نظر هیچکس (سروش لشکری) در سال ۲۰۲۳، بر اساس پستهایش در X، عمدتاً حول محور براندازی جمهوری اسلامی از طریق خشونت سازمانیافته و مسلحانه میچرخد. او JI را نه یک دولت، بلکه یک "نیروی اشغالگر اسلامگرا تمامیتخواه" توصیف میکند که با هویت ایرانی دشمنی ذاتی دارد و در حال "ملتزدایی و امتسازی" از طریق قتلعام سیستماتیک، تجاوز و سرکوب اقتصادی است. او تأکید دارد که تنها زبان قابل فهم برای JI "زبان زور" است و بدون اعمال خشونت، ریزشی در رژیم رخ نخواهد داد، بنابراین باید نیروهای آزادیخواه ملی تشکیل/پشتیبانی شوند. این دیدگاه، JI را با گروههایی مثل حماس مقایسه میکند و جنایات آن را (مانند قتلعام در خیزشها) بخشی از یک الگوی اسلامگرایانه میبیند.

چرا صرفا مقایسه را با مفهوم دموکراسی بررسی میکنیم؟ پاسخ به این سوال مشابه مساله تنش جهانی است. اصطلاحات دموکراسی معاصر و تحول خواهی های پوزیتیویسم در قرن های گذشته گرایشات فلسفی متفاوتی را رقم زده است. ار آن جهت که محتوای بررسی ها فنی و با اصالت هیپ هاپ است (مانند همین صحبت و نظر هیچ کس )، ما با مقایسه فلسفه فردی وی که در حیطه پوزیتیویسم نیست و بر پایه اشراق شرقی و غربی است، پس بنابراین بهتر دیدیم که تنها جنبه عمومی نظریه که همتای فلسفه دموکراسی جهان وطنانه است را روایت کنیم. #اصالت_فرهنگ، #گفتگو_کنیم #آلترناتیو_گیم #گفتگو_کنیم #دیجیتال #هیپاپولوژیست #خلاقیت
مقایسه از لحاظ سکولاریسم (جدایی دین از دولت)
سکولاریسم مدرن، به عنوان یک اصل کلیدی در جوامع دموکراتیک، بر جدایی نهادهای دینی از قدرت سیاسی تأکید دارد تا از تحمیل ایدئولوژی مذهبی جلوگیری شود و تنوع فرهنگی/قومی حفظ گردد. این مفهوم از دوران روشنگری اروپا (قرن ۱۸) ریشه گرفته و در قرن ۲۰، پس از WWII، به عنوان ابزاری برای مقابله با بنیادگرایی (مانند فاشیسم ایدئولوژیک یا teocracy) جهانی شد. نظر هیچکس در ۲۰۲۳ با این سکولاریسم همخوانی بالایی دارد، اما با تفاوتهایی در تأکید بر خشونت و ملیگرایی:
- **همخوانیها**:
- هیچکس JI را به دلیل اسلامگراییاش رد میکند و آن را "بیگانه" و "متجاوز" میداند، نه بخشی از هویت ایرانی. این دقیقاً با سکولاریسم مدرن همراستاست که teocracy را مانع آزادی و حقوق بشر میبیند – مثلاً مشابه انتقادات از رژیمهای بنیادگرا در خاورمیانه پس از ۱۹۷۹ (انقلاب ایران). او بر "بازپسگیری ایران" تمرکز دارد، که暗示 به یک دولت سکولار ملیگرا میکند، نه امت اسلامی.
- انتقاد از جوایز "صلح" (مثل نوبل) که به جای مبارزان خشونتگرا، به افرادی داده میشود که صلح بدون خشونت را ترویج میکنند، نشاندهنده دید سکولار اوست: صلح واقعی نیازمند حذف teocracy است، نه مصالحه با آن. این با سکولاریسم لیبرال (مثل مدل فرانسه یا ترکیه آتاتورک) همخوان است که گاهی خشونت را برای جدایی دین از دولت توجیه میکند.
- **تفاوتها**:
- سکولاریسم مدرن اغلب بر صلحآمیز بودن تغییرات (مانند اصلاحات دموکراتیک یا تحریمها) تأکید دارد، اما هیچکس جنگ مسلحانه (مانند جنگ پارتیزانی یا حمله نظامی غرب) را ضروری میداند تا تلفات کمتر شود. این دیدگاه بیشتر به "سکولاریسم انقلابی" شبیه است، مانند آنچه در انقلاب فرانسه یا مبارزه با استعمار رخ داد، نه سکولاریسم لیبرال معاصر که خشونت را آخرین گزینه میبیند.
- هیچکس JI را "اشغالگر" میبیند و نیروهایش را "ایرانی" نمیداند، که این ملیگرایی افراطی میتواند سکولاریسم را به سمت انحصارطلبی ببرد – در حالی که سکولاریسم ایدهآل، پلورالیسم (تنوع مذهبی بدون سلطه) را ترویج میدهد.
در نهایت، جنگ با جمهوری اسلامی از دید هیچکس یک رویداد مدرن و قابل اعتناست، چون بخشی از مبارزه جهانی با بنیادگرایی است – مشابه جنگهای سکولار علیه teocracy در قرن ۲۰ (مثل سقوط رژیمهای ایدئولوژیک در اروپا شرقی یا خاورمیانه). این جنگ نه بازگشت به گذشته، بلکه ابزاری مدرن برای دستیابی به دولتی سکولار است که با اصول پوزیتیویستی (علمی و عقلانی) همخوان باشد، نه متافیزیکی دینی.
یک متن تئوریک (با تفکر نظری) در مورد #فلو (flow) در هیپهاپ ، و بعد نظر من در مورد نقش **رسانههای اجتماعی (social media)** در پست/مقاله اخیر (یا آخرین پست/نوشتهام)
تفکر نظری در مورد فلو در خرده فرهنگ ماتریالیستی هیپهاپ
فلو (flow) در هیپهاپ، نه تنها یک تکنیک ریتمیک، بلکه هسته مرکزی بیان هویت و مقاومت فرهنگی است. از دیدگاه نظریه موسیقی (مانند کارهای آدام کریمز در *Rap Music and the Poetics of Identity* یا میچل اورینر در کتاب *Flow: The Rhythmic Voice in Rap Music*)، فلو به عنوان ریتم صدای رپر تعریف میشود که شامل cadence (ریتم کلامی)، rhyme schemes (طرح قافیهها) و expressive timing (زمانبندی بیانگر) است.
فلو، مانند جریان آب، انعطافپذیر و سازگار است: گاهی آرام و laid-back (مثل اسنوپ داگ)، گاهی سریع و chopper-style (مثل تک ناین). اما از منظر فرهنگی، فلو فراتر از موسیقی است؛ آن بازتابی از زبان روزمره جوامع حاشیهنشین (مانند African American Vernacular English) و ابزاری برای روایت داستانهای شخصی و اجتماعی است. راکیم در دهه ۸۰ با internal rhymes پیچیده، فلو رو از حالت ساده به سطح شعری بالا برد و راه رو برای نسلهای بعدی مثل کندریک لامار باز کرد که فلو رو میانورس تغییر میده تا احساسات رو لایهلایه منتقل کنه.
در نهایت، فلو نه تنها "ریتم برای ریتم" است، بلکه پلی بین متن (پیام اجتماعی) و بیت (groove فرهنگی) – چیزی که هیپهاپ رو زنده و پویا نگه میداره. در عصر دیجیتال، فلو دیگه محدود به آلبوم نیست؛ در اسنیپتهای کوتاه تیکتاک یا اینستاگرام، سریعتر تکامل پیدا میکنه و به پدیدههای ویروسی تبدیل میشه.
حالا، نظر من در مورد **رسانههای اجتماعی (social media)** در این زمینه (و در نوشته اخیرم):
من رسانههای اجتماعی رو به عنوان یک شمشیر دو لبه میبینم. از یک طرف، فوقالعاده مثبت: هیپهاپ رو دموکراتیک کرده. قبلاً هنرمندها نیاز به لیبل بزرگ داشتن، حالا با ساندکلاد، تیکتاک یا اینستاگرام، یک رپر جوون میتونه با یک اسنیپت کوتاه فلو جدیدش رو ویروسی کنه (مثل triplet flow میگوس که از اینترنت شروع شد). رسانههای اجتماعی فلو رو سریعتر پخش میکنن، هنرمندها مستقیم با فنها حرف میزنن، و سبکهای جدید (مثل mumble rap یا soundcloud rap) بدون گیتکیپرهای سنتی رشد میکنن.
از طرف دیگه، منفی: فلوها کوتاهتر و سادهتر شدن چون الگوریتمها محتوای کوتاه رو ترجیح میدن. گاهی تمرکز از عمق هنری به viral بودن میره – مثلاً چالشهای تیکتاک که یک هوک ساده رو بیشتر از فلو پیچیده برجسته میکنن. همچنین، beefها و دراماها (مثل چیزهایی که در توییتر یا اینستاگرام لایو اتفاق میافته) گاهی بیشتر از موسیقی توجه جلب میکنن.
شروین پاکزاد :فن هیپ هاپ هشدار دهنده است. اگر از من بپرسی کارهای آدامز و میچل در زمینه توسعه مفهومی هیپ هاپ دارای ساحتارهای پشتیبان کننده نیست و آنها از این مدل تعریف کردن خود به عنوان فن هیپهاپ آگاهی دارند زیرا اگرچه تعریف ها علمی نیست اما درباره خواستگاه هیپ هاپ در تاریخ و اصالت هیپ هاپ است. هرچند نباید هیپاپولوژی یا علم غربی را با کارهای آدامز مقایسه کنیم و به این ترتیب متوجه عملکردهای واقعی فلو در زمانه فعلی باشیم.
در باره این پستی که نوشتهام / رسانههای اجتماعی را به عنوان چیزی نشون دادم که فلو را جهانی و شخصیتر کرده، اما باید مراقب باشیم که اصالت هیپهاپ حفظ بشه. تو چی فکر میکنی؟ جان برادر🎤🔥
تحول مفهوم فلو در دیدگاه سلفامین: از تکنیک تا فرهنگ آگاهانه فارسی در سطح جهان و خاورمیانه/پسرها به (نقل از سلفامین) میگویند واقعیت در حال تغییر است و انها در حال تلاش برای جبران خسران های گذشته هستند.
15 نکته کلیدی درباره فلو که حتماً باید بدانید. /آموزشی.
۱. رسانه سلفامین از حدود سال ۱۳۹۵ شمسی (۲۰۱۶ میلادی) به طور تخصصی مفهوم **فلو** را در هیپهاپ فارسی تعریف و تحلیل کرد. فلو در ابتدا به عنوان جریان شناور شدن لیریک روی بیت معرفی شد – ترکیبی از ریتم و رایم که کلمات را با حفظ وزن و تأکید سیلابی به حرکت درمیآورد، بدون محدودیت به تمپوی خاص (فست یا آهسته).
۲. در دوران اولیه، فلو بیشتر فنی دیده میشد: شناور کردن واژهها با رایمینگ مناسب، شکستن ریتمها روی سیلابها، و ایجاد جامپ (پرش) برای تغییر فلو یا تنفس. سلفامین تأکید داشت که فلو محدود به سرعت نیست؛ مثلاً فلو آهسته با مکث (مانند اسنوپ داگ) یا فلو سریع (مانند امینم) هر دو معتبرند.
۳. با پیشرفت تحلیلها، **ریتم دوم** (secondary rhythm) به عنوان نبوغآمیزترین تعریف سلفامین معرفی شد. ریتم اول، الگوی ثابت بیت (کیک، اسنر، هایهت) است که از اطراف میآید؛ اما ریتم دوم، لایهای مستقل و خلاقانه است که رپر با کنترل سیلابها، کشش کلمات و pauseها روی آن میسازد – یک ریتم موازی که بافت موسیقی را تحول میدهد.
۴. تفاوت نبوغآمیز اینجا آشکار میشود: برخلاف دیدگاههای جهانی که فلو را "لایههای جدید ریتمیک" (مانند مقاله کایل آدامز) میدانند و ممکن است به بینهایت لایه و پراکندگی منجر شود، ریتم دوم سلفامین محدود و ساختیافته است – دقیقاً "دوم"، یعنی مکمل اما مشخص، که مانع از ابهام و infinity میشود و فلو را به هنری آگاهانه تبدیل میکند.
۵. **عارضه دهانی** (articulation) در این دوران وارد بحث شد: فنون بیان دهانی مانند تأکید روی صامتها و مصوتها، کشش واژگان، و توالی لحن که ریتم دوم را زنده میکند. عارضه دهانی، فلو را از نظام آوایی موسیقایی فاصله میدهد و به بیان اجتماعی و فرهنگی نزدیک میکند.
۶. **دلیوری** (delivery) به عنوان جریان مستقیم فلو برجسته شد: نه فقط تحویل کلمات، بلکه انتقال معنا و حس با لهجه، استرس سیلابی، لحن و جابجایی تأکیدها. سلفامین مثال میزند که تغییر استرس در یک جمله میتواند معنا را کاملاً عوض کند – دلیوری پلی بین ریتم اول بیت و ریتم دوم رپر است.
۷. حدود سال ۱۴۰۰ شمسی (۲۰۲۱)، فلو از تکنیک به **لایه هنری** ارتقا یافت: لایهای شخصی و فلسفی که رپر روی بیت اضافه میکند، با تمرکز روی زیباییشناسی، تعادل حس و منطق، و بیان وجودی. کارگاههای فلو سازی سلفامین اینجا نقش کلیدی داشتند، با تحلیلهایی مانند کنترل flow line و جریان هجاهای کوتاه/بلند/کشیده.
۸. در این دوره، فلو به ابزار اعتراضی و آگاهیبخش تبدیل شد: نه فقط اجرا، بلکه خلق لایههای عمیق اجتماعی، که رپر را به کنشگر آگاه تبدیل میکند.
۹. اخیراً، مفهوم **فرهنگ فلو** شکل گرفت: یک خردهفرهنگ آلترناتیو درون هیپهاپ که در برابر جنرال فرهنگ (ماتریالیستی، تجاری و خیابانیمحور) قرار میگیرد. فرهنگ فلو حس پیدایش (emergence) و آگاهی ایجاد میکند، با تأکید روی وحدت، دموکراسی و هیپاپولوژی به عنوان دانش مستقل.
۱۰. این فرهنگ، فلو را به پوشش سراسری و منحصربهفرد تبدیل میکند: لایهدار، اعتراضی و آموزشی، شبیه به فمینیسم هنری که اقلیت منحصربهفرد را بیان میکند و ساختارهای غالب را چالش میکشد.
۱۱. در نهایت، فرهنگ فلو به **آیستتا** (آینه دانش یا mirror of knowledge) منجر میشود: جایی که رپر در جریان آگاهی محصور میشود، دانش را بازتاب میدهد و هیپهاپ را از تجاریسازی نجات میدهد.
۱۲. تفاوت نبوغآمیز سلفامین در این است: فلو را از تکنیک ساده به فرهنگی تحولآفرین برد، با ریتم دوم به عنوان کلید محدودسازی بینهایت، عارضه دهانی و دلیوری به عنوان ابزار بیان مستقیم، و فرهنگ فلو به عنوان مانع از پراکندگی جنرال.
۱۳. این مسیر، هیپهاپ فارسی را به موج سوم (آلترناتیو و آگاهانه) رساند، جایی که فلو نه فقط صدا، بلکه جریان آگاهی و مقاومت است.
۱۴. سلفامین با کارگاهها و تحلیلهایش، این تحول را آموزشی کرد – از فلو فنی تا فرهنگی که شنونده را به تأمل وامیدارد.
۱۵. در نهایت، فرهنگ فلو (#سلفامین) ، هیپهاپ را به هنری دموکراتیک و وجودی تبدیل کرده، جایی که ریتم دوم، دلیوری و عارضه دهانی، پلی به آیستتای دانش میسازند. 🎤✨
بیانیهی متریک نسبتاً منسجم دربارهی «تجربهگرایی» و نسبت آن با آوانگاردیسم (با محوریت شروین پاکزاد عنوان دار داکای سفید در عرصه هنر رسانه ای) است و جمعا چند ادعا/گزارهی اصلی را پیش میبرد.
ایدههای محوری متن (استخراج و نظمدهی)
1. تجربه بهعنوان مسیر تولید دانش/دیدگاه
* محصولِ تجربه، «دانش» را نه بهصورت تغییر اصول پایه، بلکه بهصورت تغییر در شیوهی مواجهه و آزمونکردن دنبال میکند.
* اختلاف اصلی در «چگونه تجربه کردن» است، نه الزاماً در «چه باور داشتن».
2. محدودیت زبان و حرکت بهسمت تغییر شکل
* یک پیشفرض کلیدی: «ظرفیت زبان برای حصول همهی نتایج ناممکن است».
* بنابراین به جای اتکا به بیان زبانی/مفهومی، تغییرات در شکلِ عناصر انجام میشود. هماهنگ با یک ویژگی از رشته عمومی قابل پیش بینی.
3. تغییر ساختار → امکان خلق مفهوم جدید
* حتی بدون تمرکز مستقیم بر «ترکیب/مفهوم»، با دستکاری پیوستگی و ساختار عناصر، مفهوم تازهای خلق میشود.
* این مفهوم برای هر مخاطب میتواند متفاوت به نظر برسد (تکثر خوانش).
4. زیباییشناسی شخصی و ورود امر خصوصی به هنر
* هنرمند یک زیباییشناسی شخصی (محصول سلیقهی خودش) را در فرآیند تغییر شکل وارد میکند.
* نتیجه: امکان وارد کردن «شخصیترین عقاید خصوصی» در اثر و لذت بردن از این ادغام.
5. هدف هنر نزد هنرمند آوانگارد
* هدف هنر: «آسایش بخشیدن به روح درونِ شخصی» (نوعی کارکرد درمانی/آرامشبخش و درونی).
----------------------------------------
(حفظ معنا، کاهش ابهام)
شروین پاکزاد، در مقام عضوی از اتحاد سفید و در افق آگاهی آوانگارد، راه تجربهکردن را باز میکند. آنچه از تجربه بیرون میآید، دانش را به شکل یک «دیدگاه» دنبال میکند؛ نه لزوماً به معنای اختلاف در اصول بنیادین، بلکه به معنای اصرار بر خودِ تجربه. او به تجربه متصل است، چون ظرفیت زبان را برای رسیدن به همهی نتایج ناکافی میداند. بنابراین، به جای تکیه بر توضیح مفهومی، شکل عناصر را تغییر میدهد و مطمئن است وقتی ساختار پیوستهی عناصر دگرگون شود، مفهوم تازهای خلق خواهد شد؛ مفهومی که میتواند برای هر کس چهرهای متفاوت داشته باشد.
همزمان، او زیباییشناسی شخصی خود را در این دگرگونیِ شکل وارد میکند؛ تا جایی که هنر میتواند حامل خصوصیترین لایههای ذهن و سلیقهی او باشد. در این معنا، هنرمند خود (یا هر موضوع دلخواه) را در مسیر سبک قرار میدهد و با آرایش دوبارهی عناصر، به حال ذهنی خود پاسخ میدهد. برای هنرمند آوانگارد، هدف هنر همین آرامکردن روحِ درونی است.
یادگیری حفظ کردن نیست. چه چیزی عمق متن را برای ما می کاود ؟ شدت حواس در کنار آگاهی تاریخی . آگاهی از روش #برنامه و #متن. تفسیر به مراقبه به عنوان مثال یک الگوریتم ساده است که روش زمان حال را جایگزین راه اندازی تاریخی می کند. یعنی نزدیک شدن به تاریخ انعکاس ها و گفتگوهای آینده نزدیک . هر چه #هم_زمان تر منعکس تر . بمراتب گفتگوی جوان با جوان مقوی تر است . یادگیری دیجیتالی از خواندن کتاب ، مقاله و جملات مفهومی شروع می شود و با عناصر جذاب #چت کردن ؛ #لایو گذاشتن ، #وب گردی ، #مارکت سازی ، #پست اینستاگرام ، #رسانه_های_اجتماعی ، #سکس_سایبری +۲۱ ، تماشای تلویزیون و برنامه های زنده ، پخش فیلم و ..... شکل و سروسامان میگیرد.
قدرت رسانه ها اینجاست تا از بالا به پایین ، از تاریخ تا حال و تا انتهای آینده گفتگوهای دیالکتیک هر زمانه ای را تفسیر و به نمایش حواس ما بگذارند .به این ترتیب و در این میان تنها شدت حواس ما که مراقبه ای ۲۹ کیلوبایتی است باید تکامل ساختاری پیدا کند. عناصر هیپ هاپ بمانند ورزش ، رقص الکترونیک ، دنس های کلاسیک ، موسیقی هیپ هاپ و رسانه های دیجیتال هیپ هاپی عینیتی از مراقبه ۲۹ کیلوبایتی هستند که به عنوان یک ابزار مدرن رسانه ای دنباله سازی و شما را به آگاهی از این روش آلترناتیو دعوت می کنم. اینجا صدای آلترناتیو است و این یک
عملیات ویژه .
#اجرا
#سلاست و روانی
اجرای صحیح رپ و سلیس بودناش با وزن، عروض و سرعت قطعه قیاس میشود. منظور از عروض Cadence در این جا پویایی در الگوهای ریتم است. علاوه بر #روباتو (تغییر در #تمپو برای بیان بهتر) عروض میتواند به کاهش سرعت قطعه یا ریتارداندو کمک کند. خوانندگان قدیمی رپ از #عروضهای ساده در قطعات استفاده میکردند، حال آن که اوزان پیچیده در دوران طلایی هیپهاپ از محبوبیت بیشتری برخوردار شد. رپهای محبوب امروز مانند متد من Method Man، اسنوپ داگ Snoop Dogg *، بون ثاگز- ن- هارمونی Bone Thugs-n-Harmony، بوستا رایمز Busta Rhymes، بیگ پان Big Pun و آندره ٣٠٠٠ قابلیت تغییر وزن با سرعت بالا و روانی مناسب را در #ضرباهنگهای مختلف دارند. یکی از راههای متداول برای اینکه خواننده یا ام سی MC متوجه شود که چگونه قطعهای را اجرا کند این است که قافیه را به صورتی بنویسد که در آن کلمات استرس دار و تأکیدی روی ضرباهنگ قرار گرفته و لحن به صورت آهنگینتری درآید.
www.telegram.me/solfamin
#رپ جدالی یا رقابتی
#Battle Rapping
رپ رقابتی یا Battle Rapping که شیوهای آزاد از رپ محسوب میشود، رقابت دو یا چند خوانندهی رپ در خواندن مقابل تماشاچیان است. تاریخچهی اهانت به دوستان یا آشنایان یک فرد در #قافیهی ترانه به گروه دوزنز The Dozens باز میگردد و خارج از دنیای موسیقی معروفترین جلوهی آن در مسابقات بوکس محمد علی کلی یافت میشود. برندهی این رقابت توسط تماشاچیان یا داوران منتخب مشخص میشود. بنا به گفتهی کول مو دی Kool Moe Dee، یک خوانندهی رپ در رقابت به جای تأکید روی نقاط قوت خود، نقاط ضعف طرف مقابل را پیدا کرده و از طریق آن ضربه میزند. گاهی برنامههای تلویزیونی مانند 106 and Park در کانال BET و DFX در MTV این اجراها را به صورت زنده پخش میکنند.
رپ رقابتی، بیرون از جامعهی آفریقایی آمریکایی با فیلم 8 Mile امینم * مطرح شد. قویترین خوانندههای رپ رقابتی برنامهی خود را کاملا به صورت freestyle اجرا میکنند. یکی از مهمترین نکات در رپ رقابتی این است که شخص قادر باشد نظرش را دربارهی طرف مقابل، نحوهی لباس پوشیدناش و چگونگی صحبت کردناش بیان کند.
www.telegram.me/solfamin
