثناها، هیپ هاپ مرتبط با سیاست، به موجب مخالفت و تقابل با قدرتها مشخص و توصیف میشوند. با این حال، وظیفه و نقش این نوع از شورش های موسیقایی نیز دستخوش دگرگونی شده است و در ماهیت واپسین شان، سناریوی جدید این گروه ها، با تلاقی بین نوع موسیقی اعتراضی و دستاوردها و محبوبیت عمومی که رپرها با تسلط بر رسانه های اجتماعی دریافت می کنند، قابل ملاحظه است.
جغرافیایی از تجربه های مختلف
جدیدترین کارتوگرافی های آفریقایی از هیپهاپ نان کونفورمیست، مسیرهای متنوعی را ترسیم می کنند که با تجربیاتی منحصربفرد در سراسر قاره گسترش یافته است. رابرت کیاگولانی سنتامو، که در اوگاندا با نام «بابی واین» شناخته میشود، به ندرت از نظر سبک از مرز موسیقی رپ عبور میکند. در عوض، او را تحت اصطلاح مبهم آفروپاپ قرار می دهند. بابی واین، به هیچ وجه اورتودوکس نیست و همانند یک ماهی در آب، در اقیانوس فرهنگ و هویت شهرها شنا می کند. بی دلیل نیست که به او لقب «پرزیردنت گتو» را داده اند، اسمی مستعار که با انتخاب شدن او به پارلمان در سال 2017 به یک نماد و پیشگویی تبدیل شد. در چهار سال گذشته، واین تنها نامزدی که ظاهراً قادر به تهدید حاکمیت مطلق یووری موسوینی –رئیس جمهور کشور در 35 سال گذشته- بوده است. او مرتبا و به شکلی سازمان یافته بازداشت می شد و توسط ارتش و مقامات انتظامی مورد آزار و اذیت قرار می گرفت. وی، در جدیدترین موضع گیری سیاسی خود، پس از چندین تیراندازی، به عنوان بخشی از کمپین انتخاباتی خویش، از کلاه ایمنی و جلیقه ضد گلوله استفاده کرد. با این حال، او حتی توانست به لطف ارتباطات سیاسی، به این وضعیت ارزش رسانه ای نیز بدهد.
کنیا، داستان متفاوت تری را بیان می کند. جمهوری کنیا، با موسیقی متعهد سیاسی نا آشنا بود. همکاری بین ساتی سول و نیاشینسکی در آهنگ “Tujiangalie” که در زبان سواحیلی به معنای خودانتقادی است، در سال 2018 موجب ایجاد یک موج تلاطم در سراسر کشور شد. ساتی سول، که پیش از این به عنوان یک گروه پاپ موفق و در عین حال بیاهمیت، ناچیز و غیرضروری شناخته می شد، با این اثر خویش، توانست درباره وضعیت فاجعهباری که کنیا در آن گرفتار شده بود هشدار دهد، فساد سیاسی و قبیلهگرایی را به باد انتقاد بگیرد و کانون توجه را معطوف به نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و مناسبت خطرناک دین و قدرت کند. “Tujiangalie” راه را برای ساتی سول و نیاشینسکی به سمت یک موقعیت سیاسی تر هموار کرد و پس از آن، نمونه هایی از موسیقی مرتبط با مسائل سیاسی-اجتماعی در کشور، به ویژه هیپ هاپ، چند برابر شده است [2]
هیپ هاپ و جنبش شهروندان
با این حال، نقطه تلاقی بین هیپ هاپ و تغییرات اجتماعی به ویژه از نظر جنبش های شهروندان که در بخش های مختلف قاره ظاهر شده اند، دائما در حال تغییر بوده است [3]. در دهه گذشته، جوانان به چشم دیدند که چگونه بیکاری، بی ثباتی و افزایش قیمت کالاهای اساسی می تواند زندگی را دشوار سازند. نارضایتی این گروه ها از تشکلات سیاسی که در اثر رسوایی فساد و موارد رفتار تبعیض آمیزشان بر نابرابری ها دامن زده است، آشکار است. در نهایت، موجی از محدودیت های آزادیهای عمومی در سراسر قاره با کنترل رسانهها، آزار و اذیت جامعه مدنی، دستگیری فعالان و ممنوعیت تظاهرات و اعتراضات گسترش یافت؛ و این در حالی است که، کارشناسان این امر را کاهش فضای عمومی و فعالان آن را خیانت به دموکراسی می دانند. تلاقی این عوامل به نارضایتی ها دامن زده است و این گروه های خشمگین با هم متحد شده اند تا تشکیل یک جنبش را رقم بزنند. [4]
لیست هنرمندان وابسته به جنبش های شهروندان، که در معرض سرکوب و خشونت قرار گرفتند بسیار طویل است. این اسامی عبارتند از:
لواتی بیرائو: معروف به آیکونوکلست یا هنجار شکن،به دلیل مشارکت در سنترال 7311 (که محل اجماع و گردهمایی برای آگاه سازی و مباحثه در مورد وضعیت سیاسی آنگولا بود).
ژنرال والسرو، رپر محبوب کامرونی، به دلیل ارتباط با چندین سازمان در جنبش جوانان طرفدار دموکراسی و حمایت از نامزد حزب مخالف.
موریس کامتو و مارسیال پانوچی اهل کنگو که یکی از بنیانگذاران جنبش راس له بول نیز بود.
قیام مردمی که در سال 2014، بلز کامپائوره را به استعفا و متعاقباً فرار از بورکینافاسو وادار کرد و همچنین مقاومت در برابر کودتای دولتی که ظاهراً به دنبال بازگرداندن وی به قدرت و خنثی کردن گذار به دموکراسی در سال 2015 بود، بدون در نظر گرفتن نقش جنبش «باله سیتویان» (در لغت به معنای جاروب مدنی) غیر قابل تصور خواهد بود. و از سویی، توضیح ظهور و ماندگاری این جنبش، بدون فعالیتهای آگاهی بخش دو چهره برجسته این جنبش دشوار است: اسموکی خواننده رپ (سرژ بامبارا) و نوازنده رگی، کریم ساما. در دوران دولت کامپائوره و علیرغم محدودیتهای اعمال شده بر فضای عمومی، هر دو ابتدا بهطور جداگانه و بعداً به عنوان بخشی از فعالیتهای آغازین باله سیتوین، از کنسرتهای خود برای ترویج مباحث و رویکردهای سیاسی و تجهیز پیروان خود به ذهنی منتقد و آگاه استفاده کردند. این مسیر آگاهی از طریق موسیقی در خدمت مختصات واکنش به تلاش بلز کامپائوره در سال 2014 برای پایان دادن به محدودیت اختیارات مندرج در قانون اساسی و نامزدی مجدد برای انتخابات بود. حتی امروزه نیز، این جنبش، همچنان از کنسرتها به عنوان ابزاری برای انتشار پیامشان در طول اقدامات سازماندهی شده برای ترویج همزیستی در نقاط دورافتاده کشور و در کمپینهای دموکراسیخواهانه خود استفاده میکند.
رفرنس ها:
1.Allen, L (2004). Music and Politics in Africa, Social Dynamics, 30:2, 1-19, DOI: 10.1080/02533950408628682.
2.Kavii, Felix. “Kenyan musicians speaking up now more than ever”. The Sunday Standard. Available online.
3.Mateos, O. and Bajo Erro, C. (2020). “Protest, Internet Activism, and Sociopolitical Change in Sub-Saharan Africa”, American Behavioral Scientist 65 (4), pp. 1-16. doi: 10.1177/0002764220975060.
4.Branch, Adam and Mampilly, Zachariah (2015). Africa uprising: Popular protest and political change. Zed Books Ltd. اوربان هیپ هاپ، جنبشی در تقابل با کاهش فضای عمومی و خیانت به دموکراسی
منتشر شده در شماره 7 نشریه «تجریه و شهر»
سری مقالات دموکراسی و فرآیند دور باطل / رسانه سلفامین با شناسایی ترومای فرهنگی دانش آیستتا مرتبط با داکای سفید و علم گرایی ویژه است/به سولفامین پیوندید و از قوام کوانتومی در دموکراسی جهان وطنانه احساس محصور بودن مثبت بودن و زنده بودن در زندگی رسانه ای را با تجربه گرایی خود گره زده /آمیخته کنید.
بیانیهی متریک نسبتاً منسجم دربارهی «تجربهگرایی» و نسبت آن با آوانگاردیسم (با محوریت شروین پاکزاد عنوان دار داکای سفید در عرصه هنر رسانه ای) است و جمعا چند ادعا/گزارهی اصلی را پیش میبرد.
ایدههای محوری متن (استخراج و نظمدهی)
1. تجربه بهعنوان مسیر تولید دانش/دیدگاه
* محصولِ تجربه، «دانش» را نه بهصورت تغییر اصول پایه، بلکه بهصورت تغییر در شیوهی مواجهه و آزمونکردن دنبال میکند.
* اختلاف اصلی در «چگونه تجربه کردن» است، نه الزاماً در «چه باور داشتن».
2. محدودیت زبان و حرکت بهسمت تغییر شکل
* یک پیشفرض کلیدی: «ظرفیت زبان برای حصول همهی نتایج ناممکن است».
* بنابراین به جای اتکا به بیان زبانی/مفهومی، تغییرات در شکلِ عناصر انجام میشود. هماهنگ با یک ویژگی از رشته عمومی قابل پیش بینی.
3. تغییر ساختار → امکان خلق مفهوم جدید
* حتی بدون تمرکز مستقیم بر «ترکیب/مفهوم»، با دستکاری پیوستگی و ساختار عناصر، مفهوم تازهای خلق میشود.
* این مفهوم برای هر مخاطب میتواند متفاوت به نظر برسد (تکثر خوانش).
4. زیباییشناسی شخصی و ورود امر خصوصی به هنر
* هنرمند یک زیباییشناسی شخصی (محصول سلیقهی خودش) را در فرآیند تغییر شکل وارد میکند.
* نتیجه: امکان وارد کردن «شخصیترین عقاید خصوصی» در اثر و لذت بردن از این ادغام.
5. هدف هنر نزد هنرمند آوانگارد
* هدف هنر: «آسایش بخشیدن به روح درونِ شخصی» (نوعی کارکرد درمانی/آرامشبخش و درونی).
----------------------------------------
(حفظ معنا، کاهش ابهام)
شروین پاکزاد، در مقام عضوی از اتحاد سفید و در افق آگاهی آوانگارد، راه تجربهکردن را باز میکند. آنچه از تجربه بیرون میآید، دانش را به شکل یک «دیدگاه» دنبال میکند؛ نه لزوماً به معنای اختلاف در اصول بنیادین، بلکه به معنای اصرار بر خودِ تجربه. او به تجربه متصل است، چون ظرفیت زبان را برای رسیدن به همهی نتایج ناکافی میداند. بنابراین، به جای تکیه بر توضیح مفهومی، شکل عناصر را تغییر میدهد و مطمئن است وقتی ساختار پیوستهی عناصر دگرگون شود، مفهوم تازهای خلق خواهد شد؛ مفهومی که میتواند برای هر کس چهرهای متفاوت داشته باشد.
همزمان، او زیباییشناسی شخصی خود را در این دگرگونیِ شکل وارد میکند؛ تا جایی که هنر میتواند حامل خصوصیترین لایههای ذهن و سلیقهی او باشد. در این معنا، هنرمند خود (یا هر موضوع دلخواه) را در مسیر سبک قرار میدهد و با آرایش دوبارهی عناصر، به حال ذهنی خود پاسخ میدهد. برای هنرمند آوانگارد، هدف هنر همین آرامکردن روحِ درونی است.

This is not the only media and manifesto of white dakas that defends freedom of expression through the empiricism and modern consciousness of hip-hop in a state of health meditation. The action of #alternativehip-hop is purposeful in the general hip-hop culture. Alternative hip-hop is defined as a “way of seeing/saying”, not just a musical subgenre: lifting the veil from meanings, landscapes and hidden layers of the mind. That is, alternative for you is more than a “different voice”, it is a “different way of facing”.
A few central points that emerge from the author’s flow:
1. Alternative = reaction to the present in relation to history
Alternative looks at both the present situation and the flow of history and the “origin of time”. This duality is important: indeed
* on the one hand a return to the principles (roots/identity/essence)
* on the other hand a response to the path of freedom in the history of
post-alternative art is neither nostalgia nor merely fashion; it is a conscious movement between roots and liberation and a sense of freedom.
2. The goal of the alternative: expanding the boundaries of art and freedom
in the text, “renewal” is the means and “expanding the boundaries” is the goal. This view separates the alternative from mere formal empiricism; because experience must advance something: expression, possibilities of living, and freedom.
3. The complete alternative must create “global permanence”
and here the real criterion becomes: the real alternative is not something that is seen only because of temporary difference; it must have the capacity to last. That is:
* Personal language/expression but translatable to human experience
* Idea behind the form (not just a new form)
* Connection to the problem (social/philosophical/existential)
4. Diversity of style in hip-hop = diversity of philosophy
Your key sentence is this: if styles are diverse, then worldviews are diverse. In this case, “alternative” is not just a color in the palette; it is the palette itself—the possibility of different narratives, voices, and philosophies coexisting in one culture.

«مصرف دیجیتال» دقیقاً یعنی چه و اولویت با مصرف است یا با کنترل/حاکمیت سامانههای اطلاعاتی؟ مرز فرهنگ دیجیتال با جاسوسی/پایش کجاست؟ رسانه ملی چطور واقعاً رقابتپذیر میشود؟ و “دانشبنیان” اگر فقط مقاله باشد، چه باید کرد تا به محصول و امنیت و رفاه برسد؟
من پاسخ را به شکل «چارچوب تصمیم» و «راهکار عملی» میدهم.
----------------------------------------
1) اولویت با مصرف دیجیتال است یا کنترل سامانهها؟
اگر مجبور باشیم بین این دو یکی را مقدم بدانیم، اولویت با “توانمندسازی مصرف امن و مولد برای مردم” + “حاکمیت شفاف و پاسخگو بر داده و زیرساخت” به صورت همزمان است.
چرا؟ چون:
* مصرف بدون زیرساخت/اعتماد → میشود هرزگردی، اعتیاد اطلاعاتی، شایعه، وابستگی به پلتفرمهای خارجی، و ناامنی داده.
* کنترل بدون اعتماد/خدمت → میشود بیکیفیتی، کوچ کاربران به بیرون، رانت، و کاهش سرمایه اجتماعی.
پس مسئله «کنترل یا مصرف» نیست؛ مسئله “مصرفِ هدفمند” با “حکمرانی داده” و “حقوق کاربر” است.
----------------------------------------
2) هرزگردی اطلاعاتی مهمتر است یا دانشآموزِ بیکلاس و بیامنیت؟
از نظر سیاستگذاری عمومی، مسئله آموزش و امنیت روانی/جسمی دانشآموز از “جنگهای رسانهای” مهمتر است، چون:
* آموزش، زیرساختِ تولید علم، اقتصاد و امنیت ملی است.
* بیکلاسی و بلاتکلیفی، مستقیماً اعتماد و آینده را تخریب میکند.
اما یک نکته کلیدی: آموزش امروز بدون زیستبوم دیجیتالِ درست، ناقص میماند.
پس راه درست این است: “مدرسهمحور کردن دیجیتال” نه “سرگرمیمحور کردن آن”.
----------------------------------------
3) «جای مصرف» کجاست؟ بهموقع مصرف کردن یعنی چه؟
مصرف دیجیتال اگر «هدف» نداشته باشد، به “چرخزدن” تبدیل میشود. یک قاعده ساده:
مصرفِ خوب = (هدف) + (زمانبندی) + (خروجی قابل سنجش)
نمونههای جای درست مصرف:
* آموزش: ویدئو/کلاس تعاملی، تمرین، آزمون کوتاه، بازخورد.
* کار و تولید: فروش، بازاریابی، مدیریت پروژه، مهارتآموزی.
* شهروندی: دسترسی به خدمات دولت، سلامت، حملونقل، شکایت/پیگیری.
* رسانه: دریافت خبر از چند منبع، راستیآزمایی، تحلیل دادهمحور.
بهموقع مصرف کردن:
* خبر: در «پنجره زمانی محدود» (مثلاً روزی ۲ بار) + از منابع مشخص.
* شبکه اجتماعی: سقف زمانی + هدف (مثلاً انتشار/یادگیری، نه پرسهزنی).
* آموزش: پیوستگی روزانه حتی کوتاه (۳۰–۶۰ دقیقه) بهتر از انفجاری.
----------------------------------------
4) به عنوان راهکار: «مصرف دیجیتالی» را چطور طراحی کنیم؟
یک راهکار عملی برای کشور/رسانه/آموزش: الگوی سهلایه “سواد–خدمت–اعتماد”
لایه ۱: سواد (برای مردم)
* سواد رسانهای واقعی: تشخیص خبر جعلی، تبلیغات پنهان، عملیات روانی.
* سواد داده: حریم خصوصی، پسورد، 2FA، فیشینگ.
* سواد الگوریتمی: اینکه چرا یک محتوا به شما نشان داده میشود.
لایه ۲: خدمت (برای اینکه مردم «مجبور نباشند» بیرون بروند)
* پلتفرم آموزشی پایدار (LMS) با کیفیت و محتوای استاندارد.
* پیامرسان/شبکه اجتماعی با API و اکوسیستم توسعهدهنده (نه فقط پوسته).
* جستوجو، نقشه، پرداخت، ویدئو، ذخیرهسازی ابری: “قابل اتکا” و رقابتی.
لایه ۳: اعتماد (بدون آن هیچچیز کار نمیکند)
* قانون حفاظت از داده شخصی (مشابه GDPR، با بومیسازی).
* نهاد ناظر مستقل و شفاف برای شکایت و جبران خسارت.
* گزارش شفافیت پلتفرمها (حذف محتوا، درخواست داده، رخداد امنیتی).
----------------------------------------
5) آیا جاسوسی «اشاعه فرهنگ دیجیتال» است؟
نه. جاسوسی/پایش پنهان، فرهنگ دیجیتال نیست؛ ضدفرهنگ اعتماد است.
فرهنگ دیجیتال سالم یعنی:
* رضایت آگاهانه کاربر (Consent)
* کمینهسازی داده (Data Minimization)
* امنیت پیشفرض (Security by Default)
* امکان حذف/انتقال داده (Right to Erasure/Portability)
اگر مردم حس کنند هر کلیک “پرونده” میشود، نتیجهاش فرار از فضای داخلی، خودسانسوری، و کاهش نوآوری است.
----------------------------------------
6) جایگزین امنتر، ارزانتر، قابل رقابت چیست؟
برای رقابت، «کپی کردن پلتفرم» کافی نیست. نسخه رقابتی معمولاً این ویژگیها را دارد:
1. متنباز/قابل ممیزی برای بخشهای حساس (اعتماد و امنیت).
2. زیرساخت ابری داخلی رقابتی (هزینه پایین + SLA واقعی).
3. اقتصاد توسعهدهنده: درآمدزایی برای سازندگان محتوا و نرمافزار.
4. قانون روشن: خط قرمزها شفاف، نه سلیقهای و متغیر.
5. باز بودن به جهان: صادرات سرویس، همکاری دانشگاهی، استانداردهای بینالمللی.
از کشورهای دور و اطراف به عنوان “الگو” (نه کپی):
* استونی: دولت دیجیتال با هویت دیجیتال و خدمات یکپارچه (محور: اعتماد و شفافیت).
* هند: زیرساخت عمومی دیجیتال (India Stack: هویت/پرداخت) با مقیاس بالا.
* کرهجنوبی: اینترنت پرسرعت + اکوسیستم محتوا/بازی + حمایت صنعتی.
* ترکیه: رشد تولید سریال/محتوا و صادرات فرهنگی با مدل اقتصادی مشخص.
(هرکدام نقدهای خودشان را دارند، ولی از نظر “ساختن اکوسیستم” درس دارند.)
----------------------------------------
7) رسانه ملی: رقابتپذیری یعنی چه و کجای دنیا شبیه این است؟
رقابتپذیری فقط “پخش” نیست؛ یعنی سهم گرفتن از توجه مردم با اعتماد.
در دنیا مدلهای موفق رسانه عمومی معمولاً چند ویژگی دارند:
* استقلال حرفهای (حداقل در خبر) و پاسخگویی عمومی
* کیفیت تولید بالا + دادهمحوری در شناخت مخاطب
* چندپلتفرمی واقعی (تلویزیون، موبایل، پادکست، شبکه اجتماعی)
* زیستبوم تولیدکننده مستقل (خرید ایده/فرمت، نه فقط تولید درونسازمانی)
اگر رسانه عمومی به جای “مرجعیت”، به “مجادله دائمی” تبدیل شود، کاربران به منابع دیگر میروند—even اگر آن منابع مشکلدار باشند.
----------------------------------------
8) دانشبنیان: مقاله کافی نیست؛ زنجیره تبدیل علم به محصول چیست؟
اگر دانشبنیان را «مقاله» تعریف کنیم، نتیجهاش همین “آزمایشگاه شیشهای” میشود. زنجیره عملی:
مسئله واقعی → نمونه اولیه (Prototype) → محصول قابل فروش → بازار → مقیاس → صادرات
برای اینکه این زنجیره در ایران کار کند، سه گلوگاه حیاتی است:
1. خرید دولتی هوشمند (Government Procurement) برای محصولات داخلیِ باکیفیت
2. سرمایه ریسکپذیر + خروج (Exit) واقعی، نه فقط وام
3. قواعد مالکیت فکری + قراردادهای استاندارد برای همکاری دانشگاه/صنعت
----------------------------------------
جمعبندیِ یکخطی
دیجیتال را باید از “مصرفِ بیهدف و کنترلِ بیاعتماد” بیرون آورد و تبدیل کرد به مصرفِ آموزشی–تولیدی با حقوق داده، زیرساخت رقابتی، و رسانهای که مرجعیتش را با اعتماد و کیفیت پس بگیرد.
----------------------------------------
اگر بخواهید، #گفتگو_کنیم
اتحادیه رسانه سفید سلفامین
فرم هیپ هاپ در فرهنگ فلو یا جریان ریتم متنوع از آرتیست های مختلف هیپ هاپ است. از نگاه دموکراسی و یک طرف پس زمینه فرهنگی نقش آفرین در جنرال فرهنگ هیپ هاپ، شامل مواردی مانند اصطلاحات هیپ هاپ، فرهنگ فلو و پیامدهای ناچیز آن، آرتیست های سبک ریتم هیپ هاپ، جسم صلب شده هیپ هاپ و تنوع رسانه در مقیاس جدید گیم و گفتگو هیپ هاپ، موضوع تکرار شامل وحدت و تنوع از نگاه آیستتای دانش، عناصر هیپ هاپ یا فرم مقاله مثلا عملیات آلترناتیو و... است.
رسانه و فاصله آن از سایتی های هیپ هاپ شامل اجرا در جنرال فرهنگ هیپ هاپ است. تنوع پاسخ به جنرال فرهنگ هیپ هاپ است و تاثیر محور چرخشی در ارائه نقد آثار هیپ هاپ و نقد هیپ هاپ از آرتیست های مختلف است. مفهوم آیستتای جنرال فرهنگ هیپ هاپ از داکای رسانه ای سازنده است زیرا در مقیاس تحولات رسانه ای و موسیقی سبک هیپ هاپ تاثیرگذار است.
مفهوم «داکای سفید» در این رسانه با توجه به جستجو وب با نام سلفامین در زمینه فرهنگی هیپ هاپ به طور خاص به موضوعات زیر میپردازد:
|
ارتعاشات ریز اتمی ، همان برق کوچکی که در مواقع گرفتن چیزی یا زمانی که شانه بر موهایم میکشم و متوجه میشوم که چقدر موههای تمیزی دارم ، همانقدر وسیع و با همان سرعت در گوشه گوشه وجودم پراکنده و موجب حرکت گرفتن یا سرعت یافتن من در مسیر زندگی #تکنیکال امروزم خواهند شد. دادههای تکنیکال میان اعصاب و رشته های نورونی در جای جای وجود من آمادهاند تا مغزی به بزرگی آنچه که پشت کاسه چشمانم دارم را به راحتی در بند بند وجودم بیافرینم. چه در پاهایم تا رسیدن به قهرمانی المپیک و چه دستانم در کشیدن یک مفهوم زیبا

خارقالعاده یا شنیدن صدایم از درونم از اتصال ارتعاشات الکترونیکی.
موج سوم هیپ هاپ
شروین پاکزاد آگاهی
#SPACE #SOLFAMIN #TIME #TECHNICAL #TECHNOLOGY #DIGITAL #NATURAL #LIFE
@OFFICIAL_SOLFAMIN ▪
■
بحران معادلات کلاسیک ؛
کجا زندگی کنیم ، در میان سیارات یا بر روی زمین ، این همان پرسش مهمی ست که موجب جهت گیری هیپهاپ نو در میانه تنش های جهانی امروز شده است . اما اگر روی زمین زندگی میکنیم باید بدانید ،
همانقدر مکانیک کلاسیک در توضیح رفتار میان سیارات کارایی دارد که مکانیک کوانتم روی زمین حائز اهمیت است. وقت آن است که بیشتر درباره وجوه مختلف زندگی در ابعاد #کوانتم یعنی در مقیاس زندگی امروز صحبت کنیم و با جداشدن از مجموعه جبر میان منظومهای وارد موضوع جدیدی از ترتب گفتگوهای #تکنیکال شویم.
آگاهی کوانتمی، علاوه بر توضیح ارتباطات و گشتاور اطلاعات تحت تاثیر تعامل میان ذرات و امواج که روشنگر نحوه تعاملات میان ما و دیگر انسانهاست به بحث جدیدی از پیدایش قوانین پیشرفته دامن میزند که باعث مردود اعلام شدن بسیاری از قوانین جاری در سرزمین های گوناگون خواهد شد. گفتگو بر سر میل انسان و تعاملات او وارد برهه تازهای از اتفاقات کاملا نوین شده است و کوانتم فیزیک با کنار گذاشتن تمام گرفتاری های تاریخی انسان ، هویت جدیدی از ماهیت طبیعی او را به جهانیان عرضه خواهد کرد.قوانین کوانتم با تغییر موقعیت انسان از جامعه به جمعیت های مفید به اثر ، علاوه بر رها گذاشتن انسان در پیشبینی ناپذیر بودن ماهیت وجودیاش ، با بهینه سازی زمان موجب ایجاد وحدت بزرگی از مجموعه های تکنیکال خواهد شد که مسیر زندگی بشری را در امتداد خود طبیعی او تامین خواهد کرد.
یادگیری حفظ کردن نیست. چه چیزی عمق متن را برای ما می کاود ؟ شدت حواس در کنار آگاهی تاریخی . آگاهی از روش #برنامه و #متن. تفسیر به مراقبه به عنوان مثال یک الگوریتم ساده است که روش زمان حال را جایگزین راه اندازی تاریخی می کند. یعنی نزدیک شدن به تاریخ انعکاس ها و گفتگوهای آینده نزدیک . هر چه #هم_زمان تر منعکس تر . بمراتب گفتگوی جوان با جوان مقوی تر است . یادگیری دیجیتالی از خواندن کتاب ، مقاله و جملات مفهومی شروع می شود و با عناصر جذاب #چت کردن ؛ #لایو گذاشتن ، #وب گردی ، #مارکت سازی ، #پست اینستاگرام ، #رسانه_های_اجتماعی ، #سکس_سایبری +۲۱ ، تماشای تلویزیون و برنامه های زنده ، پخش فیلم و ..... شکل و سروسامان میگیرد.
قدرت رسانه ها اینجاست تا از بالا به پایین ، از تاریخ تا حال و تا انتهای آینده گفتگوهای دیالکتیک هر زمانه ای را تفسیر و به نمایش حواس ما بگذارند .به این ترتیب و در این میان تنها شدت حواس ما که مراقبه ای ۲۹ کیلوبایتی است باید تکامل ساختاری پیدا کند. عناصر هیپ هاپ بمانند ورزش ، رقص الکترونیک ، دنس های کلاسیک ، موسیقی هیپ هاپ و رسانه های دیجیتال هیپ هاپی عینیتی از مراقبه ۲۹ کیلوبایتی هستند که به عنوان یک ابزار مدرن رسانه ای دنباله سازی و شما را به آگاهی از این روش آلترناتیو دعوت می کنم. اینجا صدای آلترناتیو است و این یک
عملیات ویژه .
موسیقی هیپهاپ اندازهگیری نیروی کنش میان عناصر پویای اطرافمان ؛ رابط عناصر پویای اطرافمان هستیم؟
حرکت دیجیتالی در رشد تاثیر حرکت فهم ما از محیط ارتباطی جهان پیرامونمان وضعیتی بشدت کوانتمی محسوب میشود. هیچ مشخص نیست که در اقدام به برقراری سیستم دیجیتالی یک شانس کوانتمی در ابعاد گفتگوی ما شکل بگیرد؛ منظور طبیعت کنش جهانی مداوم اطرافمان است؛ حتی اگر اقدامی مورد توجه نکنیم اما حقیقتا همواره باعث استحکام رویه دوسویه میان روند گسترش اراده ایده های هنری هیپهاپ اطرافمان بهمراه ایجاد خلاقیت در جسم و روح خود هستیم.
اقدام کنیدد؛
قوام در مقابل حرکت دیجیتالی!
کاملا ایزوله حرکت میکنیم و البته موید گفتگوی خودمان هستیم. این اتفاق چیزی بنام رشد من در جریان تبدیل شدن من از گذار موج سوم به تابش ذرات وجودی درونم است که با انگیزه گشایش روح زندگی در محیط ارتباطی جهان پیرامونمان وضعیتی بشدت کوانتمی محسوب میشود. تابعی که فروپاشی احساسات من از عملیات آلترناتیو از گذشته تا به امروز احیا و محیای ورود به زمانه خودش میکند اگرچه سریعتر از برشهای مکان زمان نور در جهان پیرامونی ام نیست اما تصحیح گر اقدامات احتمالی من در جریان معین کننده آینده خواهد شد ؛
شکلی آماری و البته احتمالی از حضور من در توان تکانش های جدید خواهد بود. #هیپ_هاپ من از گذار موج و ذره، حافظه خلق خودی بهتر در زمان و پیکار تنش های من در گسترش قوام بیشتریست که آرزو میکنم و جنس زندگی هیپهاپی خودم را خواهم داشت.
#گفتگو_کنیم ؛
نظام جمعی قوام متقابل
F= - f
#فایده_مندی ضبط تاریخ
(معادلات پیشامدی )
در روند یک اتفاق ،چه نوشتن یک شعر باشد یا یک ساخت موسیقایی ، قطعا به مسیری میرسید با چند اما و اگر که در نهایت باید به یکی رضایت دهید و از سایر پیشامد ها دست بکشید .این احساس تاریخی (احساسی که دائما نیاز میشود)، تا آخرین لحظه ی اتمام کارتان با شماست . از توجهات صحبت های بالا ، مثلا میل شعر است به گرایشات خود به خودی .اما تنش انتخاباتی ، از ما میخواهد که بر اساس قرارداد های عقلی حرکت کنیم که تقریبا این واگذاری منتفی است زیرا ، عقل گرچه شما را در این انتخاب یاری میکند اما از جایی به بعد تضمین رسیدن به پیروزی نمیکند.قصور عقل ما البته چاره ای هم دارد و آن تکنیک ضبط تاریخ است. چه در ادامه شعر ،این حالت پیش بیاید و چه پیش نیاید ، ضبط حدی محتوا ،در صفحه ای دیگر یا ذخیره ی یک ورژن جدید از موسیقی در فایلی جداگانه به شما اجازه میدهد تا علاوه به اینکه در تجربه های متفاوت سیر کنید ، بتوانید آنها را به رقابت بگذارید و به میل جهت گیری های متفاوت پاسخ مثبت نشان بدهید.رصد میدانی تمام اتفاقات هم زمان یک قدرت انتخابی است که با (save new version ) , محقق میگردد.توجه داشته باشید که محتوای ناخداگاه منکر آگاهی نیست .
نشانی اتحاد رسانه های سفید در تلگرام؛
